>
مهاجران ایرانی، رویدادهای کانادایی، در مجله تیتر

first page

کم‌تر سیگار بکش

به یاد لوون هفتوان. به قلم قصیده گلمکانی! اغراق درباره‌ی خوبی‌های افراد پس از مرگ‌شان از عادت‌های ما ایرانی‌هاست که چندان میانه‌ای با آن ندارم. دلیل این اغراق را دقیق نمی‌دانم اما احتمالا تصور می‌شود چون دیگر دست رفتگان از دنیا کوتاه است، چه خوب و چه بد، داستان‌ها درباره‌شان می‌بافیم تا گاه عقده‌گشایی کنیم و گاه تملق‌… اما در ...

Read More »

فجرالملل

چندی پیش جشنواره فیلم فجر به پایان رسید. اما فقدان آثاری که مخاطبین را با عنصر اندیشه درگیر کند بسیار چشمگیر بود! تنها ویژگی متمایز «سی و ششمین دوره این جشنواره» رشد نسبی و پخته شدن عناصر شنیداری و دیداری فیلم ها بویژه در شاخه جلوه های ویژه و فیلمبرداری بود!. ‌فیلم هایی چون « مغزهای کوچک و‌ زنگ زده» ...

Read More »

برندگان جایزه گرنت NVP معرفی شدند

نخستین دوره کمک هزینه عکاسی مستند هیات بررسی پروپزال های ارسال شده به نخستین گرنت عکاسی مستند NVP، اسامی سه عکاس برنده این کمک هزینه را اعلام کرد. هیات انتخاب آژانس عکس ان.وی.پی، پس از بررسی پروپوزال های ارسال شده، هیچ پروژه ای را به تنهایی واجد شرایط دریافت تمام کمک هزینه نیافت. از این رو این گرنت بین ۲ ...

Read More »

چرتی کوتاه روی صندلی های مخملی

  هنگامی که «خطوط افقی و موازی نت های موسیقی» با «عناصردیداری و میزانسن های تئاتری» تلفیق شوند، ماحصل آن شکل گیری هنر والای «اپرا» است.هنری ترکیبی ‌که توسط گروهی از نوازندگان و خوانندگان که صداهایی رسا و جادویی دارند به اجرا در می آید. اپرا ریشه در درد و شادی های جوامع و فرهنگ های مختلف دارد و گونه ...

Read More »

آن غول زیبای شلنگ انداز

نیاز سلیمی از لوون هفتوان میگوید: دو سه روز بعد از اينكه وارد تورنتو شد به من زنگ زد. سعيد كاردر قبلا راجع به او و آمدنش صحبت مختصرى با من كرده بود و اينكه وقتى رسيد ميخواهد ديدارى داشته باشيم. يكشنبه بعد از ظهرى بود در ماه آگوست. گوشى را كه برداشتم خودش را معرفى كرد و فورأ اسم ...

Read More »

زود رفت اما چه خوب رفت…

به یاد لوون سال 2003 یا 2004 دقیقا یادم نیست ، برنامه ای تلویزیونی در تورنتو اجرا میکردم به نام فیلم و سینما که خیلی بیننده داشت. اون موقع هنرمندان فعال در زمینه سینما و تئاتر در تورنتو انگشت شمار بودند . من هم سه ، چهار سالی بود که ساکن تورنتو شده بودم. یک روز یکی از دوستانم به ...

Read More »

هجرت یک ذهن سیال

به یاد لوون هفتوان فرهاد آهی   خبر تلخ بود. اما غافلگیر کننده نبود. لااقل برای جمع کوچکی از دوستان لوون که از شب قبل خبر سکته کردن و بستری شدنش در بیمارستان را شنیده بودیم. سعید به امید شنیدن خبر بهوش آمدن لوون هر ده دقیقه یکبار می رفت روی بالکن تا با ایران تماس بگیرد و حالش را ...

Read More »

مراسم یادبود کوچ “لوون هفتوان” در دیوار چهارم

گزارش تصویری از بزرگداشت لوون هفتوان -عکس ها از یاسمن ده میانی پنجشنبه ۱۵ مارچ ۲۰۱۸، تماشاخانه دیوار چهارم در تهران میزبان جمعی از دوستان و نزدیکان لوون هفتوان بود تا یاد و خاطره  او را زنده نگاه دارند. مرحوم هفتوان نخستین اثر تئاتری خود پس از بازگشت به ایران را در این تماشاخانه روی صحنه برده بود. «بازی یالتا» ...

Read More »

میان ماندن و بودن !

دلنوشته ساسان اسوندی بر خاموشی لوون هفتوان رفتنش را میشود باور کرد اما نبودش را هرگز نوشتن درباره دوست از دست داده سخته ، نوشتن درباره دوست تازه از دست داده سخت تره ، درباره لوون …. نمی‌دونم ، شاید خیلی سخت باشه . کسیکه نبودش خیلی خیلی حس میشه ، لوون خاص بود ، زیاد حرف نمی‌زد و شوخی ...

Read More »

دوباره گم‌شدن‌‌ش اندوهی ژرف است

یادداشت محمد یعقوبی در سوگ لوون هفتوان برخی نخستین بار نگاه‌ و توجه‌ا‌ت را به خود صید می‌کنند و نمی‌توانی دیگر به وجودشان بی‌اعتنا باشی. برخی به زمان نیاز دارند تا شاید در دل بنشینند البته اگر زمان و بخت یارشان باشد. لوون در سال ۱۳۶۹ در نقش مردی آسیابان در نمایش اسب نوشته‌ی محمد چرم‌شیر و کارگردانی بهرام عظیم‌پور ...

Read More »

به سرش هوای مسکو زد و رفت

مجید موثقی برای لوون هفتوان مینویسد من «لوون هفتوان» رو «تاواریش لوون» صدا می زدم، آنهم  به خاطر خاطرات مشترکمان که هر دو در مسکو درس خونده بودیم و کلی نوستالژی نسبت به تئاتر و سینمای روسیه داشتیم. من در آکادمی سینمایی مسکو (وگيك- VGIK) و او در دانشگاه تئاتر مسکو (گیتیس-GITIS) درس خوانده بود که هر دو مدرسه تا ...

Read More »

قسمت بود … الحمدلله

دلنوشته محمد شیروانی، کارگردان فیلم “لرزاننده چربی” در سوگ لوون هفتوان از ابتداى سال ١٣٩٠ من و دستيارانم به دنبال مرد ميانسال چاقى مى گشتيم تا بتواند نقش اصلى لرزاننده چربى را بازى كند . در طول ٦ ماهى كه فيلمنامه بارها توسط ارشاد رد شد مردان چاق زيادى را ديديم كه فقط چاق بودند.يك محيط چاق! اما ما كه ...

Read More »

مراقب خودت باش تا به‌زودی

برای لوون هفتوان، مصطفا عزیزی در کارگاه نقاشی محمود معراجی اولین‌بار دیدم‌اش. خودش را که نه، تابلوی نقاشی بسیاری نفیسی که آقای معراجی نقاش چیره دست از او کشیده بود و ابهت اشرافی داشت را دیدم. تصور کردم یکی از شاهزاده‌گان فرانسوی یا آرشی‌دوک‌های انگلیسی ست و تعجب کردم چرا کنار تابلوی دکتر براهنی و سایر مشاهیر ایرانی ست. دیدارش ...

Read More »

زود؟ به‌وقت؟ دیر؟ تفاوتی دارد؟

برای لوون   زود؟ به‌وقت؟ دیر؟ تفاوتی دارد؟ بعضی‌ها زود می‌میرند؛ زودتر از آن‌که فرصتی داشته باشند برای دیدن، شناختن، کشف کردن، تجربه کردن، لذت بردن و لذت بخشیدن، و تاثیر گرفتن یا تاثیر گذاشتن. بعضی‌ها سر وقت می‌میرند؛ هنگامی که کارهایی را توانسته‌اند بکنند و تجربه‌هایی و لذت‌هایی و اثرهایی..، و بعضی‌ها برعکس، خیلی دیر می‌میرند؛ وقتی که- اگر ...

Read More »