اجتماعیاخبارایرانجامعهجنگزندگیشهرنامهصفحه اولکانادانوروزانهیادداشت کانادایی

نوروز زیر سایه جنگ

جامعه‌ای دوپاره در سیاست، اما همدل در نگرانی

بهناز رهبَر، نیومارکت | هر سال با نزدیک شدن ماه مارس، ریتم زندگی در جامعه ایرانیان تورنتو آرام آرام تغییر می‌کند. ویترین فروشگاه‌ها با تنگ‌های ماهی قرمز و سیب‌های سرخ پر می‌شود. قفسه‌ها از شیرینی و پسته و آجیل لبریز می‌شوند. خانواده‌ها درباره سفره هفت سین و رسم‌های کوچکی که آمدن نوروز را معنا می‌دهند صحبت می‌کنند.

اما امسال متفاوت است.

نوروز صبح بیستم مارس از راه می‌رسد، اما حال و هوایی که همیشه آن را همراهی می‌کرد، دیگر دیده نمی‌شود. جنگی که میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل در جریان است سایه‌ای سنگین بر جامعه‌ای انداخته که در کانادا بیش از ششصد هزار نفر جمعیت دارد. به جای انتظار و شوق، نوعی سنگینی و نگرانی در بیشتر گفت‌وگوها احساس می‌شود.

از آغاز این جنگ، جامعه ایرانیان خارج از کشور نیز به شکلی آشکار دچار دو دستگی شده است. دو جریان پر سر و صدا شکل گرفته است. گروهی که از این درگیری نظامی حمایت می‌کنند و باور دارند شاید این مسیر به تغییرات سیاسی در ایران منجر شود. در مقابل، گروهی دیگر به شدت مخالف جنگ هستند و از بهای سنگینی که مردم عادی خواهند پرداخت هراس دارند. در میان این دو قطب، جمعیت بسیار بزرگ‌تری قرار دارد که در منطقه خاکستری ایستاده اند. مردمی که مردد، نگران و درگیر احساسات متناقض هستند.

عکس از ساسان
عکس از ساسان

در زندگی روزمره و گفت‌وگوهای شخصی که با دوستان، همسایه‌ها و حتی برخی از بیمارانم دارم، به ندرت کسی را می‌بینم که مایل باشد دیدگاه خود را به شکل علنی بیان کند. بسیاری سکوت را ترجیح می‌دهند. آن‌ها از پیامدهای ابراز نظرشان می‌ترسند. حجم خشم، نفرت و تهدیدهایی که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی ظاهر می‌شود باعث شده بسیاری محتاط باشند. بعضی از واکنش طرفداران جنگ می‌ترسند و برخی دیگر از حمله مخالفان آن. سکوت برای بسیاری تبدیل به نوعی محافظت از خود شده است.

با این حال، فراتر از همه این اختلاف نظرها، یک احساس مشترک در میان بیشتر مردم وجود دارد: نگرانی.

مردم نگران پدر و مادرهایشان هستند، نگران فرزندانشان، خواهر و برادرهایشان، همسایه‌های قدیمی و خیابان‌هایی که روزگاری در آن‌ها زندگی کرده اند. از آغاز جنگ، ارتباط با داخل ایران بسیار دشوار شده است. دسترسی به اینترنت به شدت محدود شده و بسیاری از ارتباطات تحت کنترل و رهگیری قرار دارد. تماس‌های تلفنی نامطمئن است. پیام‌ها اغلب ارسال نمی‌شوند. گاهی روزها می‌گذرد بی آنکه خبری از عزیزان برسد.

در سال‌های گذشته، هفته‌های پیش از نوروز همیشه پر از شور و شادی بود. فروشگاه‌های ایرانی در تورنتو مملو از جمعیت می‌شدند. مردم برای خرید بهترین شیرینی‌ها، سبزی‌های تازه و آجیل‌هایی که جای ثابتی در سفره نوروزی دارند به بازار می‌رفتند. کودکان بر سر ماهی قرمز بحث می‌کردند و خانواده‌ها برای دید و بازدیدهای نوروزی برنامه می‌ریختند.

اما امسال همان فروشگاه‌ها حال و هوای دیگری دارند.

در نورث یورک که سال‌هاست یکی از مهم‌ترین مراکز تجمع ایرانیان در تورنتو به شمار می‌رود، این تغییر به خوبی دیده می‌شود. مکان‌هایی که همیشه در روزهای نزدیک نوروز پر از جنب و جوش بودند، امسال آرام‌تر به نظر می‌رسند. در فروشگاه‌های شناخته شده‌ای مانند سوپر خوراک و دیگر مغازه‌های ایرانی در امتداد خیابان یانگ، مردم هنوز برای خرید می‌آیند، اما فضا تغییر کرده است. گفت‌وگوها آهسته‌تر شده و خریداران با قدم‌هایی کندتر میان قفسه‌هایی حرکت می‌کنند که پر از شیرینی، سبزی و آجیل نوروزی است. انگار همه در دل خود نگرانی مشترکی را حمل می‌کنند.

بسیاری از مردم لحظه‌ای در برابر قفسه‌ها مکث می‌کنند و به چیزهایی نگاه می‌کنند که همیشه بخشی از جشن نوروز بوده اند، گویی مطمئن نیستند در چنین روزهایی آیا اصلا جایی برای جشن گرفتن وجود دارد یا نه.

حتی اینجا در نیومارکت، جایی که سال‌هاست خانه من شده است، همین تغییر آرام را احساس کردم وقتی که برای خرید به فروشگاه ایرانی علی آقا رفتم. مغازه‌ای کوچک که بسیاری از ما برای پیدا کردن طعم‌ها و یادهای آشنای خانه به آن سر می‌زنیم. در سال‌های گذشته، روزهای نزدیک نوروز پر از سلام و احوالپرسی و هیجان آماده شدن برای سال نو بود. اما این بار فضای مغازه ساکت‌تر و سنگین‌تر به نظر می‌رسید. مردم هنوز برای خرید می‌آمدند، اما آن حال و هوای جشن و شادمانی که همیشه این روزها را پر می‌کرد، به شکل محسوسی کمرنگ شده بود.

عکس از مارسل جرو

بعد از بیش از بیست و شش سال زندگی در کانادا، هرگز چنین اندوهی را در آستانه نوروز احساس نکرده بودم. به عنوان یک پرستار، در طول سال‌ها با لحظه‌های دشوار زیادی در زندگی انسان‌ها روبه رو شده ام. اما احساسی که این نوروز را همراهی می‌کند چیز دیگری است. احساسی از بلاتکلیفی و نگرانی عمیق.

از آغاز این جنگ، افراد زیادی در ایران جان خود را از دست داده اند. شهرها و محله‌های بسیاری آسیب دیده اند. هر خبر تازه‌ای با همان پرسش دردناک همراه است: نفر بعدی چه کسی خواهد بود؟

من مدام به خانواده‌ام فکر می‌کنم. نمی‌دانم آن‌ها امسال چگونه نوروز را خواهند گذراند. حتی نمی‌دانم آیا اصلا خواهند توانست نوروز را جشن بگیرند یا نه. نوروز همیشه نماد تازه شدن بوده است. یادآور این حقیقت که پس از زمستان، بهار دوباره از راه می‌رسد. اما امسال برای بسیاری از ما در جامعه ایرانیان تورنتو، آمدن سال نو با یک دعا همراه است: دعا برای پایان خشونت و برای آنکه عزیزانمان زنده بمانند تا بهار دیگری را ببینند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا