دورهمی اسکار زیر سایه جنگ
جهان که میلرزد سینما چه روایت میکند؟
مجید موثقی – تورنتو | هر سال مراسم اسکار بیش از آنکه صرفاً جشن سینما باشد، نوعی آینه فرهنگی نیز هست. آینهای که از خلال آن میتوان فهمید جهان امروز چه میاندیشد، از چه میترسد و چه چیزی را به یاد میآورد. اسکار ۲۰۲۶ نیز در چنین لحظهای برگزار میشود. در دورهای که جهان بیش از همیشه در وضعیت اضطراب تاریخی قرار گرفته است.
در بیرون از سالن دالبی تئاتر در لسآنجلس —جایی که فرش قرمز و نورافکنها هر ساله مراسم را به یک نمایش جهانی تبدیل میکنند—جهان با مجموعهای از بحرانهای همزمان روبهرو است. جنگ میان روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد. بحران انسانی در غزه و تنش میان اسرائیل و فلسطین هنوز در مرکز توجه رسانههای جهانی است و در همین حال، تنشهای سیاسی و نظامی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده سایهای سنگین بر فضای ژئوپلیتیک خاورمیانه انداخته است. در چنین جهانی، سینما ناگزیر به واکنش است. فیلمها اغلب پیش از آنکه بیانیههای سیاسی باشند، روایتهایی از حافظه، ترس و تجربه انسانیاند. اما همین روایتها گاهی به شکلی ناخواسته به اسناد زمانه تبدیل میشوند.
در میان بخشهای مختلف اسکار، شاید هیچ بخشی به اندازه بهترین فیلم بینالمللی این پیوند میان سینما و تاریخ را آشکار نکند. پنج فیلمی که امسال در این بخش نامزد شدهاند—هر یک از جغرافیایی متفاوت—در نهایت به یک پرسش مشترک میرسند: انسان چگونه در برابر قدرت، خشونت یا حافظه مقاومت میکند؟

تاریخِ نظارت در «مامور مخفی»
فیلم «The Secret Agent» ساخته کلبر مندونسا فیلیو از برزیل، یکی از شاخصترین آثار این فهرست است. فیلمی که پیشتر در جشنواره کن نیز حضور درخشانی داشت و برای کارگردانی و بازیگری تحسین شد. داستان فیلم در سال ۱۹۷۷ و در اوج دیکتاتوری نظامی برزیل رخ میدهد. شخصیت اصلی—با بازی واگنر مورا—به شکلی ناگهانی در شبکهای از تعقیب، نظارت و سوءظن گرفتار میشود.
فیلم از نظر بصری اثری بسیار دقیق است. قابها با نوعی وسواس تاریخی طراحی شدهاند و رنگهای تصویر حالتی فرسوده و غبارآلود دارند. گویی زمان خود نیز زیر فشار حکومت نظامی فرسایش یافته است. شهر در فیلم به فضایی تبدیل میشود که در آن نگاه قدرت همهجا حضور دارد. با این حال، روایت فیلم گاه زیر وزن اطلاعات تاریخی سنگین میشود. ریتم کند و زمان طولانی اثر ممکن است برای برخی تماشاگران خستهکننده به نظر برسد. اما شاید این کندی خود بخشی از تجربه دیکتاتوری باشد: زمان در چنین نظامی کش میآید، زندگی به انتظار تبدیل میشود و اضطراب در سکوت انباشته میشود.

تردید و حافظه در «یک تصادف ساده»
فیلم «It Was Just an Accident» ساخته جعفر پناهی از همان ابتدا توجه زیادی را در جشنواره کن جلب کرد و در نهایت موفق شد نخل طلای بهترین فیلم را دریافت کند. داستان فیلم از حادثهای ظاهراً ساده آغاز میشود. مردی در جاده با فردی روبهرو میشود که گمان میکند بازجوی سابق او در زندان بوده است. اما مشکل اینجاست که او هرگز چهره آن بازجو را ندیده، زیرا هنگام بازجویی چشمبند داشته است. همین شک ساده فیلم را به یک معمای اخلاقی تبدیل میکند: اگر حافظه تنها از درد ساخته شده باشد، آیا میتواند حقیقت را تشخیص دهد؟
پناهی در این فیلم بار دیگر تجربه شخصی خود از زندان و محدودیت را به زبان سینما ترجمه میکند. اما آنچه فیلم را جذاب میکند، نه صرفاً مضمون سیاسی آن، بلکه فضای تردید دائمی آن است. شخصیتها در این فیلم هرگز کاملاً مطمئن نیستند که حقیقت چیست. در جهانی که خشونت سیاسی اغلب در لایهای از ابهام پنهان میشود، این تردید شاید صادقانهترین شکل روایت باشد.

هنر و حافظه خانوادگی در «ارزش احساسی»
فیلم «Sentimental Value» ساخته یواخیم تریه از نروژ، در جشنواره کن موفق شد جایزه بزرگ (Grand Prix) را به دست آورد؛ جایزهای که معمولاً به آثاری تعلق میگیرد که جسارت هنری و عمق روایی دارند. داستان فیلم درباره کارگردانی است که تصمیم میگیرد فیلمی درباره تاریخچه خانواده خود بسازد. اما همین تصمیم رابطه پیچیده او با دو دخترش را دگرگون میکند. تریه در این فیلم پرسشی ظریف مطرح میکند: آیا هنر حق دارد زندگی دیگران را به ماده خام روایت تبدیل کند؟
در سطحی عمیقتر، فیلم درباره حافظه است —حافظهای که نه دقیق است و نه بیطرف. گذشته در این فیلم مانند یک فیلم ناتمام بازسازی میشود. هر بار با زاویهای تازه، هر بار با حقیقتی ناقص.

جستجوی گمشده در «سیرات»
فیلم «Sirât» ساخته اولیور لاکس از اسپانیا در جشنواره کن موفق شد جایزه هیئت داوران را دریافت کند. داستان درباره پدری است که همراه پسرش در بیابانهای مراکش به دنبال دختر گمشدهاش میگردد. در طول این سفر، آنها با گروههایی از جوانان مواجه میشوند که در دل صحرا موسیقی اجرا میکنند و میرقصند، جشنهایی موقتی در فضایی که زیر فشار نیروهای امنیتی قرار دارد. بیابان در فیلم لاکس تنها یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه حالتی وجودی است. شخصیتها در آن میان امید و ناامیدی معلقاند.

صدای یک تراژدی
فیلم «The Voice of Hind Rajab» ساخته کوثر بن هنیه از تونس یکی از تکاندهندهترین آثار این فهرست است. فیلم بر اساس داستان واقعی دختربچهای در غزه ساخته شده که در جریان حملات نظامی جان خود را از دست داد. در اینجا سینما تقریباً به مستند نزدیک میشود. تماسهای اضطراری، صداهای پراکنده و تلاش برای نجات جان یک کودک، فیلم را به تجربهای عاطفی و دردناک تبدیل میکند.

سینما در زمانه بحران
اگر به این پنج فیلم نگاه کنیم، درمییابیم که همه آنها به نوعی با تجربههای تاریخی و سیاسی درگیرند: دیکتاتوری، زندان، جنگ، یا جستجوی هویت در جهانی بیثبات. اما پرسش مهم این است که آیا انتخاب یک موضوع سیاسی به تنهایی برای خلق یک اثر سینمایی بزرگ کافی است؟
سینمای بزرگ معمولاً جایی شکل میگیرد که سیاست به تجربه انسانی تبدیل شود. جایی که تاریخ در چهره یک فرد، یک خانواده یا یک کودک انعکاس پیدا کند. اسکار ۲۰۲۶ شاید بیش از هر دوره دیگری نشان میدهد که سینما همچنان در تلاش است میان هنر و تاریخ پلی بزند و شاید همین تلاش است که باعث میشود حتی در جهانی که پر از اضطراب و خشونت است، سینما هنوز بتواند چیزی شبیه امید را روایت کند.







