>
مهاجران ایرانی، رویدادهای کانادایی، در مجله تیتر

پادشاه قلمرو قهرمانان

به مناسبت تولد مارتین اسکورسیزی

علیرضا امیری  روزنامه نگار - نروژ

علیرضا امیری
روزنامه نگار – نروژ

«ما زندگی می کنیم همانطور که رویاهایمان را می بافیم.»

برگرفته از رمان قلب تاریکی اثر جوزف کنراد

scorces020610

«مارتین اسکورسیزی» کارگردان، فیلمنامه‌ نویس، تهیه‌کننده و بازیگر سرشناس سینمای جهان که عنوان‌دار تمامی‌جوایز معتبر دنیای فیلم از جمله اسکار، گلدن گلوب، بافتا، نخل طلا و جایزه تلویزیونی «امی» است، 72 ساله شد. در سینمای کنونی تعداد اندکی وجود دارند که به عنوان شاخصه های درخشان عرصه های کارگردانی، بازیگری، آهنگسازی و غیره شناخته و تحسین می شوند. یکی ازاین افراد «مارتین اسکورسیزی» کارگردان مولف سینمای آمریکاست که بدون شک از برترین های جهان در این عرصه محسوب می شود. معرفی «اسکورسیزی» و آثار او در یک مقاله طوری که بتوان با او و تعدادی از فیلم های او آشنا شد کار آسانی نیست. ولی تلاش بر این است که تا حدودی به توان به بررسی زوایای گوناگون سینمای این کارگردان موفق و صاحب سبک پرداخت.

«اسکورسیزی» متولد 1942 نیویورک – او کودکی رنجور و ضعیف بود و مبتلا به بیماری تنگی نفس، به همین خاطر بیشتر اوقات خود را در خانه می گذراند. در ابتدا دوست داشت که کشیش شود و همه عمر خود را وقف کلیسا کند اما در میانه راه هوای سینما به سرش زد و مسیرش تغییر پیدا کرد. او که در مدرسه مذهبی درس می خواند به مدرسه فیلمسازی نیویورک رفت و توانست از آنجا فارغ التحصیل شود. بعد از دوره لیسانس تصمیم گرفت که ادامه تحصیل دهد ولی به خدمت سربازی اعزام شد و در نبرد ویتنام به شدت زخمی شد.

Goodfellas

Goodfellas

خوشبختانه بعد از سربازی توانست فوق لیسانس خود را در همان دانشگاه به پایان برساند و در همان دوران بود که کم کم شروع به ساختن فیلم های کوتاه کرد. اولین فیلم بلندش سیاه و سفید بود و «چه کسی در خانه من را می زند» نام داشت که همراه دوستانش «تلما شونمیکر» و «هاروی کایتل» آن را ساخت. در مورد این فیلم می توان گفت که الگوی خدشه ناپذیر فیلم های بعدی او شد. قهرمانی تنها، عاصی و خشن با داستانی که حالت بیوگرافیک به خود می گیرد. این همان چیزی است که در فیلم های بعدی او به شدت نمود پیدا می کند و شاکله آثار او را می سازد. «پایین شهر» فیلمی دیگر از اوست که همان حال و هوای فیلم های قبلی او را در خود دارد – پایین شهر به زندگی خیابانی ایتالیایی های مهاجر در نیویورک می پردازد و با اینکه جز آثار اولیه «اسکورسیزی» است اما در زمره کارهای ستایش شده او قرار می گیرد.

و بالاخره در سال 1973 اولین همکاری او با «رابرت دنیرو» آغاز می شود که به گفته منتقدین یکی از رویایی ترین همکاری های سینما با حضور این دو شکل گرفته است. اولین همکاری این زوج فیلم «خیابان بی رحم- mean streets» است که «دنیرو» در کنار «هاروی کایتل» نقش آفرینی می کند. نقش آفرینی «دنیرو» بقدری چشمگیر بود که از او دعوت شد تا در قسمت دوم «پدرخوانده» نقش «ویتو کورلئونه» را ایفا کند.

Mean Street

Mean Street

کار «اسکورسیزی» بالا می گیرد و «الن برستین» او را برای فیلم «آلیس دیگر اینجا زندگی نمی کند» انتخاب می کند و طوری اعمال نفوذ می کند که او بتواند کارگردانی فیلم را بر عهده بگیرد و جالب اینکه «الن برستین» اسکار بهترین بازیگر زن را در آن سال از آن خود می کند. سال 1976 یکی از بیادماندنی ترین فیلم های تاریخ سینما توسط «اسکورسیزی» ساخته شد:«راننده تاکسی»، که «رابرت دنیرو»، «هاروی کایتل» و «جودی فاستر» جوان در آن به ایفای نقش می پردازند. «راننده تاکسی» درباره شخصیتی عصیانگر است که در بیرونی ترین لایه اجتماع زندگی می کند، اما ذهنش درگیری پلیدی ها و پلشتی های جامعه است. فیلم «راننده تاکسی» در فضایی می گذرد که فحشا و اقسام خلاف ها در خیابان ها حکمفرماست. از طرف دیگر تبلیغات برای انتخابات ریاست جمهوری هم در تمام سطح شهر دیده می شود. شخصیت اصلی فیلم (تراویس با هنرنمایی دنیرو) فردی است که دچار بی خوابی عصبی کننده است و هرشب برای وقت گذراندن به سینماهایی می رود که فیلم های «پورنو» در آن نمایش می دهند. اما این تنها شروعی برای یک پایان هولناک است.

«مارتین اسکورسیزی» با هنرمندی تمام صحنه ها را برای نمایش «دنیرو» آماده و پرداخته می کند، او آنقدر به «دنیرو» ایمان دارد که حتی بازی فی البداهه او در برابر آینه را دست نخورده باقی می گذارد، همان سکانسی که «رابرت دنیرو» با خود صحبت می کند و برای آینه مقابلش اسلحه می کشد. این فیلم «اسکورسیزی» همیشه در لیست فیلم های محبوب تاریخ سینما قرار دارد. اما نکته ای دیگر در مورد «راننده تاکسی»…می دانیم که در سال 1980 «رونالد ریگان» رئیس جمهور وقت آمریکا ترور شد. «جان هینکلی» یک شهروند عادی آمریکا بعد از دیدن فیلم راننده تاکسی تصمیم می گیرد که به سبک و سیاق «تراویس» در فیلم، رئیس جمهور را ترور کند که البته موفق نمی شود. او بعدها گفت که دلباخته «جودی فاستر» در فیلم «راننده تاکسی» شده بود. حال می توان فهمید که یک فیلم تا چه حد می تواند بر جامعه تاثیر بگذارد.

Wolf of Wall Street

Wolf of Wall Street

در طی سالهای بعد او «نیویورک نیویورک» را ساخت که فیلمی موزیکال بود و باز با هنرنمایی «رابرت دنیرو». فیلم به نوعی ادای دین بود به سینمای موزیکال هالیوود که متاسفانه با شکست تجاری روبرو شد و منتقدین نیز روی چندان خوشی به آن نشان ندادند. همانطور دو فیلم بعدی اش به نام های «آخرین والس» و «پسر آمریکایی» هم به قول معروف چنگی به دلها نزد. آن سالها «اسکورسیزی» به کوکایین معتاد شده بود و این موضوع به شدت بر روی کارهایش تاثیرگذاشته بود. او بعد از ترک کوکایین فیلم افسانه ای «گاو خشمگین» را با همکاری «دنیرو» ساخت که از نگاه بسیاری از مجلات تخصصی سینما و دست اندرکاران این هنر، بهترین فیلم دهه هشتاد محسوب می شود. همچنین این فیلم به عنوان بهترین فیلم ورزشی سینما شناخته شده است.

البته «اسکورسیزی» برگ جدیدی در این فیلم برای سینما رو می کند:«جو پشی» که کاندیدای اسکار نقش مکمل برای همین فیلم می شود. «گاو خشمگین – Raging Bull» درباره خشونت است، هم خشونت ظاهری و هم خشونت پنهان در جامعه. فیلم درباره یک قهرمان بوکس است که از درک زنان اطراف خود به شدت عاجز است. او به همه زن ها بدبین است، حتی زن خودش. او این تصور را ندارد که ممکن است زنی پاک و مومن هم وجود داشته باشد. از نظر او زنان فقط وسیله ای برای شهوت رانی هستند و نه بیشتر. «گاو خشمگین» از یک داستان واقعی برگرفته شده، داستان یک قهرمان بوکس به نام «جیک لاموتا» که از محله های فقیرنشین شهر سربرآورد و توانست در بوکس حرفه ای، موفق شود و میلیون ها دلار درآمد کسب کند ولی متاسفانه سرنوشت غم باری پیدا کرد. او در نهایت سقوط می کند و تبدیل به دلقکی در یک کاباره می شود که با گفتن جک های سخیف مشتریان را سرگرم می کند. فیلم نامزد 8 جایزه اسکار شد که موفقیتی بزرگ برای «اسکورسیزی» به حساب می آمد.

Taxi Driver

Taxi Driver

«سلطان کمدی» فیلم بعدی او بود که علیرغم محبوبیت در میان منتقدین، در گیشه شکست خورد و فروش اندکی کرد. پس از آن، او فیلم «آخرین وسوسه مسیح» را کارگردانی کرد که فیلمی جنجالی از آب درآمد و صدای کلیسای کاتولیک و مراکز مذهبی دیگر را درآورد. اکران فیلم در جهان با واکنش های متفاوتی روبرو شد و دوباره نام «اسکورسیزی» را بر سر زبان ها انداخت و نگاه ها را به خود معطوف کرد.

بعد از آن فیلم، او دو تا از بهترین فیلم های گانگستری را ساخت به نام های «رفقای خوب» و «کازینو». در هر دو فیلم «رابرت دنیرو» بار دیگر بعد از «گاو خشمگین» در کنار «جو پشی» قرار می گیرد. «تنگه وحشت» فیلم درخشان دیگری بود که «اسکورسیزی» بازهم با همکاری «دنیرو» ساخت. فیلم که بازسازی یک فیلم قدیمی به همین نام بود، توانست هم در گیشه موفق شود و هم توجه منتقدین را به خود جلب کند.

Departed

Departed

همانطور که در ابتدای متن اشاره شد نوشتن در مورد همه فیلم های «اسکورسیزی» در یک متن کوتاه حتی اگر به صورت تیتروار هم باشد کار تقریبا غیر ممکنی است. به نظر نگارنده می توان آثارشاخص اسکورسیزی را به دو گروه اصلی تقسیم کرد:

فیلم هایی که او با هنرنمایی «رابرت دنیرو» ساخته و آثاری که او با همکاری «لئوناردو دیکاپریو» کارگردانی کرده است. به نظر می رسد که هر دوی این بازیگران بخش عمده شهرت خود را مدیون همکاری هایشان با «مارتین اسکورسیزی» هستند.

Martin Scorsese in Hugo

Martin Scorsese in Hugo

او شم قوی دریافتن و پرورش شخصیت های عاصی جامعه دارد. او می داند که در لایه های زیرین همین اجتماعی که در آن زندگی می کند، قهرمانان بی نظیری زندگی می کنند و هر کدام این پتانسیل را دارند که فیلم درخشانی در مورد آن ها ساخته شود. خشونت عریان فیلم های «اسکورسیزی» آزاردهنده نیست حتی در مهوع ترین شکل و شمایل آن باز هم تماشاگر را اذیت نمی کند (نگاه کنید به صحنه پایانی راننده تاکسی یا کازینو) شاید از نگاه منتقدین، سینمای او سینمای خشونت نامگذاری شده باشد، اما او همیشه معتقد است که سینمای او سینمای منتقد است.

به هرحال فیلم های «اسکورسیزی» هرکدام واقعه ای بی نظیر محسوب می شوند طوری که هرکدام از فیلم های او بعد از نمایش تا ماهها و یا سال ها مورد بررسی و نقد دوستداران و منتقدین سینما قرار می گیرند. موقعیتی که بسیاری از همکاران او به آن رشک می ورزند.

TAXI Driver

TAXI Driver

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*