

روزنامه نگار
تورنتو
پویان طباطبایی، تورنتو | سیزده روز از آغاز جنگ میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده گذشته است و این درگیری همچنان در حال گسترش در سراسر خاورمیانه است، بی آنکه مسیر روشنی برای پایان آن دیده شود. در این مدت حملات هوایی، شلیک موشکها و واکنشهای نظامی در منطقه به سرعت ادامه داشته است. با این حال، رهبران سیاسی در نقاط مختلف جهان هنوز نمیدانند این جنگ چگونه و در کجا ممکن است پایان یابد.
این درگیری بامداد ۷ مارس ۲۰۲۶، حوالی ساعت ۳ بامداد به وقت تهران، با مجموعهای از حملات گسترده به اهدافی در ایران آغاز شد، حملاتی که در جریان آن شماری از چهرههای ارشد سیاسی و نظامی کشور کشته شدند، از جمله رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای. با کشته شدن ناگهانی قدرتمندترین چهره سیاسی کشور بلافاصله فضایی از ابهام ایجاد شد، اما مقامهای ایرانی به سرعت جانشینی را اعلام کردند و همزمان با تشدید جنگ تلاش کردند تداوم ساختار سیاسی کشور را حفظ کنند.
در روزهای نخست پس از مرگ خامنهای، گزارشها حاکی از آن بود که در برخی محافل سیاسی داخل ایران احتمال مطرح شدن نام حسن روحانی، رئیس جمهور پیشین، به عنوان چهرهای انتقالی مورد بحث قرار گرفته است. روحانی که اغلب با جریان عملگراتر در سیاست ایران شناخته میشود، از نگاه برخی ناظران میتوانست گزینهای برای ایجاد ثبات در لحظهای بحرانی باشد. با این حال، مقامهای ایرانی به شکل غیرمنتظرهای اعلام کردند که مجتبی خامنهای، فرزند رهبر پیشین، به عنوان جانشین منصوب شده است. مجتبی خامنهای سالها یکی از چهرههای کمتر دیدهشده در عرصه عمومی در ساختار قدرت ایران به شمار رفته است. او به ندرت در انظار عمومی ظاهر شده و سخنرانیها یا مصاحبههای اندکی داشته است، و بسیاری از روایتها نفوذ او را بیشتر در پشت صحنه توصیف میکنند، نفوذی که گفته میشود به جریانهای تندرو در ساختار سیاسی ایران نزدیک است.

با این حال از زمان آغاز جنگ، محل دقیق حضور مجتبی خامنهای به طور عمومی اعلام نشده است. به شکلی مشابه، محل استقرار بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نیز در طول این درگیری محرمانه باقی مانده است. امری که نشان دهنده تدابیر امنیتی شدید پیرامون هر دو رهبری در شرایط جنگی است.
تنها چند ساعت پس از حملات اولیه، ایران پاسخ نظامی گستردهای را آغاز کرد. حملات موشکی و پهپادی شهرهای اسرائیل را هدف قرار داد و گزارشهایی از اصابت موشکها در حیفا، اورشلیم، تل آویو و مناطق اطراف آن منتشر شد. مقامهای ایرانی میگویند چندین نقطه راهبردی، از جمله اهداف نظامی و زیرساختی، مورد اصابت قرار گرفتهاند. مقامهای اسرائیلی نیز وقوع حملات مکرر موشکی به شهرهای مختلف را تایید کردهاند، هرچند سانسور دوران جنگ در داخل اسرائیل انتشار تصاویر کامل از میزان خسارتها را محدود کرده است.
در همین حال، بمباران در داخل ایران نیز ادامه داشته است. حملات اهداف نظامی، زیرساختی، مراکز صنعتی و تاسیسات نفتی را در چندین شهر هدف قرار دادهاند، از جمله گزارشهایی درباره حمله به پالایشگاههای نفت در تهران. مقامهای ایرانی میگویند از آغاز این حملات صدها غیرنظامی کشته و هزاران نفر زخمی شدهاند. یکی از تلخترین حوادث در شهر جنوبی میناب رخ داد؛ جایی که در روزهای نخست جنگ، یک مدرسه دخترانه هدف حمله قرار گرفت. گزارشهای منتشر شده در چندین رسانه بینالمللی تایید میکنند که شمار زیادی از کودکان در این حمله جان خود را از دست دادهاند و این حادثه به یکی از مرگبارترین تراژدیهای غیرنظامی در این درگیری تبدیل شده است.

با وجود ادامه حملات، زندگی روزمره در بخشهایی از ایران به شکلی ادامه یافته که تفاوت آشکاری با فضای حاکم بر اسرائیل در زمان هشدارهای مکرر موشکی دارد. تصاویری که از چند شهر ایران منتشر شده، مردم را در حال قدم زدن در خیابانها، حضور در فضاهای عمومی و ادامه دادن به فعالیتهای روزمره نشان میدهد؛ در حالی که جنگ همچنان جریان دارد.
پاسخ نظامی ایران تنها به اسرائیل محدود نمانده است. حملات موشکی ایران پایگاههای نظامی ایالات متحده در نقاط مختلف منطقه را نیز هدف قرار داده است؛ از جمله تاسیساتی در بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عراق و قبرس. چندین پایگاه که میزبان نیروهای آمریکایی هستند هدف حمله قرار گرفتهاند؛ حملاتی که مقامهای ایرانی آن را بخشی از یک پاسخ منطقهای هماهنگ توصیف کردهاند.
درگیریها همچنین به حوزه جنگ هوایی و الکترونیک نیز کشیده شده است. پدافند هوایی ایران در جریان این نبرد چندین پهپاد پیشرفته شناسایی آمریکا را سرنگون کرده است. گزارشها حاکی از آن است که بین یازده تا سیزده فروند پهپاد MQ 9 ریپر ساقط شدهاند. ارزش هر یک از این هواپیماها بیش از سی میلیون دلار برآورد میشود و در مجموع خسارت مالی این بخش از درگیری بیش از سیصد میلیون دلار تخمین زده میشود.

تصویر ماهوارهای ثبت شده در دوم مارس ۲۰۲۶ بقایای پراکنده در اطراف یک رادار سوخته THAAD را در پایگاه هوایی موفق السطی در اردن نشان میدهد. ایرباس
فراتر از تلفات پهپادها، حملات ایران زیرساختهای کلیدی راداری مرتبط با شبکه دفاع موشکی ایالات متحده در منطقه را نیز هدف قرار داده است. گزارش شده که یک سامانه هشدار زودهنگام AN FPS 132 به ارزش حدود یک میلیارد و صد میلیون دلار در قطر در جریان این حملات منهدم شده است. حمله دیگری نیز سامانه راداری AN TPY 2 را که از سامانه دفاع موشکی THAAD در اردن پشتیبانی میکند هدف قرار داده است. سیستمی که ارزش آن حدود سیصد میلیون دلار برآورد میشود. نیروهای ایرانی همچنین در جریان درگیری چندین جنگنده آمریکایی را نیز منهدم کردهاند که این موضوع سطح تنش نظامی میان واشینگتن و تهران را بیش از پیش افزایش داده است.
این جنگ به تدریج از عملیات زمینی و هوایی فراتر رفته است. مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که اگر حملات به خاک ایران ادامه یابد، تنگه هرمز که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور میکند ممکن است بسته شود. در آبهای اطراف نیز چندین کشتی تجاری از اختلال و حملات احتمالی خبر دادهاند، در حالی که تنشهای دریایی رو به افزایش است.
با این حال، در سطح منطقهای مسیر ژئوپولیتیکی گستردهتر جنگ همچنان نامشخص باقی مانده است. در واشینگتن، لحن دولت ایالات متحده چندین بار تغییر کرده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از زمان آغاز درگیری بارها پیامهای عمومی متفاوتی منتشر کرده است. گاه از احتمال تشدید بیشتر درگیری سخن گفته و گاه از تمایل به مذاکره. نبود یک چارچوب دیپلماتیک منسجم باعث شده بسیاری از ناظران نسبت به چگونگی پایان یافتن این جنگ دچار تردید باشند.

کانادا نیز مانند بسیاری از کشورها با احتیاط تحولات را دنبال میکند. مقامهای کانادایی نگرانی خود را نسبت به پیامدهای انسانی جنگ و خطر گسترش بیشتر آن در منطقه ابراز کردهاند. چندین چهره سیاسی در اتاوا خواستار خویشتنداری طرفها و بازگشت به مسیر دیپلماسی شدهاند. مارک کارنی، نخست وزیر کانادا، نیز در موضعی محتاطانه تحولات را زیر نظر دارد، در حالی که دولت کانادا پیامدهای ژئوپولیتیکی و اقتصادی این درگیری را ارزیابی میکند.
در حال حاضر، جنگ همچنان ادامه دارد بی آنکه راهبرد روشنی برای خروج طرفهای درگیر از آن دیده شود. حملات موشکی ادامه دارد، پاسخهای نظامی متقابل متوقف نشده و تلاشهای دیپلماتیک هنوز به شکل جدی شکل نگرفته است. با ورود درگیری به هفته دوم، واقعیت مرکزی پیش روی منطقه این است که دامنه جنگ با سرعتی بیشتر از هر طرح سیاسی برای پایان دادن به آن در حال گسترش است.






