اخبارایرانجامعهزندگیسیاستصفحه اولکانادا

شمار جان‌باختگان در تاریکی

مرگبارترین هفته‌های ایران

پویان طباطبایی
روزنامه نگار
تورنتو

پویان طباطبایی, تورنتو | در حالی که کانادایی‌ها سال ۲۰۲۶ را با گردهمایی‌های خانوادگی و جشن‌های آرام آغاز می‌کردند، در هزاران کیلومتر آن‌سوتر واقعیتی کاملاً متفاوت در حال شکل‌گیری بود. در ایران، سال نو با گسترش ناآرامی‌ها آغاز شد. برای جامعه ایرانی کانادایی، روزهای نخست ژانویه نه تنها با نگرانی، بلکه با احساسی خزنده از هراس همراه بود. تماس‌های تلفنی که پیش‌تر تورنتو، ونکوور، مونترال و کلگری را به تهران، رشت، اصفهان، شیراز و ده‌ها شهر کوچک و بزرگ دیگر متصل می‌کرد، یکی پس از دیگری قطع شد. پیام‌ها دیگر ارسال نمی‌شدند. تماس‌های تصویری منجمد می‌شدند و از بین می‌رفتند. ظرف چند روز، بسیاری از خانواده‌ها هرگونه ارتباط مستقیم با عزیزانشان در ایران را از دست دادند.

آنچه در ابتدا اضطراب بود، به سرعت به فشار روانی جمعی بدل شد. سازمان‌های اجتماعی، تحریریه‌ها و شبکه‌های غیررسمی خانوادگی مملو از یک پرسش تکراری شدند: آیا کسی می‌داند در داخل ایران چه می‌گذرد؟ با انتشار گزارش‌هایی پراکنده از خشونت از طریق رسانه‌های برون‌مرزی و شبکه‌های دیاسپورا، نگرانی جای خود را به ناامیدی، سپس اندوه و در نهایت خشم داد. والدین نگران فرزندانشان بودند و فرزندان نگران والدینشان. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، هفته‌ها بعد همچنان نتوانسته‌اند از سلامت خانواده و دوستان خود مطمئن شوند.

راهپیمایی معترضان در مرکز تهران، دوشنبه ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵.

در اوایل ژانویه، اعتراض‌هایی که از اواخر دسامبر آغاز شده بود، به سرعت گسترش یافت. گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی، سازمان‌های حقوق بشری و منابع ایرانی خارج از کشور نشان می‌داد که این اعتراض‌ها ترکیبی از فشارهای اقتصادی، نارضایتی‌های سیاسی و خشم انباشته‌شده سال‌های طولانی را بازتاب می‌دهد. تهران بارها به عنوان یکی از کانون‌های اولیه اعتراض‌ها معرفی شد، جایی که تعطیلی‌ها و تجمع‌ها در اطراف بازار بزرگ تهران، به دلیل نقش تاریخی این بازار در تحولات سیاسی ایران، بار معنایی ویژه‌ای داشت. از آنجا، ناآرامی‌ها به استان‌ها و شهرهای مختلف گسترش یافت و نام شهرهایی چون رشت، اصفهان، شیراز، کرمانشاه و مناطق پیرامونی آن‌ها بارها در گزارش‌ها تکرار شد.

نقطه عطف اصلی در هفته نخست ژانویه رقم خورد، زمانی که مقام‌های ایرانی محدودیت‌های گسترده‌ای بر دسترسی به اینترنت و ارتباطات مخابراتی اعمال کردند. تا هشتم ژانویه، چندین نهاد بین‌المللی ناظر بر وضعیت اینترنت, وضعیت را یک قطع تقریباً کامل سراسری توصیف کردند. شهروندان عادی نه تنها از پلتفرم‌های جهانی، بلکه اغلب از ارتباط با یکدیگر نیز محروم شدند. روزنامه‌نگاران داخل کشور عملاً خاموش شدند و خانواده‌ها در خارج از ایران ناچار بودند به گزارش‌های دست دوم، پیام‌های صوتی با تأخیر و تماس‌های کوتاه و ناپایدار متکی باشند.

کیسه‌های پیکر معترضان جان‌باخته در ناآرامی‌های ژانویه در کهریزک، در جنوب تهران، بر زمین رها شده‌اند. در حالی که به سبب محدودیت‌های ادامه‌دار بر راستی‌آزمایی مستقل، ابعاد واقعی تلفات همچنان نامشخص و مورد مناقشه است.

این قطع ارتباط، مسیر همه آنچه پس از آن رخ داد را شکل داد. آمار قربانیان به شدت مورد مناقشه قرار گرفت، نه فقط به دلیل روایت‌های سیاسی متفاوت، بلکه به این دلیل که راستی‌آزمایی مستقل تقریباً غیرممکن شده بود. مقام‌های دولتی ایران بعدها آمار رسمی کشته‌شدگان را اندکی بیش از سه هزار نفر اعلام کردند و گفتند ۳ هزار و ۱۱۷ نفر، شامل شهروندان عادی و نیروهای امنیتی، جان خود را از دست داده‌اند. هم‌زمان، منابع غیررسمی و مستقل ارقام بسیار بالاتری را مطرح کردند و بر اساس برآوردهای تجمیعی سازمان‌های حقوق بشری و رسانه‌های مستقل، شمار کشته‌شدگان را تا حدود چهل هزار نفر تخمین زدند. رقمی که از سوی مقام‌های رسمی به شدت رد شد و در شرایط کنونی امکان تأیید مستقل آن وجود ندارد.

در اوایل فوریه، دولت ایران اقدامی کم‌سابقه انجام داد و فهرستی از اسامی افرادی را که به عنوان جان‌باختگان معرفی می‌کرد، منتشر کرد. در روزهای اول و دوم فوریه ۲۰۲۶، فهرست رسمی شامل نام ۲ هزار و ۹۸۶ نفر منتشر شد و اعلام گردید که بررسی برخی موارد دیگر همچنان ادامه دارد. در حرکتی هماهنگ و قابل توجه، سه روزنامه «سازندگی»، «پیام ما» و «ایران» به جای تیترهای معمول، فهرست کامل اسامی را در صفحه اول خود منتشر کردند. اقدامی که از سوی بسیاری از ناظران با صفحه اول روزنامه نیویورک تایمز در دوران همه‌گیری کووید ۱۹ مقایسه شد، زمانی که اسامی قربانیان جای تیترهای خبری را گرفته بود.

سه روزنامه «سازندگی»، «پیام ما» و «ایران» به جای تیترهای معمول، فهرست کامل اسامی را در صفحه اول خود منتشر کردند.

آمار مجروحان حتی از آمار کشته‌شدگان نیز دشوارتر قابل برآورد است. تخمین‌های مستقل نشان می‌دهد شمار زخمی‌ها ممکن است چندین برابر کشته‌شدگان باشد و احتمالاً به صدها هزار نفر در سراسر کشور برسد. مقام‌های ایرانی هیچ آمار جامع و رسمی درباره مجروحان منتشر نکرده‌اند و گزارش‌ها حاکی از آن است که بیمارستان‌ها و کادر درمانی تحت فشار بوده‌اند تا اطلاعات را محدود کنند. سازمان‌های حقوق بشری هشدار داده‌اند که بسیاری از مجروحان از ترس بازداشت، از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کرده‌اند.

در کنار گزارش‌های مربوط به کشته‌ها و مجروحان، روایت‌هایی از بازداشت‌های گسترده نیز منتشر شد. سازمان‌های بین‌المللی از موج وسیع بازداشت‌ها پس از فروکش کردن اعتراض‌های خیابانی خبر دادند و هشدار دادند که بازداشت‌شدگان در معرض خطر جدی شکنجه و بدرفتاری قرار دارند. مراسم خاکسپاری و سوگواری جان‌باختگان نیز در مواردی به خود به صحنه‌های اعتراضی تازه بدل شد.

بازار تاریخی رشت پس از آنکه در جریان ناآرامی‌های ایران به طور کامل در آتش سوخت، به ویرانه‌ای بدل شده است. رخدادی که یکی از سنگین‌ترین ضربه‌ها به قلب فرهنگی و اقتصادی این شهر به شمار می‌آید.

در این تصویر کلی، بازارها بارها به عنوان فضاهایی نمادین و فیزیکی در کانون رویدادها ظاهر شدند. بازار بزرگ تهران در گزارش‌های اولیه به عنوان یکی از جرقه‌های آغازین مطرح شد. در رشت، تمرکز گزارش‌های بعدی بر یک رویداد مرگبار در محدوده بازار در اوج سرکوب بود. در غرب تهران نیز آتش‌سوزی گسترده‌ای در بازار محله جنت‌آباد در اوایل فوریه توجه و گمانه‌زنی‌های فراوانی را برانگیخت.

واکنش‌های بین‌المللی هم‌زمان با تحولات داخلی شکل گرفت. نهادهای حقوق بشری سازمان ملل استفاده از خشونت مرگبار علیه معترضان را محکوم کردند و خواستار بازگرداندن فوری دسترسی به اینترنت شدند. اتحادیه اروپا تحریم‌های تازه‌ای مرتبط با سرکوب اعتراض‌ها اعمال کرد. کانادا نیز همراه با متحدان خود با صدور بیانیه‌هایی، نگرانی عمیق خود را نسبت به ابعاد خشونت و بازداشت‌های خودسرانه ابراز داشت. مقام‌های ایرانی اما این انتقادها را رد کردند و ناآرامی‌ها را نتیجه دخالت خارجی و اطلاعات نادرست دانستند.

در جریان ناآرامی‌ها، معترضان با نیروهای شبه‌نظامی درگیر شدند، در حالی که ساکنان با ایجاد سنگرها و موانع دست‌ساز در خیابان‌ها تلاش می‌کردند مانع پیشروی نیروها شوند.

هم‌زمان، تحولات امنیتی منطقه‌ای و جهانی نیز بر فضای کلی تنش افزود. در ژانویه، ایالات متحده حضور نظامی خود را در بخش‌هایی از خاورمیانه افزایش داد و هدف آن را حفاظت از نیروها و جلوگیری از تشدید بحران عنوان کرد. در همین دوره، گزارش‌های تأییدنشده‌ای در رسانه‌های دیاسپورا و میان تحلیلگران منتشر شد که از فرود هواپیماهای سنگین چینی و روسی در ایران خبر می‌داد. این گزارش‌ها اغلب با گمانه‌زنی‌هایی درباره انتقال تجهیزات نظامی یا امنیتی همراه بود. تاکنون هیچ تأیید مستقلی درباره ماهیت این محموله‌ها ارائه نشده و نه پکن و نه مسکو توضیح رسمی درباره هدف این پروازها داده‌اند. با این حال، انتشار این خبرها در میان بسیاری از ایرانیان این تصور را تقویت کرد که حکومت خود را برای فشارهای طولانی‌مدت داخلی و خارجی آماده می‌کند.

چهره‌های فرهنگی نیز واکنش نشان دادند. هنرمندان، فیلم‌سازان و نویسندگان ایرانی در داخل و خارج از کشور با انتشار بیانیه‌هایی خشونت‌ها را محکوم کردند و به سوگ جان‌باختگان نشستند. موسیقی‌دانان و هنرمندان بین‌المللی نیز از کنسرت‌ها و تریبون‌های عمومی خود برای جلب توجه به وضعیت ایران استفاده کردند، در حالی که هنرمندان تبعیدی به صراحت از فشار روانی ناشی از دنبال کردن رویدادها در میان سکوت و اطلاعات پراکنده سخن گفتند.

جمعیت‌های گسترده خیابان‌های شهرهای مختلف ایران را پر کرده‌اند. جایی که معترضان خشم و ناامیدی خود را از فروپاشی اقتصادی، افزایش هزینه‌های زندگی و وخامت معیشت در جریان ناآرامی‌های سراسری ابراز می‌کنند.

وضعیت همچنان حل‌نشده باقی مانده است. اعتراض‌های خیابانی در هفته‌های اخیر تا حد زیادی فروکش کرده و آخرین تجمع‌های گسترده گزارش‌شده به حدود شنبه ۱۱ ژانویه بازمی‌گردد، اما گزارش‌ها درباره بازداشت‌ها، محاکمه‌ها و تداوم سرکوب همچنان ادامه دارد. دسترسی به اینترنت در ده روز گذشته به صورت محدود در برخی مناطق برقرار شده، اما کشور به طور کلی هنوز به دسترسی عادی و آزاد به شبکه‌های جهانی بازنگشته است. ارتباطات همچنان محدود است و بسیاری از خانواده‌ها در خارج از ایران هنوز نتوانسته‌اند ارتباطی پایدار با عزیزان خود برقرار کنند. در سطح دیپلماتیک، گزارش‌ها حاکی از آغاز گفت‌وگوهایی در مسقط میان نمایندگان ایران و طرف‌های خارجی است. این مذاکرات از سوی مقام‌ها اکتشافی توصیف شده و نتیجه آن‌ها هنوز مشخص نیست.

برای جامعه ایرانی کانادایی، هفته‌های گذشته با انتظار تعریف شده است. انتظار برای پیام‌هایی که نمی‌رسند. انتظار برای تأیید زنده بودن یک عزیز. انتظار برای روشن شدن واقعیت در میان مهی از ارقام متناقض و اطلاعات ناقص. آنچه مسلم است این است که ترکیب خشونت، تلفات گسترده و قطع ارتباطات، زخم‌های عمیقی بر جای گذاشته است؛ زخم‌هایی که نه تنها ایران، بلکه فراتر از مرزهای آن را نیز تحت تأثیر قرار داده‌اند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا