>
مهاجران ایرانی، رویدادهای کانادایی، در مجله تیتر

آپولون ایرانی

به مناسبت 18 اسفند تولد مجید انتظامی اسطوره موسیقی سینمای ایران
علیرضا امیری

علیرضا امیری روزنامه نگار - نروژ

علیرضا امیری
روزنامه نگار – نروژ

موسیقی از همان اوایل اختراع سینما توسط «برادران لومیر» تبدیل به یکی از عناصر اصلی و جدایی ناپذیر آن شد، حتی فیلم های صامت اولیه نیز با موسقی در سالن های سینما نمایش داده می شدند. در طی همه این سالهایی که سینما به عنوان هنر هفتم در عرصه فرهنگ جوامع به ترکتازی مشغول بوده موسیقی فیلم تاثیرو ارزشی هم پایه سناریو و حتی کارگردانی فیلم داشته است و این موضوع اغراق نیست اگر بگوییم که فیلم ها بخش اعظم تاثیر خود را مدیون حضور و عملکرد موسیقی خود هستند. حتما شما هم موافقید که بسیاری از شاهکارهای سینمای دنیا بی حضور موسیقی خود در بین تماشاگران زیاد شناخته شده نیستند و حتی شهرت موسیقی این فیلم ها خیلی جلوتر از خود فیلم ها قلب تماشاگران سینما را به تسخیر خود در آورده است. به عنوان یادآوری می توان به چندین نمونه طلایی در تاریخ سینما اشاره کرد تا موضوع بهتر روشن شود. موسیقی فیلم «پاپیون» ساخته «جری گلداسمیت» که بعد از چیزی بیش از 40 سال هنوز هم نمی توان حس ناامیدی و تلخی موسیقی آن را منکر شد. یا موسیقی های سه گانه دلار: «به خاطر یک مشت دلار»، «به خاطر چند دلار بیشتر» و «خوب- بد- زشت» همگی ساخته آهنگساز افسانه ای سینما «انیو موریکونه» هستند.

حال اگر بخواهیم نگاهی کوتاه به سینمای ایران بیاندازیم، می توانیم آن را البته از نظر موسیقی فیلم به دو دوره قبل و بعد از انقلاب تقسیم کنیم. در فیلم های قبل از انقلاب سینمای ما بیشتر شاهد آوازخوانی و لب زدن هنرپیشه های زن و مرد آن دوران بود که مرحوم «محمدعلی فردین» و «فروزان» نمونه های بارز آن بودند. در اصل می توان گفت که هنرپیشه ها تا حدودی جور آهنگسازها را در سینما می کشیدند و به آنها کمک می کردند. ولی خوب در بین تمامی این ها موارد چندی نیز وجود داشت که کارهای بسیار زیبا و قابل تاملی بودند که قسمت اعظم آن ها توسط آهنگساز بزرگ قبل از انقلاب «اسفندیار منفردزاده» ساخته و اجرا شده بود. او آثار بیاد ماندنی زیادی در عرصه های مختلف موسیقی خلق کرد. موسیقی فیلم های «قیصر»، «گوزنها» به کارگردانی «مسعود کیمیایی» و «طوقی» به کارگردانی مرحوم «علی حاتمی» از جمله کارهای این هنرمند هستند.

در دوره بعد از انقلاب که کلا ساختار سینما و فیلم های آن دچار تغییرات بنیادی شد، آهنگسازان متعددی وارد این عرصه شدند ولی به نظر نگارنده هیچکدام از آن ها قابل مقایسه با «مجید انتظامی» نیستند. فقط نگاهی کوتاه به کارنامه هنری «مجید انتظامی» این موضوع را کاملا روشن می کند که چرا او اسطوره کنونی آهنگسازی سینمای ایران است و در جایگاهی قرار دارد که برای آهنگسازان کنونی سینمای ما کاملا دست نیافتنی و در قله ای مه آلود است. اما چرا «مجید انتظامی» بر بلندای جایگاهی ایستاده که کسی را یارای برابری با او نیست؟…

برای پاسخ به این سوال باید به آثاری که این هنرمند در طی دوران هنری خود خلق کرده نگاهی کوتاه داشته باشیم. همانطور که در سایت های اینترنتی آمده او در دوره ابتدائی شروع به فراگیری موسیقی کرد و یکسال پس از گرفتن دیپلم هنرستان وارد ارکستر سمفونیک شد و زیر نظر «آنتوان کاتلوس ابوا» آموخت. سپس برای ادامه تحصیل به آلمان سفر می‌کند و در آنجا به دانشگاه می‌رود. او فارغ‌التحصیل «کنسرواتوار برلین» است. او در آلمان نزد اساتیدی چون «کارل اشتاین» تحصیل موسیقی را ادامه می‌دهد و با ارکسترهای زیادی همچون ارکستر سمفونیک برلین و ارکستر فیلارمونیک آلمان همکاری می‌کند. سال ۱۳۵۳ پس از بازگشت به ایران در ارکستر سمفونیک تهران استخدام شده و تدریس در دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی را از همین سال آغاز می‌کند و قطعاتی را نیز برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌سازد. اولین تجربه موسیقی تصویری اش با ساخت موسیقی فیلم کوتاه «زال و سیمرغ» در سال ۱۳۵۶ بود و با ساخت موسیقی فیلم «سفر سنگ» بطور حرفه‌ای کار ساخت موسیقی فیلم را آغاز کرد. او نزدیک به ۱۰۰ موسیقی فیلم و حدود ۱۰ موسیقی صحنه‌ای نوشته است که در اجرای بعضی از آنها به عنوان نوازنده حضور داشته است و یکی از فعالترین آهنگسازان موسیقی فیلم در پس از انقلاب است.

پرداختن به همه کارهای مجید انتظامی در نوشتاری چنین کوتاه، امری نشدنی است. در این متن فقط اشاره ای بسیار کوتاه به بعضی از شاهکارهای او می شود، آن هم در حد تجدید خاطره و یادآوری.

او تجربه همکاری با بسیاری از کارگردانان بزرگ ایران را در کارنامه خود دارد. «سفر سنگ» جز اولین کارهای او به حساب می آیند، فیلمی از «مسعود کیمیایی» که گفته می شود به نوعی انقلاب سال 57 را پیش بینی کرده بود با هنرنمایی «سعید راد» و «گیتی پاشایی» که البته خود از آهنگسازان چیره دست محسوب می شد و بعدها آهنگ متن فیلم «تیغ و ابریشم» را برای کیمیایی ساخت. همکاری بعدی انتظامی با کیمیایی فیلم جنجالی «خط قرمز» بود که متاسفانه فیلم به دلایل متعدد از جمله داستان فیلم و بی حجاب بودن «فریماه فرجامی» به اکران در نیامد و برای همیشه به محاق توقیف رفت. در طول سالهای جنگ مجید انتظامی برای فیلم های جنگی «عقابها»، «پلاک»، «گذرگاه»، «هراس» و «کانی مانگا» موسیقی متن ساخت و اجرا کرد. به نظر می رسد نوع موسیقی ساخته شده برای این فیلم ها به گونه ای است که تماشاگر را برمی انگیخت و نوعی حس ناسیونالیستی را تداعی می کرد. فقط کافی است برای نمونه به موسیقی ابتدای دو فیلم «عقابها» و «گذرگاه» گوش کنیم و ببینیم که بعد از گذشت حدود 30 سال چقدر موسیقی آنها تاثیرگذار و مهیج است.

موسیقی فیلم «ترن» ساخته مرحوم «امیر قویدل» یکی دیگر از شاهکارهای مجید انتظامی است. فیلمی درباره یک قطار حامل سوخت که مرتب در حال گریز است. در مورد موسیقی این فیلم باید گفت که انتظامی نوعی حرکت قیام گونه و شروع یک حرکت دسته جمعی را در موسیقی ای که ساخته گنجانده، این حس در سکانس انتهایی فیلم و موسیقی نهایی فیلم کاملا در ذهن تماشاگر تداعی بروز پیدا می کند، حرکت و شروعی بزرگ توسط مردم. جالب اینکه رادیو و تلویزیون در مواقع مشخصی از موسیقی فیلم «ترن» به کرات استفاده کرده و می کنند و این نشان از کارکرد و نفوذ این موسیقی در میان جامعه دارد.

همکاری «مجید انتظامی» و «ابراهیم حاتمی کیا» جنبه های دیگری از هنر او را متبلور کرد و سینما شاهد ساخت و اجرای چندین اثر ناب و بیاد ماندنی بود، از جمله این آثار می توان به «از کرخه تا راین»، «بوی پیراهن یوسف» و «آژانس شیشه ای» اشاره کرد. راستش نمی توان گفت که کدامیک از موسیقی های این سه فیلم بهتر و یا تاثیرگذارتر از دیگری است. بیاد داریم که موسیقی «از کرخه تا راین» با سوتی نواخته می شود و ناخودآگاه تماشاگر حرفه ای را بیاد کارهای «انیو موریکونه» می اندازد، تمی غمگین و جانکاه که در زمان نمایش فیلم تاثیر چند برابری پیدا می کند و تراژدی فیلم را کامل می کند. در مورد موسیقی «بوی پیراهن یوسف» باید به یاد بیاوریم که حتی بعضی از مداحان مشهور آن دوران در ایام محرم همان سالها از تم و ریتم آن برای ساخت نوحه های خود استفاده می کردند که با استقبال طرفداران خود روبرو شدند و این خود نشان از محبوبیت این اثر در بین حتی مذهبیون دارد. و موسیقی آژانش شیشه ای…وقتی به این اثر گوش می دهیم حس همدردی تماشاگر با «حاج کاظم» برمی انگیزد، حاج کاظمی که گروگان گیر بودن او اصلا مهم نیست بلکه مهم ماموریت و هدفی است که او برای خودش تدارک دیده و قصد دارد آن را تا انتها به انجان برساند حتی اگر به قیمت همه چیزش تمام شود.

سه فیلم «عقابها»، «آخرین پرواز» و «حمله به اچ 3» جز فیلم هایی هستند که داستان ها و موضوعاتشان به نوعی با هواپیما و زندگی خلبانان هواپیماهای جنگی مرتبط بودند. هر سه فیلم موسیقی کاملا تاثیرگذاری دارند و حس تعلیق و هیجان را به تماشاگران تزریق می کنند. به نظر نگارنده موسیقی فیلم «آخرین پرواز» نمونه یک شاهکار بی بدیل در این زمینه است. برای نمونه نگاه کنید به سکانس دوم فیلم، وقتی هواپیمای فانتوم روی باند فرودگاه می نشیند و انگار تماشاگر بوسیله موسیقی فیلم به نوعی مقهور قدرت هواپیما و مهارت خلبان می شود. یا در سکانسی که فرامرز صدیقی در نقش خلبان، شبانه به آشیانه فانتوم ها می رود و آنها را با دقت و حسرتی تمام نشدنی نظاره می کند و گویی با خود می گوید که کدام یک از این ها را باید به عنوان باج به دشمن تحویل دهم؟

«گرگها»

«مجید انتظامی» برای چندین سریال تلویزیونی موسیقی ساخته که بعضی از آن ها جزو آثار برجسته تلویزیون محسوب می شوند. در این بین فقط به سریال اشاره ای کوتاه می کنیم. سریال پرطرفدار «گرگها» ساخته «داوود میرباقری» که در دهه شصت به نمایش در آمد. داستان افول حکومتی ستمگر که اعمال و زورگویی های عمال آن، حکومت را از درون منهدم می کند. سریال هنرمندان زیادی را به خدمت گرفته بود اما در کنار همه این عوامل موسیقی این سریال بود که در یادها ماند. موسیقی سریال «گرگها» تمی شورانگیز داشت و بیاد داریم که بعد از اتمام سریال همه تا انتهای تیتراژ می نشستند و موسیقی آن را گوش می کردند.

مجید انتظامی حتی برای تنها فیلم واقعا ترسناک سینمای ایران یعنی «شب بیست و نهم» هم موسیقی به شدت تاثیرگذاری خلق کرده است. او سمفونی ها و قطعات بی نظیر زیادی ساخته و اجرا کرده است. وقتی به کارنامه هنری انتظامی نگاه می کنیم با طیف گسترده و متنوعه ای از موسیقی های بیاد ماندنی و بی نظیرمواجه می شویم. آن وقت است که پی می بریم که چرا او تنها اسطوره موسیقی سینمای ایران است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*