>
مهاجران ایرانی، رویدادهای کانادایی، در مجله تیتر
International Diaspora Film Festival

راهیابی به Diaspora از Cannes سخت تر است

گفتگو با شهرام تابع، دبیر فستیوال بین المللی فیلم دیاسپورا
هلیا قاضی میرسعید

هلیا قاضی میرسعید  Helia Ghazi روزنامه نگار - کانادا

هلیا قاضی میرسعید
Helia Ghazi
روزنامه نگار – کانادا

وقتی صحبت از کانادا می شود، شاید اولین تصویر، آبشار نیاگارا باشد و خب بعد هم سکوتی طولانی. برای تازه واردها، کانادا و به خصوص تورنتو، شهر غریبه ای نیست. شهری ست پر جمعیت و آدم هایی که با نگاه کردن به چهره شان در کسری از ثانیه می فهمی به اینجا تعلق ندارند و مهاجرند.

دیگر دارد 14 سال می شود از روزی که موضوع «مهاجرت» چنان ذهن «شهرام تابع» را به خود مشغول کرد که تصمیم گرفت جشنواره فیلمی راه بیندازد و اسم آن را بگذارد: Diaspora  اسمی که قرار نیست به دنبال معادل فارسی آن بگردیم، چون راه به جایی نمی بریم.

اما می توانیم با شهرام تابع محمدی، دبیر «فستیوال بین المللی فیلم دیاسپورا» به گفتگو بنشینیم و از دغدغه هایش و خاطرات این چهارده سال بپرسیم و او هم با حوصله و دم گرمی که دارد، پرسش هایمان را پاسخ دهد و در هر فرصتی یادآوری می کند که این فستیوال و موفقیت آن مدیون یک کار جمعی است و اگر موفقیتی به دست آمده و جشنواره جای خودش را باز کرده، این افتخار نصیب تمام کسانی است که در تمام این سالها بدون هیچ چشم داشتی با فستیوال همکاری کردند.

چهاردهمین دوره «فستیوال بین المللی فیلم دیاسپورا» از روز 7 تا 9 نوامبر 2014 در سینما کارلتون تورنتو برگزار می شود و علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند به سایت جشنواره به آدرس www.diasporafilmfest.com مراجعه کنند.

شهرام  تابع محمدی  Shahram Tabe

شهرام تابع محمدی
Shahram Tabe

***

آیا مهاجرت شما به کانادا با مشکل همراه بود که تصمیم گرفتید جشنواره ای با این مضمون برگزار کنید؟

نه، راستش را بخواهید اگر بخواهم بین دو کلمه «راضی» و «ناراضی» یکی را انتخاب کنم، باید بگویم که از این مهاجرت «راضی» بودم. اما به هر حال از آنجا که در سینما فعالیت داشتم و فرهنگ مهاجرت برایم اهمیت داشت، تصمیم به برپایی جشنواره گرفتم. چون وقتی سینما و فرهنگ مهاجرت را با هم ادغام کردم برایم منتهی به سینمای Diaspora  شد.

شما در مصاحبه هایی که داشتید، همیشه روی این اسم تاکید داشتید و حتی در مورادی که برخی آن را ترجمه کردند، شما همچنان واژه Diaspora  را به کار می برید. این تاکید دلیل خاصی دارد؟

اینکه من می گویم سینمای Diaspora  و نمی گویم سینمای تبعید یا سینمای مهاجرت به این دلیل است که این واژه در فارسی معادل دقیقی ندارد. در «مهاجرت» یک بار انتخابی وجود دارد،یعنی یک نفر یا خانواده ای به انتخاب خودش، تصمیم می گیرد از سرزمینی به سرزمین دیگری برود. «تبعید» دقیقا برعکس است و در آن اجبار نهفته است. در واقع شخص به دلیل فشاری که اکثرا  سیاسی است و شرایطی که در کشورش وجود دارد، دیگر نمی تواند در آنجا بماند و به اجبار از آنجا کنده می شود و به سرزمین دیگری می رود. اما واژه Diaspora  بار مثبت یا منفی ندارد. در واقع به نوعی هم تبعید را در برمی گیرد و هم مهاجرت را و این واژه همه آن ابعادی را که ما می خواستیم دربرمی گرفت.

International Diaspora Film Festival

International Diaspora Film Festival

فستیوال Diaspora در طول این 14 سال چه فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته است؟

اولین سالی که ما این جشنواره را برگزار کردیم، جشنواره دیاسپورای ایرانی بود. سال سوم بود که تصمیم گرفتیم آنرا به صورت جهانی برگزار کنیم و به تدریج این جشنواره بزرگ و بزرگتر شد. یادم هست اولین سالی که این جشنواره را برگزار کردیم مدت آن یک روز و نیم بود، اما سالهای بعد هم به لحاظ تعداد فیلم و هم از نظر تعداد کشورهایی که در جشنواره شرکت کردند، بزرگ شد. همچنین در این راه افراد بسیاری به ما پیوستند. واقعیت این است که من به تنهایی نمی توانستم این جشنواره اداره کنم و فکر می کنم اما با همراهی و کمک های یک تیم حرفه ای، این کار ممکن شد. نکته ای که به آن افتخار می کنم این است که افراد بسیاری از کشورها و فرهنگ های مختلف، به شکل داوطلبانه آمده اند و همه به کمک هم کار می کنیم و این جشنواره را پیش می بریم. برای مثال Co-Director  فستیوال Paul de Silva  است که خودش یکی از باتجربه ترین تهیه کنندگان سینما و تلویزیون در کاناداست که در دانشگاه U of T و Ryerson  هم تدریس می کند. همچنین «اتم آگویان» یکی دیگر از افرادی است که از نزدیک با ما همکاری دارد و همسرش Arsinee Khanjian هم در Board of Directors حضور دارد. وکیلی هم با فستیوال Diaspora کار می کند که در واقع وکیل Entertainment است و بدون همکاری این افراد، فستیوال به اینجا نمی رسید.

پس با این تفاسیر به افقی که روز اول داشتید، رسیدید؟

این قضیه مثل سراب می ماند. هرچه جلوتر می رویم، افق و هدفمان هم بزرگتر و دورتر می شود. البته از آنچه روز اول در نظر داشتیم، گذشته ایم، اما هر سال هدفمان بزرگتر و مهمتر می شود. تا جایی که الان یک مشکلی که داریم این است که جشنواره ما به عنوان اداره کنندگانش، دارد بزرگتر می شود. دقیقا مانند نوجوان 14 ساله ای می ماند که هر روز قد می کشد و درشت تر می شود و دیگر لباس های سال قبل اندازه اش نیست. یکی از مشکلاتی که به آن برخوردیم این است که جشنواره Diaspora می خواهد استخوان بترکاند و خیلی بزرگتر شود، اما ما توانایی اداره جشنواره ای در آن حد و اندازه را نداریم. به همین خاطر من و تمام کسانی که در این سالها داوطلبانه در این جشنواره کار کرده اند، در تلاشیم تا فستیوال را در همان حدو اندازه ای 3 -4 سال پیش بود، نگه داریم و نگذاریم بزرگتر شود.

Arsinee Khanjian & Atom Egoyan

Arsinee Khanjian & Atom Egoyan

به عنوان کسی که این جشنواره پایه گذاری کردید، احساسی ترین و خاطره انگیزترین اتفاقی که در این سالها افتاد، چه بود؟

فکر کنم بزرگترین اتفاق مثبتی که افتاد، از طرف افراد سرشناس جامعه کانادایی فستیوال Diaspora با استقبال مواجه شد. روزی که من تصمیم گرفتم جشنواره را به صورت بین المللی برگزار کنم، خیلی ترس داشتم چون نمی دانستم سر راه من چاهی است که خودم و جشنواره در آن می افتیم و از بین می رویم یا برعکس راهی است که قدم گذاشتن در آن به رشد جشنواره کمک می کند. در نهایت تصمیم گرفتم ریسک کنم و بعد از 2 سال جشنواره را به صورت International برگزار کردم و بعد دیدم چقدر این قضیه مورد توجه دایره هنری کانادا قرار گرفت. یادم هم یک روز تلفنی به من شد از طرف آرسینه خانجیان و گفت:«من و همسرم Atom Egoyan خیلی جشنواره شما را دوست داریم و حرکت خوبی است و می خواهیم به شما کمک کنیم. چه کاری از دست ما برمی آید؟» این اتفاق برای من خیلی خوشحال کننده بود و با هم در یک کافی شاپ قرار گذاشتیم و در مورد فستیوال باهم صحبت کردیم که چه کارهایی می شود انجام داد و نهایتا آنها به جمع ما پیوستند. یا مثلا Paul de Silva برای دیدن فیلم ها آمده بود و شب آخر خودش را معرفی کرد و گفت که فستیوال را دوست دارد  و می خواهد به ما کمک کند.

همکاری ما با او از کارهای بسیار کوچکی شروع شد، اما وقتی دیدم پتانسیل و علاقه زیادی دارد که بیشتر در جشنواره حضور و همکاری داشته باشد، بعد از 2 سال به او پیشنهاد دادم که Co-Director جشنواره شود و او هم قبول کرد. در مورد «دیپا مهتا – Deepa Mehta» هم همین اتفاق افتاد. وقتی فیلم آخرش «بچه های نیمه شب – Midnight’s Children» را می ساخت، تماس گرفت و گفت که خیلی فستیوال ما را دوست دارد و از آنجا که فیلم مخفیانه ساخته شده بود و کسی از ساخت آن اطلاعی نداشت، گفت می خواهد فیلمش برای اولین بار در جشنواره Diaspora  مطرح شود و چون فیلم حتی ادیت هم نشده بود، چند کلیپ از فیلم را برای اولین بار با حضور خودش به نمایش گذاشتیم و همین کار او اعتبار زیادی برای جشنواره ما کسب کرد. اینها اتفاقاتی بودند که در این سالها من را بسیار خوشحال و راضی کرده اند و فکر می کنم ریسکی که روز اول کردم، ارزشش را داشت.

با توجه به موضوع فستیوال، فیلم هایی که به نمایش می آیند، احساسات و عواطف مخاطب را درگیر می کنند، به ویژه اگر تماشاگر خودش این تجربه را داشته باشد، بیش از پیش با فیلم همذات پنداری می کند. آیا در این سالها فیلمی بوده که با دیدنش بسیار تحت تاثیر قرار گرفته باشید؟

جشنواره محلی است برای عرضه کردن فیلم ها به بیننده. در نتیجه من خودم هم به عنوان یک بیننده فیلم هایی را خیلی دوست دارم و برخی را کمتر. در این سالها اما 2 فیلم در من تاثیر زیادی گذاشت و همیشه این دو فیلم جزو  بهترین فیلم هایی بود که در سالهای اخیر دیده بودم. یکی فیلم L’Esquive از کارگردان تونسی به نام Abdellatif Kechiche بود که سال گذشته هم با فیلم Blue Is the Warmest Colour سر و صدا به پا کرد. فیلم دیگر «تبعیدی ها» از کارگردان شناخته شده فرانسوی از «تونی گاتلیف – Tony Gatlif» بود که روی من خیلی تاثیر گذاشت و آنها را بسیار دوست دارم.

International Diaspora Film Festival 2014

International Diaspora Film Festival 2014

به طور متوسط هر سال چند فیلم متقاضی شرکت در جشنواره دیاسپورا است؟

ما هر ساله بیش از 300 فیلم دریافت می کنیم و از این تعداد باید حدود 30 اثر را برای نمایش انخاب کنیم و این کار بسیار دشواری است و همیشه به فیلمسازان این را می گویم که پذیرفت شدن در جشنواره فیلم Diaspora به مراتب از راه یافتن به «جشنواره فیلم کن» سخت تر است. چون در آنجا تقریبا از 2 یا 3 فیلمی که فرستاده می شود، یک فیلم انتخاب می شود، اما در جشنواره فیلم دیاسپورا، از هر 10 فیلم، یک فیلم انتخاب و نمایش داده می شود.

امسال چطور؟

دقیق نمی دانم، ولی فکر می کنم بالای 300 فیلم داشتیم.

در این سالها کدام کشورها بیشتر از فستیوال Diaspora استقبال کردند؟

کشورهایی که ما معمولا بیشترین فیلم را دریافت می کنیم، فرانسه و آلمان هستند. در فرانسه بیشتر فیلم هایی که مربوط به مردم آفریقای شمالی مثل الجزایر، تونس و یا مراکش می شود و از آلمان هم بیشتر فیلم هایی که مربوط به مهاجران ترک می شود، بیشترین تعداد فیلم ها را شامل می شوند. امسال تعدادی کشور جدید هم داشتیم که برای اولین بار فیلم برای ما فرستاده بودند، مانند تایوان و برمه. البته پیش از فیلم هایی در مورد برمه ساخته شده بودند را نمایش داده بودیم، اما امسال برای اولین بار فیلمی که ساخت خود کشور برمه است و در فستیوال های مختلف دیگر هم مورد استقبال قرار گرفته است.

با توجه به اینکه کانادا کشور مهاجرپذیری است، استقبال فیلمسازان کانادایی از فستیوال دیاسپورا چطوره بوده؟

خیلی خوب بوده، ما از کانادا هر سال تعداد زیادی فیلم داریم و تقریبا یک سوم فیلم هایی که تا کنون نمایش دادیم، تولید کانادا بوده، فیلم هایی که برای اولین بار در جشنواره ما به نمایش درآمدند و با استقبال خوبی مواجه شدند و پس از آن بسیار مشهور شدند. به عنوان مثال Ruba Nadda  از کارگردانان خوب کاناداست که چندین فیلم کوتاه او در جشنواره ما به نمایش درآمد وپس از آن فیلم هایی که ساخت مثل Cairo Time  و یا فیلم Sabah  فروش بسیار خوبی در کانادا داشتند. فیلمساز کانادایی دیگری که با فستیوال Diaspora کارش را شروع کرد Dany Laferriere بود که دو فیلم Le goût des jeunes filles و همچنین How to Conquer America in One Night در جشنواره ما به نمایش درآمد و پس از آن در حوزه نویسندگی بسیار موفق و مشهور شد.

Iranian – Mehran Tamadon, France/Switzerland, 2014, 105 min, in Farsi with English Subtitles

برای شرکت در این فستیوال همین که اثر در ارتباط با Diaspora باشد کافی است یا فیلم ها شرایط دیگری را هم باید دارا باشند؟

برای شرکت داده شدن در فستیوال، همین که در ارتباط با موضوع باشد، کافی است.اما خب همانطور که قبلا گفتم از 300 فیلمی که به دست ما می رسد، حدود 30 فیلم برای نمایش انتخاب می شوند و هیات انتخاب ما در طول مراحل انتخاب موارد بسیاری را مدنظر قرار می دهند، از جمله کیفیت هنری، شیوه تولید و… در نهایت فیلم هایی که مناسب  تشخیص داده می شوند را توصیه می کنند و در آخر از بین فیلم هایی که توسط این هیات توصیه شده اند، برنامه فستیوال را نهایی می کنیم. همچنین فیلم هایی که به فستیوال راه می یابند، اگر به زبان انگلیسی نباشند، باید زیرنویس انگلیسی داشته و در یک سال و نیم گذشته ساخته شده باشند. البته گاهی بخش مروری بر آثار فیلمساز داریم که در آن بخش فیلم ها لزوما جدید نیستند. برای مثال ما سال گذشته مروری بر آثار Glauber Rocha  را داشتیم و فیلم های بیشتر در دهه 60 و 70 ساخته شده اند. اما در بخش اصلی برنامه، سال ساخت فیلم ها مدنظر قرار می گیرند.

امسال برنامه ای در بخش مرور دارید؟

نه، امسال موضوع فستیوال «دیاسپورای درون» است که به اشاره به زندگی افرادی دارد که در کشور خودشان «دیاسپورا» و غریبه به حساب می آیند. در واقع ما امسال به ریشه های مهاجرت می پردازیم. به اینکه در کوشرهای مهاجرخیز چه اتفاقی می افتد که به دلخواه یا اجبار، کشورشان را ترک می کنند. امسال فیلمی از «محمد رسول اف» نمایش می دهیم که در مورد قتل های زنجیره ای که خیلی استادانه نشان می دهد که شرایط سیاسی ایران چگونه است که این همه نخبه، دانشجو، تحصیل کرده و روشنفکر از کشور فرار می کنند. هر چند این فیلم به صورت مخفیانه در ایران تهیه شده، اما کیفیت با فیلم هایی که در شرایط عادی و بدون دغدغه و دردسر ساخته می شوند، برابری می کند.

The Price of Sugar (Hoe Duur was de Suiker) – Jean van de Velde, The Netherlands, 2013, 121 min, in Dutch with English Subtitles, Canadian Premiere Opening film, Nederlands Film Festival 2013

و مهمان ویژه چطور؟

امسال ما جشنواره را فشرده تر برگزار می کنیم، چون سالنی که هر سال در آن برنامه داشتیم در دست تعمیر است و به همین دلیل مهمان ویژه ای هم نخواهیم داشت و تنها برنامه ای که غیر از نمایش فیلم داریم، جلسه پرسش و پاسخ برای فیلم The Price Of Sugar خواهد بود که به مسئله بردگی می پردازد.

برای تهیه بلیت و اطلاعات بیشتر به سایت فستیوال مراجعه کنید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*