>
مهاجران ایرانی، رویدادهای کانادایی، در مجله تیتر

ملاقات بانوی سالخورده

نقد چند نمایش روز در سوئیس
مجید موثقی
زوریخ

مجید موثقی Majid Movasseghi نویسنده و کارگردان

مجید موثقی
Majid Movasseghi
نویسنده و کارگردان

 

«-Schauspielhaus شاوشپیل هاوس» یا همان خانه نمایش سوئیسی ها یکی از سالن های تئاتر خوب آلمانی زبان در جهان نمایش است که سال 1892 در شهر زوریخ  تاسیس شد و تا به امروز از رشد خوبی در جذب مخاطب برخوردار بوده است.سالن اصلی آن«Pfauenbühne- صحنه نمایش طاووس»نام دارد و سالن دیگر آن به تئاتر« Schiffbau -کشتی سازی»معروف است که بنای آن درگذشته یک کارخانه  کشتی سازی در این شهر بوده است.

دربرنامه امسال خانه نمایش سوئیسی ها نمایش هایی از«ایبسن،شیللر،لسینگ،کلاوس مان،زیبیله بِرگ،آرتور میلر،بکت و حتی کیشلوفسکی »دیده می شود.یکی از ویژه گی خوب«شاوشپیل هاوس»نمایش آثار نمایشنامه نویسان بومی خود یعنی «ماکس فریش-Max Frisch» و«فردریش دورنمات-Friedrich Dürrenmatt» است که می توان در سالهای اخیر از نمایش های«نام من گانتن باین است،اشتیلر،آندورا،قول،فیزیکدانها  و پنچری» از این دو نویسنده فقید نام برد.

Shauspielhaus

۱. ملاقات بانوی سالخورده

نمایشی که تازه گی ها در این مجموعه خوب درخشیده است«ملاقات بانوی سالخورده»اثر جاودانه دورنمات به کارگردانی«ویکتور بودو-Viktor Bodo» است. دراماتورژِ این نمایش درک درستی از تئاتر گروتسک  داشته و کارگردان نیز تسلط خوبی در انتخاب درست بازیگران،سازماندهی و زنده کردن عناصر تئاتر داشته است. در این نمایش دورنمات آیینه ای واژگون در برابر اعمال ضد انسانی بشر قرارمی دهد که اعوجاج تصاویر آن در ابتدا برای همگان مضحک است،اما کمی بعد مخاطب درمی یابد که به گناهان و وسوسه های جاه طلبانه خود خیره شده است و مشغول خندیدن به رفتارهای متناقض خویش است تا  دیگران. دورنمات در ایجاد این پارادوکس بی همتاست.

Viktor Bodo کارگردان ملاقات بانوی سالخورده

Viktor Bodo کارگردان ملاقات بانوی سالخورده

دورنمات  در”ملاقات بانوی سالخورده” نقاب نون به نرخ روز خوردن آدم ها را تدریجا افشا کرده واین ریاکاری را دردی همگیر و جهان شمول می پندارد که نه تنها در شهر”گولن” درحال رشد است بلکه می تواند درهرسرزمینی دیگری نیز پدیدارگردد.پیشبینی دورنمات در سال 1956-زمان نوشتن این نمایشنامه- اکنون با  گسترش نظام سرمایه داری در جهان به حقیقت پیوسته است زیرا امروز پول قادر است فرهنگ،هنر،اقتصاد،علم،سیاست، وجدان و رفاقتِ انسانها را به راحتی خریداری کند.

ما در این نمایش می بینیم که چگونه دانشمندان،هنرپیشگان،خبرنگاران،پزشکان،صنعت گران،سیاستمداران و ورزشکاران،عاشقان سینه چاک این زن برای رسیدن به اهدافشان هستند.دورنمات اعتقاد داشت”دنیای آشفته ما بیشتر جایی برای کمدی است تا تراژدی!ازآن هنگام که ایجاد تراژدی واقعی امکانپذیر نیست،کمدی روش خوبی برای بیان حقایق به شمار می‌رود.”در واقع دورنمات،فریش و برشت مثلث متساوی الاضلاعی از دیالکت،گروتسک و پارادوکس را تشکیل می دهند که با آثارخود خیال سرگرم کردن تماشاچیان را نداشتند بلکه خواهان شنیدن اعتراض مردم نسبت به نابرابری،بی عدالتی  و تبعیض درجهان بودند.

«کلاوس برومالمایر- Klaus Brömmelmeier»

«کلاوس برومالمایر- Klaus Brömmelmeier»

تحلیل درست متن  نیز از نکات برجسته این اجرا توسط بازیگران آن است که می توان از بازی خوب«فریدریکه واگنر-Friederike Wagner» درنقش«کلر زاخاناسیان»نام برد.افکت های صوتی خوبی هنگام راه رفتن این شخصیت شنیده می شد تا مصنوعی بودن اندام این زن سالخورده و به زورسرپا ایستادن او،تشدید شود.ملاقات او از زادگاهش یادآور زخم کهنه ای است که  دوباره سرباز کرده است.منحنی درام این اثربا پیشنهاد میلیاردی این زن به مردم شهر برای از بین بردن”آلفرد ایل”-معشوقه ی که درگذشته به این زن خیانت کرده-آدم ها را تبدیل به بردگان نامحسوسی می کند که برای رسیدن به تمدن از حمل اسلحه و قتل دوست خود باکی ندارند.

میزانسن های نمایش بویژه در لحظاتی که کلر از بالای صحنه ناظر بر بذرنفاقی است که خود پاشیده است،خوب سازماندهای شده است.نکته تحلیلی این اثر در آن است که آلفرد با بازی خوب«کلاوس برومالمایر- Klaus Brömmelmeier»» در پایان نمایش دیگر از مرگ هراسی ندارد،زیرا او تنها کسی است که هشیار مانده و می داند که این فریب خوردگان با کشتن او و دریافت مژده گانی،خود را در نظام سرمایه داری و فساد مالی غرق خواهند کرد و می بینیم که او حتی با اشتیاق آخرین سیگار خود را دود می کند و این همان پاردوکس و تناقضی است که در پایان این اجرا ذهن تماشاچی را با خود درگیر می کند که چه کسی عدالت واقعی را اجرا کرده است.

فریدریکه واگنر-Friederike Wagner» درنقش«کلر زاخاناسیان»

۲. ناتان فرزانه

سالن تئاتر«Schiffbau – کشتی سازی»

نمایش«ناتان فرزانه-Nathan der Weise» به کارگردانی خانم« دانیلا لوفنر-Daniella Löffner»از دیگر کارهای اجرا شده در “شاوشپیل هاوس” است.این نمایشنامه در سال 1879 توسط  نویسنده آلمانی«گوتهولد لسینگ»که از چهره های شاخص«عصر روشنگریAge of Enlightenment-» است نوشته شده است.لسینگ  در این نمایشنامه  با خلق شخصیت ناتان،صلاح الدین،رشا و لوی،معترض به  تعصبات مذهبی و تفکرات یک جانبه  در جنگ سوم صلیبی  بوده است.سلطان صلاح الدین،جوانی مسیحی را به خاطر شباهت به برادرش آزاد می کند.این جوان مسیحی(لوی)شیفته دختری یهودی به نام رشا می شود و در پایان می بینیم که این شباهت بی جهت نبوده است و پیوندی درگذشته بین مسیحیت،یهودیت و اسلام در قالب یک خانواده صورت گرفته است و امروز دست تقدیر این حلقه های گمشده را گردهم آورده است.

مقایسه سه مذهب رایج در جهان با سه انگشتر طلایی که همگی از عیار یکسانی برخوردارند و فراموشی آنکه کدام خالص تر و یا بهتر است،نشان از تفکر انسانی و صلح طلبانه لسینگ دارد که بهترین عیار همان خرد انسان است و نه دین و کیش او! اما دراموتورژی«گِوِندولین ملشینگر-Gwendolyne Melchinger» با آوردن شخصیت ها از چند قرن گذشته به دنیای مدرن چنگی به دل نزده است.تنها کلیشه های رایج هرمذهب مثل پوشیدن و عبادت کردن،شخصیت ها را از هم تفکیک کرده و در انتها مخاطب فرصت عمیق نگاه کردن به این آدم ها را پیدا نمی کند.

Daniela Löffner کارگردان ناتان فرزانه

Daniela Löffner کارگردان نمایش ناتان فرزانه

نمایش با  صدای اذانی طولانی شروع می شود.مشخص نیست که این زمان زیاد برای نشان دادن نماز خواندن مسلمانان که همگی سیاه پوش هستند چه کمکی به این اجرا کرده است!در واقع به غیر از صحنه شمشیر بازی عمل نمایشی خلاق و جذابی که مخاطب را با خود همراه کند به چشم نمی خورد و کار خسته کننده ای از آب درآمده است.نکته ای که می توانست در این نمایش لحاظ شود این بود که، درگیری فعلی اعراب و یهویان امروز بیشتر سیاسی است تا مذهبی! شاید بهتر بود این اجرا از قرن هجدهم میلادی شروع  و با بحران سیاسی روز این منطقه به پایان می رسید.نمایش”ناتان فرزانه “وزنه سنگینی بود که کارگردان آن نتوانست بالای سرببرد.البته تلاش بازیگران و بدن های آماده آنها در این اجرا کاملا ستودنی و قابل تقدیر است،مثل بازی«رابرت هونگر بولرRobert Hunger-Bühler» در نقش ناتان یهودی متمولی که در اورشلیم  زندگی می کند.

او با از دست دادن خانواده اش دراوج ناامیدی به سوی خرد بازمی گردد.او به این یقین می رسد که تفاوتی بین ادیان وجود ندارد و سازش و اتحاد،مهمترین نکته ای است که در اندیشه ی انسان می تواند جایگزین تعصبات مذهبی او شود.عقلی که با اتکا به خود و بدون دخالت آسمانی  قادر به تمیز دادن جهان خویش و برطرف نمودن ابهامات بشراست که پیشینه این تفکر در”مکتب اصالت عقل” در قرن هفدهم توسط«رنه دکارت» نیز تبلور یافته بود.

سالن تئاتر«Schiffbau – کشتی سازی»

سالن تئاتر«Schiffbau – کشتی سازی»


 

۳. قطعه موسیقی شبانه

«باربارا فرای-Barbara Frey »یکی از کارگردانان دیگر این مجموعه است که در زمینه اجراهای مدرن بسیار فعال است.او نمایشنامه هایی از«اوریپید،شکسپیر،مولیر،ایبسن،گولدونی،چخوف،کافکا »را تا به امروز در سالن های تئاتر “شاوشپیل هاوس” به روی صحنه برده است.در اکثراین اجراها  شخصیت ها از شرایط محیطی و تاریخی خود خارج شده اند و به جهانی مدرن انتقال یافته اند.«قطعه موسیقی شبانه-Nachstück» یکی از کارهای جدید اوست که از آهنگساز خلاقی به نام«فریتزهائزر-Fritz Hauser» بهره می برد.به نظر می رسد که این  نمایش  از منطق خاصی پیروی نمی کند و در حیطه آثار تجربی-بی کلام قرارمی گیرد که از این نظر به فضای تئاتر ابزورد نزدیک تر است.اپیزودهای این نمایش تداعی کننده جهانی است که از تردید،جبر،عشق،خیانت،رقابت و جدایی آکنده است.

نکته حائزاهمیت این اجرا روایت این موقعیت های ذکر شده تنها با بدن و آوای بازیگران و موسیقی زنده است.شخصیت های این نمایش با فضای فشرده پیرامونشان سازگار نیستند و تدریجا گوشه گیرشده و پا در هوا در گوشه ای از صحنه رها می شوند.نگاه های پر از تردید این آدم ها و سردی ناشی از رفتارهای آنها به گونه ای است که انگار همگی در یک قلمرو روحی بی حاصل سیر می کنند.موسیقی کار ترکیبی از سازهای کوبه ای است که پیوند خوبی با عناصر دیداری کار برقرار کرده است.صحنه نمایش  ترکیبی ازیک نیمکت در خیابان و اتاقی با دو در ورودی در بالای صحنه است  که نوری خیره کننده به همراه موسیقی اپیزود ها را به هم ربط می دهد.توانایی فیزیکی و بدنی بازیگران این نمایش بسیار چشمگیر است.

Barbara Frey کارگردان قطعه موسیقی شبانه

Barbara Frey کارگردان قطعه موسیقی شبانه

۴. چند پیغام برای کائنات

«چند پیغام برای کائنات- Einige Nachtrichte an das All» نوشته«ولفرام لوتز-Wolfram Lotz» به کارگردانی«برام جانسن- Bram Jansen» نمایشی خلاقی که از موقعیت های بسیار جذاب و غیر قابل پیشبینی برخوردار است.اجرا ازهمان ابتدا با باد شدن بی پایان یک بادکنک در صحنه و اضطراب ناشی از ترکیدن آن شروع خوبی دارد.دلیل وجود انسان،فضا و کهکشان پیرامون ما،جستجوی معنای زندگی و یافتن راز جاودانگی از نکات برجسته این نمایش است که از بار فلسفی خوبی برخورد است.با اینکه تمام این مفاهیم پیچیده در زمانی دو ساعته سخت قابل هضم  هستند،ولی اجرا ریتم قابل قبولی دارد و بازیگران آن بسیار خلاق و تاثیرگذار ظاهر شده اند.

درخت خشکی که درعمق صحنه وجود دارد تداعی کننده تفکری ساموئل بکتی است که انتظار و آینده بشر را عبث و تاریک نشان می دهد که تداعی کننده تئاتر ابزورد است که ریشه در پوچی،یأس،اضطراب و ناهنجاری انسان بعد از جنگ جهانی دوم دارد.دنیایی که امروز برای بعضی ها با آسایش و رفاه توأم است و برای برخی دیگر با بدبیاری و مصیبت همراه  شده است.شاید مشکل کوچک این نمایش در این بود که از اطلاع رسانی زیادی برخوردار است و در انتها مشخص نمی شود که حامل چه پیغامی برای مخاطب است.«میریام مرتنس-Miriam Maertens»، «آندره ویلموند-Andre Willmund» ،«کلادیوس کُربِر-Claudius Körber» و«فریتس فنه-Fritz Fenne» از بازیگران خوب این نمایش بودند.

برام جانسن- Bram Jansen کارگردان چند پیغام برای کائنات- Einige Nachtrichte an das All

برام جانسن- Bram Jansen کارگردان چند پیغام برای کائنات- Einige Nachtrichte an das All

 

One comment

  1. سلام
    مطلب شما را با ذکر منبع در وبلاگ و کانال تلگرامم نقل کرده ام؛
    در صورتی که مخالفتی دارید اطلاع دهید تا حذف نمایم.
    https://t.me/Dopram

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*