جامی که قرار بود جشن باشد
ایرانیان آمریکای شمالی و جدالی فراتر از فوتبال
بهنار رهبر – نیومارکت| جام جهانی فوتبال همیشه چیزی فراتر از یک رویداد ورزشی بوده است. جایی برای شادی، هیجان، اشک، امید و خلق لحظههایی که تا پایان عمر در حافظه افراد باقی میماند. برای بسیاری از مردم، جام جهانی بخشی از «خاطره جمعی» یک نسل است. خاطرهای مشترک از گلهای فراموشنشدنی، خیابانهای پرجمعیت، فریادهای شادی و شبهایی که میلیونها نفر برای چند ساعت همه اختلافها را کنار میگذارند و تنها فوتبال را زندگی میکنند.
برای ما ایرانیان ساکن کانادا، جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود تجربهای متفاوت باشد. برای نخستین بار، این بزرگترین رویداد ورزشی جهان به خانه ما آمده بود. دیگر لازم نبود از هزاران کیلومتر دورتر نظارهگر باشیم. تورنتو و ونکوور بخشی از میزبانی را برعهده داشتند و بسیاری از ما تصور میکردیم که قرار است از نزدیک شاهد شکلگیری یکی از به یادماندنیترین فصلهای تاریخ فوتبال باشیم.

اما هرچه به آغاز مسابقات نزدیکتر شدیم، آن شور اولیه به تدریج جای خود را به احساسی پیچیدهتر داد. هیجان به تردید تبدیل شد. انتظار به نگرانی رسید. و برای بخشی از جامعه ایرانی، حتی نوعی ترس و ناامنی جایگزین اشتیاق روزهای نخست شد. من ماهها پیش برای پوشش جام جهانی برنامهریزی کرده بودم. قرار بود از نیومارکت، ریچموندهیل، نورثیورک و مرکز تورنتو گزارش تهیه کنم. از خانوادههایی بنویسم که برای دیدن مسابقات دور هم جمع میشوند. از رستورانها و کافههایی که پر از پرچم ایران میشوند. از نسل دوم ایرانیان کانادا که برای نخستین بار شور جام جهانی را در کشوری که خانهشان است تجربه میکنند. اما امروز، تنها چند روز مانده به آغاز مسابقات، دیگر مطمئن نیستم قرار است چه چیزی بنویسم.
زیرا برخلاف بسیاری از دورههای گذشته، جامعه ایرانی در آمریکای شمالی بیش از هر زمان دیگری دچار شکاف و دو دستگی شده است. برای گروهی از ایرانیان، تیم ملی همچنان تیم ملی است. فارغ از هر اختلاف سیاسی، این تیم نماینده فوتبال ایران محسوب میشود و باید مورد حمایت قرار گیرد. آنها میخواهند صعود ایران را ببینند، گلهای تیم را جشن بگیرند و مانند میلیونها هوادار دیگر فوتبال، برای موفقیت بازیکنان کشورشان هیجانزده شوند.
امین، ۳۵ ساله و ساکن تورنتو، یکی از همین افراد است. او میگوید: «صرفنظر از شرایط سیاسی و وضعیت حکومت، این تیم ماست و من از آن حمایت میکنم. واقعاً منتظر شروع بازیها هستم.» اما حتی او نیز معتقد است فضای امسال با دورههای قبل تفاوت دارد. «در جامهای جهانی قبلی ایرانیها در بارها و رستورانها جمع میشدند و بازیها را کنار هم میدیدند. امسال نمیدانم اصلاً دلم بخواهد به چنین جاهایی بروم یا نه. نمیدانم چه اتفاقی قرار است بیفتد. نمیدانم چه کسانی برای تیم شعار میدهند و چه کسانی علیه آن. احتمالاً بازیها را در خانه و با چند دوست تماشا میکنم. ولی من همچنان طرفدار تیم ایران هستم.»

در سوی دیگر، گروهی از ایرانیان خارج از کشور حضور دارند که نگاه کاملاً متفاوتی دارند. سپیده، ۴۵ ساله و ساکن لسآنجلس، از ماهها قبل برای حضور در مسابقات بلیت تهیه کرده است. اما نه برای تشویق تیم. او میگوید: «من بلیت دارم و به ورزشگاه میروم تا علیه تیم شعار بدهم.». سپیده معتقد است که تیم ملی جمهوری اسلامی را نمایندگی میکند و نباید از آن به عنوان نماینده مردم ایران یاد کرد. «ما میخواهیم نشان دهیم که این تیم ما نیست. برای ایران آزاد شعار خواهیم داد. ورزشگاه فرصت بزرگی است تا خشم خود را نسبت به حکومت ایران نشان دهیم.»
همین دو روایت، تصویری روشن از شکافی است که امروز در جامعه ایرانی آمریکای شمالی دیده میشود. این شکاف در شرایطی شکل گرفته که خود جام جهانی نیز با مشکلات متعددی روبهرو است. قیمت بالای بلیتها باعث شده بسیاری از هواداران عادی از حضور در ورزشگاهها محروم شوند. هتلها و کسبوکارهای گردشگری در برخی شهرهای میزبان از میزان پایینتر از انتظار رزروها سخن میگویند. گزارشهایی از صندلیهای خالی در برخی مسابقات منتشر شده و بسیاری از هواداران از تجاری شدن بیش از حد این رویداد انتقاد میکنند.

در کنار این مسائل، سیاستهای سختگیرانه مرزی ایالات متحده نیز حاشیههای فراوانی ایجاد کرده است. گزارشهایی از بازجوییهای طولانی در فرودگاهها، مشکلات صدور ویزا برای برخی هواداران و حتی بازگرداندن عمر عبدالقادر آرتان، داور بینالمللی سومالیایی جام جهانی، منتشر شده است. اتفاقی که انتقادهای گستردهای را در آستانه مسابقات به دنبال داشت. همه این عوامل باعث شدهاند که فضای جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکای شمالی با آنچه بسیاری انتظارش را داشتند فاصله داشته باشد.
در میان تمام بحثها درباره بلیت، سکوها و اختلاف نظر ایرانیان خارج از کشور، نباید فراموش کرد که تیم ملی ایران نیز در شرایطی متفاوت از بسیاری از رقبای خود وارد این مسابقات میشود. بازیکنان ایران تنها چند هفته پس از یکی از پرتنشترین دورههای منطقه راهی جام جهانی شدهاند. جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا، حملات موشکی، نگرانی خانوادهها و فضای امنیتی حاکم بر کشور، بخشی از واقعیتی است که بسیاری از اعضای تیم ملی در ماههای منتهی به مسابقات با آن روبهرو بودهاند.
برخلاف بسیاری از تیمهای حاضر در جام جهانی که ماههای گذشته را صرف آمادهسازی فنی و اردوهای آرام کردهاند، بازیکنان ایران ناگزیر بودند در فضایی زندگی و تمرین کنند که اخبار جنگ، حملات نظامی و نگرانی درباره آینده کشور بخش جداییناپذیر آن بود. صرفنظر از دیدگاههای سیاسی، این واقعیتی است که نمیتوان نادیده گرفت. تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۲۶ در حالی قدم میگذارد که سایه جنگ همچنان بر سر منطقه سنگینی میکند و بسیاری از بازیکنان، مانند میلیونها ایرانی دیگر، این روزها نه فقط بار انتظارات فوتبالی، بلکه فشارهای روحی و روانی ناشی از بحرانهای اخیر را نیز با خود حمل میکنند.

جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران تنها یک رقابت فوتبالی نیست. تیمی از کشوری زخمی از جنگ وارد زمین میشود و در سکوها نیز جامعهای دوپاره درباره معنای همان پیراهن با یکدیگر اختلاف دارد. شاید هیچ تیمی در این جام، به اندازه ایران، در میانه این همه روایت متضاد قرار نگرفته باشد.
جام جهانی قرار بود جشن باشد. قرار بود خیابانها پر از پرچم شوند، کافهها مملو از هواداران و شهرها غرق در شور فوتبال. اما دستکم برای بخشی از جامعه ایرانی کانادا و آمریکا، این جام جهانی بیش از آنکه یادآور وحدت باشد، آینهای از شکافها و اختلافهایی است که سالهاست میان ایرانیان شکل گرفته است. شاید ایران در زمین مسابقه به دنبال صعود باشد. اما بیرون از زمین، در سکوها، خیابانها و جمعهای ایرانیان مهاجر، مسابقه دیگری در جریان است. مسابقهای که نتیجه آن نه با گل و امتیاز، بلکه با هویت، خاطره و برداشتهای متفاوت از مفهوم «تیم ملی» تعیین خواهد شد.







