
OSAP زیر فشار، آینده زیر سوال
هزینه تحصیل دوباره افزایش یافت
مینا رحیمی – تورنتو | زمانی که در انتاریو دانشجو بودم، OSAP برایم یک مفهوم انتزاعی نبود. همان مرزی بود که امکان ادامه تحصیل را برایم فراهم میکرد. هر هزینهای باید دقیق حساب میشد. اجاره، غذا، رفتوآمد، شهریه. هیچ حاشیه امنی وجود نداشت. حتی در آن زمان که سهم کمکهای بلاعوض بیشتر بود، فشار مالی همیشه همراه ما بود. امروز اما، با افزایش آشکار هزینههای زندگی در همه سطوح، این فشار به مراتب شدیدتر شده است. چیزی که آن زمان سخت بود، حالا برای بسیاری به مرز ناپایداری رسیده. و این تازه پیش از در نظر گرفتن افزایش وابستگی به وامهاست. به همین دلیل است که تغییرات اخیر در سیستم کمکهای دانشجویی انتاریو اهمیت ویژه ای دارد.
برای درک اهمیت اوساپ، نیازی به گزارشهای سیاستگذاری ندارم. من آن را زندگی کردهام.
از سال ۲۰۲۶، ساختار حمایت مالی بهطور محسوسی به سمت وامها تغییر میکند و سهم کمکهای بلاعوض کاهش مییابد. در عین حال، افزایش تدریجی شهریهها نیز دوباره مجاز شده است. توضیح رسمی دولت، پایداری سیستم است. اما در واقعیت، معنا کاملاً روشن است. دانشجویان باید سهم بیشتری از هزینهها را خودشان تأمین کنند و در عوض با بدهی بیشتری وارد آینده شوند.در عمل، این تصمیم از سوی دولت داگ فورد به معنای انتقال بخش بیشتری از هزینه آموزش به دوش دانشجویان است. این سیاست، مسیر تصمیمگیری را تغییر میدهد.

رئیس حزب نیودموکرات انتاریو، مریت استایلز، از معدود چهرههای سیاسی است که این واقعیت را بیپرده مطرح کرده است. تمرکز او نه بر جزئیات فنی، بلکه بر پیامدهاست. اینکه با افزایش بدهی چه اتفاقی میافتد. چه کسانی برای ورود به دانشگاه تردید میکنند. چه کسانی تصمیم میگیرند صبر کنند. و چه کسانی اصلاً از ادامه مسیر منصرف میشوند. تلاش او برای بازگرداندن سهم کمکهای بلاعوض و حذف بهره از وامهای دانشجویی، یک اقدام نمادین نیست. این تلاشی است برای تغییر مسیری که میتواند دسترسی به آموزش را محدودتر کند.
دانشجویان در سراسر استان نیز واکنش خود را بهروشنی نشان دادهاند. تجمعها در کوئینز پارک و حرکتهای هماهنگ در دانشگاهها نشان داد که این یک تغییر بیصدا نیست. این تصمیم، بهطور مستقیم توسط کسانی که با آن درگیر هستند، احساس شده است.
آنچه این وضعیت را نگرانکنندهتر میکند، تناقضی است که در بستر کلی دیده میشود. انتاریو با کاهش تقاضا برای آموزش عالی روبهرو نیست. برعکس، انتظار میرود نیاز به تحصیلات دانشگاهی در سالهای آینده افزایش یابد. استان به نیروی کار متخصصتر، ظرفیت بیشتر و مشارکت گستردهتر نیاز دارد. اما در همین زمان، ساختار مالی به سمتی حرکت میکند که ورود به این مسیر را برای بسیاری دشوارتر میسازد.

در حال حاضر داده قطعی وجود ندارد که نشان دهد این تغییرات مستقیماً باعث کاهش ثبتنام شده است. اما انتظار برای چنین آماری، اصل مسئله را نادیده میگیرد. موانع همیشه بهصورت فوری در آمار ظاهر نمیشوند. آنها در تصمیمهای کوچک و خاموش شکل میگیرند. دانشجویی که اصلاً درخواست نمیدهد. دیگری که مسیر کوتاهتری را انتخاب میکند. یا کسی که پیش از شروع، از ادامه منصرف میشود. اینجاست که بحث از چارچوب مالی فراتر میرود.
آموزش فقط یک هزینه نیست. بخشی از زیرساخت آینده یک جامعه است. وقتی دسترسی به آن بیش از پیش به توان مالی وابسته شود، کارکرد اصلی آن زیر سؤال میرود. مسئله این نیست که آیا حمایت وجود دارد یا نه. مسئله این است که آیا این حمایت هنوز نقش یک پل را ایفا میکند، یا خود به مانعی تازه تبدیل شده است.
در همین حال، استان همچنان سرمایهگذاریهای گستردهای در پروژههای زیرساختی و توسعهای انجام میدهد. این سرمایهگذاریها بخشی از برنامهریزی بلندمدت هستند. اما در عین حال، اولویتها را نیز نشان میدهند. وقتی فشار مالی به وجود میآید، این مهم است که این فشار بر چه بخشی وارد میشود. در این مورد، این فشار به سمت دانشجویان هدایت شده است.
به همین دلیل است که این موضوع اهمیت پیدا کرده است. این یک بحث صرفاً سیاسی نیست. مسئلهای عملی است. مسئله این است که چه کسانی میتوانند پیش بروند و چه کسانی از همان ابتدا متوقف میشوند. برای جامعهای مانند کانادا با تمام ظرفیتها و پتانسیلهایی که دارد، این یک ریسک جدی در مسیر پرورش نیروهای حرفهای برای آینده کشور است.
Written by LJI Reporter






