>
مهاجران ایرانی، رویدادهای کانادایی، در مجله تیتر

چگونه با هوای تورنتو کنار بیاییم

طناز تقی زاده
Tannaz Taghizadeh

“ممکن است در راه از این طرف خیابان به آن طرف خیابان یخ بزنی.” ،”مواقعی می شود که اعلام می کنند برای یک هفته از خانه بیرون نروید و گرنه قلبتان در اثر سرما از کار می افتد.”، “دست هایت طوری یخ می زند که حتی نمی توانی کلید در خانه ات را از توی کیف بیرون بیاوری”. این ها از جمله صدها عبارات وحشت آوری بود که وقتی داشتم به تورنتو می آمدم دوستان عزیز از من دریغ نکردند. من ، یک آدم سرمایی که همیشه از زمستان بیزار بودم و از سرمای زمستان تهران که الان می فهمم اصلا سرمایی نبوده می نالیدم با این حرف ها راهی تورنتو و به قول ِ بعضی ها “شهر یخی” شدم، آن هم در ماه فوریه که سردترین ماه زمستان این جاست. امسال قرار است سومین زمستان را هم در تورنتو بگذارنم . نه تنها هنوز زنده ام و وسط هیچ خیابانی یخ نزده ام بلکه با تعجب دوستان و اطرافیان به خوبی توانستم با هوای تورنتو کنار بیایم.

راستش را بخواهید هیچ جا تهران خودمان نمی شود. در تهران 4 فصل را داریم ومهم تر از همه ، تغییرات عجیب و غریب هوایی نداریم. 3 ماه بهار است با لباس های خودش و 3 ماه زمستان است با شالگردن و پالتو ، 3 ماه تابستان است و 3 ماه پاییز. هوای طبیعی تهران را هیچ جا ندارد حتی کالیفرنیا منهای البته آلودگی اش . در کالیفرنیا مواقعی می شود که 4 فصل را در یک روز  می بینید. صبح پاییز است ، ظهر به قدری گرم است که مجبور می شوی لباس عوض کنی و صندل بپوشی ، عصر مثل اوایل بهار است و هوس یک ژاکت می کنی و شب هم کاپشن  می پوشی. این ها را می نویسم تا شاید بتواند به افرادی که سال هاست در تورنتو زندگی می کنند و 8 ماه سال را غر می زنند و همچنین به کسانی که قرار است برای بار اول  در زمستان به شهر زیبای تورنتو پا بگذارند کمک کند.

  • استفاده از دستکش ، کلاه و شال گردن الزامی است. مخصوصاً کلاه، وقتی گوش هایتان پوشیده باشد باد تورنتو هر چقدر هم که سریع و مرگ بار باشد نمی تواند شما را از پا در بیاورد.
  • حتما به همه ی فرمایشات وحشت آور اطرافیان در باب سرمای تورنتو گوش کنید. ممکن است در بین کسانی که ساعت ها در باب هوای تورنتو سخن می رانند با کسانی مواجه شوید که اصلا تا به حال به کانادا سفرنکرده اند ولی اشکال ندارد تمام حرف ها را گوش کنید و سعی کنید باور کنید. آن وقت زمانی که به تورنتو می آئید می بینید که آن قدر ها هم،  بد نیست. مطمئن باشید خیلی بهتر از عکس ماجراست. مثل وقتی که همه عالم و آدم از فیلمی تعریف کرده اند و شما  می روید تا بعد از مدت ها بالاخره با شاهکاری جید روبه رو شوید ولی فیلم هر چقدر هم که خوب باشد شما را که هفته ها در باب خوبی فیلم حرف شنیده اید راضی نمی کند.
  • مهم ترین نکته استفاده از قدرت تلقین است.

شاید فکر کنید مبالغه است ولی به این نتیجه رسیده ام که انسان موجودی ست بسیار قوی. توانایی هر کاری را دارد . مغز انسان مثل کامپیوتر قابل برنامه ریزی است و قابلیت تغییر دارد. باور کنید راست می گویم . امتحان کنید.

از همان روز اولی که وارد تورنتو شدم با دیدن برف ذوق کردم. تلاش کردم علاقه ام به لباس های زمستانی بیشتر باشد تا به لباس های تابستانی. منظره های زیادی از اطراف کانادا را که  پوشیده در برف بود ، دیده ام و با خودم گفته ام قرار است این جا زندگی کنم. دو راه دارم. یا مثل نود درصد آدم ها که در جاهای سردسیر زندگی می کنند غر بزنم و با دیدن پیش بینی وضع هوا زانوی غم در بغل بگیرم ، یا این که مثل بچه آدمیزاد این هشت  ماه را هم زندگی کنم و از زندگی لذت ببرم. نمی دانید چه قدر کیف دارد وقتی پشت پنجره نشسته اید و قهوه می خورید و برف را تماشا می کنید. نمی دانید چه لذتی دارد وقتی که با کلاه و شال گردن توی خیابان های برفی تورنتو قدم می زنید. و نمی دانید چه لذتی دارد وقتی که به شهری که در آن زندگی می کنید عشق بورزید چه در سرمای زیر صفر، چه در تابستان مرطوب و نیمه شرجی اش.

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*