بهناز رهبر – نیومارکت | مجله تیتر: علی امیری وقتی به کانادا آمد، تازه پزشک نشده بود. سالها پیش در ایران پزشکی خوانده و بیش از چهار سال طبابت کرده بود. بعد برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و دکترای بالینی گرفت. وقتی به کانادا رسید نیز از دنیای پزشکی فاصله نگرفت و در شبکه دانشگاهی سلامت تورنتو (University Health Network) به عنوان پژوهشگر پسادکترا وارد تحقیقات سرطان شد. با این همه، سابقه پزشکی در یک کشور و پژوهش در یکی از مهمترین مراکز درمانی کانادا، به خودی خود راهی به سوی طبابت بالینی در انتاریو باز نمیکرد.
امیری بعدها در برابر کمیته بهداشت مجلس عوام کانادا از مسیری گفت که بسیاری از فارغالتحصیلان بینالمللی پزشکی پس از مهاجرت با آن روبهرو میشوند. او برای آزمونهای پزشکی کانادا آماده شد، از برنامههای حمایتی برای پزشکان آموزشدیده در خارج استفاده کرد و تلاش کرد راه خود را به سیستم رزیدنتی پیدا کند. مسئله برای او دیگر یاد گرفتن پزشکی از ابتدا نبود. مسئله پیدا کردن راه ورود به سیستمی بود که قواعد، آزمونها و ظرفیت محدود خودش را داشت.
این تجربه در انتاریو تازه نیست، اما در ماههای اخیر معنای دیگری پیدا کرده است. استان از یک سو با کمبود جدی پزشک خانواده روبهروست و از سوی دیگر در حال بازتعریف این است که کدام فارغالتحصیلان پزشکی خارج از کانادا باید در رقابت برای موقعیتهای رزیدنتی شانس بیشتری داشته باشند. انجمن پزشکی انتاریو در آستانه سال ۲۰۲۶ اعلام کرده بود بیش از ۲.۵ میلیون نفر در استان به پزشک خانواده دسترسی ندارند. در چنین شرایطی، بحث درباره پذیرش پزشکان آموزشدیده در خارج دیگر فقط مسئله مهاجرت یا معادلسازی مدرک نیست. این بحث مستقیماً به این پرسش میرسد که انتاریو نیروی پزشکی مورد نیاز خود را از کجا و چگونه تأمین خواهد کرد.
روز ۱۷ آوریل، دولت داگ فورد اعلام کرد قصد دارد قوانین مربوط به بخشی از فارغالتحصیلان بینالمللی پزشکی یا International Medical Graduates را تغییر دهد. براساس طرح تازه، برای IMGهایی که ارتباط مشخصی با انتاریو دارند، مسیر اختصاصی در دور نخست تطبیق رزیدنتی ایجاد خواهد شد. این ارتباط میتواند دستکم دو سال تحصیل در دبیرستانهای انتاریو، دو سال تحصیل تمام وقت و حضوری در یک موسسه آموزش عالی استان، یا دستکم ۲۴ هفته اقامت پیوسته در انتاریو طی دوره تعیین شده باشد.
استدلال دولت روشن است. هر سال تعدادی از جوانان انتاریویی برای تحصیل پزشکی به کشورهایی مانند ایرلند، استرالیا یا بریتانیا میروند و هنگام بازگشت، در سیستم کانادا در گروه IMG قرار میگیرند. دولت میگوید استان برای آموزش و حفظ نیروی پزشکی به افرادی نیاز دارد که ارتباطی واقعی با انتاریو دارند و احتمال بیشتری وجود دارد که پس از پایان رزیدنتی همینجا بمانند. همزمان قرار است ظرفیت آموزش پزشکی نیز افزایش پیدا کند و بیش از ۲۷۰ موقعیت تازه تحصیلات پزشکی پس از فارغالتحصیلی تا سال تحصیلی ۲۰۲۸ تا ۲۰۲۹ به سیستم اضافه شود.

اگر فقط همین خبر را ببینیم، تصمیم دولت بخشی از تلاش گستردهتر برای افزایش تعداد پزشکان به نظر میرسد. اما ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که تقویم را فقط چند روز عقب ببریم. سرویس تطبیق رزیدنتی کانادا (CaRMS) در ۱۰ آوریل اعلام کرده بود دولت انتاریو سیاست قبلی خود درباره IMGها را پس گرفته است. آن تصمیم در واقع در ۲۳ مارس گرفته شده بود و به مناقشهای برمیگشت که از ماهها پیش آغاز شده بود.
سیاست قبلی دولت میخواست شرکت در دور نخست رقابت رزیدنتی را برای بسیاری از IMGها به سابقه تحصیل در دبیرستانهای انتاریو گره بزند. پزشکانی که در خارج از کانادا تحصیل کرده بودند اما چنین سابقهای نداشتند، با محدودیت تازهای روبهرو میشدند. تصمیم با اعتراض گروهی از متقاضیان روبهرو شد و پای دادگاه نیز به ماجرا باز شد. در نوامبر ۲۰۲۵ اجرای شرط مورد مناقشه به طور موقت متوقف شد و سرانجام دولت در ماه مارس آن سیاست را پس گرفت.
اما کنار گذاشتن سیاست قبلی به معنای کنار گذاشتن ایده اصلی نبود. تنها چند روز پس از اعلام رسمی CaRMS، دولت در ۱۷ آوریل با طرح تازهای برگشت. این بار تعریف «ارتباط با انتاریو» گستردهتر شده بود و فقط به دبیرستان محدود نمیشد. اگر تغییرات پیشنهادی تصویب شوند، IMGهایی که در تعریف جدید دولت قرار میگیرند، در دور نخست تطبیق رزیدنتی مسیر اختصاصی خواهند داشت و دیگر IMGها میتوانند برای موقعیتهای باقیمانده در دور دوم رقابت کنند. دولت میخواهد این تغییر از چرخه تطبیق سال ۲۰۲۷ اجرا شود.
همین تفاوت کوچک در ظاهر، پرسش بزرگتری ایجاد میکند. اگر دو پزشک هر دو آزمونها و معیارهای علمی لازم را پشت سر گذاشته باشند، آیا سابقه زندگی یا تحصیل قبلی در انتاریو باید تعیین کند کدامیک زودتر به فرصت رزیدنتی دسترسی پیدا کند؟ برای کسی که در انتاریو بزرگ شده و برای تحصیل پزشکی به خارج رفته، پاسخ دولت احتمالاً منصفانه به نظر میرسد. او میتواند بگوید اینجا خانه من بوده، برای پزشکی ناچار به رفتن شدهام و حالا میخواهم برای خدمت به همان جامعه برگردم. اما از نگاه پزشکی که در تهران، دهلی یا قاهره آموزش دیده، سالها طبابت کرده و بعد انتاریو را برای ادامه زندگی انتخاب کرده است، همان سیاست میتواند معنای کاملاً متفاوتی داشته باشد.
منتقدان سیاست قبلی دقیقاً همین فرض را زیر سؤال بردهاند. در مقالهای که فوریه امسال در مجله انجمن پزشکی کانادا (CMAJ) منتشر شد، نویسندگان استدلال کردند شواهدی وجود ندارد که نشان دهد تحصیل در دبیرستان یک استان، به تنهایی پیشبینیکننده قابل اتکایی برای محل آینده طبابت پزشک است. تصمیم یک پزشک برای ماندن در یک شهر یا استان معمولاً به عوامل بسیار بیشتری وابسته است، از فرصت شغلی و محیط حرفهای گرفته تا خانواده، ارتباط اجتماعی و امکان ساختن زندگی در آن جامعه.
با این حال، مسئله را نمیتوان به این نتیجه ساده کرد که انتاریو باید درهای پزشکی را بدون محدودیت به روی هر پزشک آموزشدیده در خارج باز کند. پزشکی حرفهای است که استانداردهای علمی، مهارت بالینی، زبان و ایمنی بیمار در آن قابل مذاکره نیست. پزشکی که سالها در ایران یا کشور دیگری کار کرده، صرفاً با ارائه مدرک خود نمیتواند وارد مطب انتاریو شود و انتظار داشته باشد سیستم تجربه و دانش او را بدون ارزیابی بپذیرد. بحث اصلی از جایی شروع میشود که فرد از مراحل ارزیابی عبور کرده و برای ورود به آموزش یا رزیدنتی رقابت میکند، اما تعداد موقعیتها محدود است و سیاست عمومی تعیین میکند چه کسی زودتر به آن رقابت دسترسی داشته باشد.

در این میان، یک سوءتفاهم دیگر نیز بحث را پیچیده میکند. «پزشک آموزشدیده در خارج» الزاماً همان «پزشک مهاجر» نیست. یک کانادایی که در انتاریو بزرگ شده و برای تحصیل پزشکی به ایرلند رفته نیز هنگام بازگشت IMG محسوب میشود. در مقابل، پزشکی که پانزده سال در ایران متخصص بوده و بعد به کانادا مهاجرت کرده نیز میتواند در همین گروه قرار بگیرد، هرچند سابقه حرفهای و مسیر زندگی این دو هیچ شباهتی به یکدیگر ندارد. سیاست تازه دولت در واقع تلاش میکند درون همین گروه بزرگ، میان کسانی که پیش از تحصیل یا مهاجرت با انتاریو ارتباط داشتهاند و کسانی که این ارتباط را بعداً ساختهاند، تفاوت ایجاد کند.
این بحث در زمانی جریان دارد که دسترسی به مراقبت اولیه در سراسر کانادا نیز تحت فشار است. براساس تازهترین دادههای موجود مؤسسه اطلاعات سلامت کانادا (CIHI)، در سال ۲۰۲۴ حدود ۸۳ درصد بزرگسالان کشور گفته بودند به یک ارائهدهنده منظم خدمات درمانی دسترسی دارند. این شاخص فقط پزشک خانواده را شامل نمیشود و میتواند پرستار متخصص یا دیگر ارائهدهندگان مراقبت را نیز در بر بگیرد، اما معنای عدد همچنان قابل توجه است: تقریباً یک نفر از هر پنج بزرگسال کانادایی از چنین دسترسی منظمی برخوردار نبوده است.
برای انتاریو، آن ۲.۵ میلیون نفری که بدون پزشک خانواده ماندهاند به این بحث فوریت دیگری میدهند. البته هیچ رابطه سادهای وجود ندارد که براساس آن بتوان گفت با پذیرش چند صد IMG مشکل این میلیونها بیمار حل خواهد شد. همه IMGها پزشک خانواده نمیشوند و بحران مراقبت اولیه نیز حاصل یک عامل واحد نیست. شرایط کاری پزشکان، شیوه پرداخت، بار اداری، بازنشستگی، توزیع جغرافیایی نیروی درمان و ظرفیت آموزشی همگی بخشی از مسئلهاند. با این حال، وقتی استانی با چنین کمبودی روبهروست، نحوه استفاده از پزشکانی که پیش از این در جای دیگری آموزش دیدهاند دیگر موضوعی حاشیهای نیست.
برای جامعه ایرانی کانادا، این بحث جنبهای حتی شخصیتر دارد. مهاجرانی هستند که هنگام ورود به این کشور تنها مدرک پزشکی با خود نیاوردهاند، بلکه سالها تجربه معاینه بیمار، تصمیمگیری بالینی و کار در بیمارستان را نیز پشت سر داشتهاند. برخی سرانجام وارد سیستم پزشکی کانادا میشوند و برخی مسیرهای دیگری را انتخاب میکنند. آنچه میان آنها مشترک است، روبهرو شدن با سیستمی است که سابقه گذشته را به رسمیت میشناسد، اما الزاماً آن را معادل مجوز امروز نمیداند.
علی امیری یکی از همین آدمهاست، اما داستان او به تنهایی نمیتواند پاسخ این بحث باشد. تجربه او بیشتر نشان میدهد که فاصله میان «پزشک بودن» و «پزشک بودن در کانادا» تا چه اندازه میتواند طولانی شود. وقتی به این کشور آمد، پزشکی را از ابتدا یاد نگرفت. آنچه مجبور شد از ابتدا یاد بگیرد، راه ورود به پزشکی کانادا بود. اکنون که انتاریو دوباره در حال تغییر همان راه است، پرسش فقط این نیست که چند پزشک دیگر میتوان تربیت کرد. پرسش این است که در استانی که میلیونها نفر هنوز در جستوجوی پزشک خانوادهاند، این راه برای چه کسانی بازتر خواهد شد و برای چه کسانی همچنان دشوار باقی میماند.
نوشته بهناز رهبر روزنامه نگار LJI







