۱۰ سالگیاخباراخبار هنرادبیاتشماره ویژهصفحه اولو جنگ می آید

بی‌بی ماهی

برای ۱۷۵ نیلوفر مرداب

سیاوش شعبانپور
تورنتو

سی سال با دستهای بسته به مرداب
نگاه می کردم که می‌آمدی
و کوچه از انتظار سر می‌رفت

 

ماهی‌تر بیا کنار من ای ابرهای نگران شبهای رمضان
ابرهای نگران تا سحر بیدار
بهار
زمستان
ماهی‌تر بیا کنار من

تقصیر تو نبود
تقصیر آنها نبود
تقصیر دلم بود که بی هوا به دریا می زد

سی سال با پاهایم که بسته بود در لجن
با ماه برهنه که هر شب
بر بسترم دراز می کشید خود را تا کناره‌ی مجنون
می دیدمت
می آمدی و کوچه از انتظار سر می رفت

طرح از محمود معراجی

 

تمام شبهای‌ خش‌دار بی‌سیم‌های تار عنکبوت
می‌دانستند
که از دستهای تو صدای والفجر می آید

شبها که می آمدی و کوچه از انتظار سر می‌رفت
می دیدمت

ماهی‌تر می آمدی و به دستهایم تَک می زدی
که دست بزنم
بیایم بالا
تا سطح آب
تا کوچه ریسه برود از چراغ و رنگ

امروز که آمده‌ام بی‌بی
بادستهای باز
ماهی‌تر بیا کنار من
ای چادر سیاه منتظر
باعکسی از پانزده سالگیم گم
چسبیده به سینه‌ات

ماهی‌تر بیا کنار من امروز

 

تیرماه ۹۴ـ تورنتو

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

دکمه بازگشت به بالا