فرانسه نزدیکتر از مونترال
کارنی، مکرون و نقشه تازه
مینا رحیمی – تورنتو | مجله تیتر: مارک کارنی و امانوئل مکرون، پیش از رفتن به نیویورک و ورود به هفتهٔ پرتنش مجمع عمومی سازمان ملل، یک قرار غیرمعمول گذاشتند. نه در اتاوا، نه در پاریس و نه در سالنهای بزرگ دیپلماسی. آنها در سنپیر و میکلون (Saint Pierre and Miquelon)، جزایر کوچک فرانسوی در آبهای سرد اقیانوس اطلس، کنار هم ایستادند تا دربارهٔ آیندهای بزرگتر حرف بزنند. انتخاب این محل اتفاقی نبود. تنها حدود ۲۵ کیلومتر آب، سنپیر و میکلون را از ساحل نیوفاندلند کانادا جدا میکند.
یعنی فرانسه، از مسیر این قلمرو کوچک در آمریکای شمالی، به کانادا نزدیکتر از فاصلهٔ اتاوا تا مونترال است. تصویری که در نگاه اول شبیه یک دانستنی جغرافیایی جذاب به نظر میرسد، حالا معنایی سیاسی پیدا کرده است. در روزگاری که نقشهٔ روابط جهانی دوباره در حال ترسیم شدن است، کانادا و فرانسه میخواهند این نزدیکی را جدیتر بگیرند.
سفر کارنی در ۲۰ سپتامبر، نخستین سفر رسمی یک نخستوزیر کانادا به سنپیر و میکلون بود. مکرون که برای یک سفر سهروزه به این قلمرو فرانسوی رفته بود، از کارنی استقبال کرد و هر دو رهبر از یک «فصل تازه» در رابطهٔ دو کشور گفتند. اما پشت این عبارت دیپلماتیک، یک واقعیت روشن قرار دارد. کانادا میخواهد شریکهای بیشتری داشته باشد، بازارهای بیشتری پیدا کند و در جهانی که به سرعت بیثباتتر میشود، کمتر به یک مسیر و یک همسایه وابسته بماند.

این به معنای بریدن کانادا از آمریکا نیست. آمریکا همچنان بزرگترین شریک تجاری کاناداست و هیچ دولت عاقلی چنین واقعیتی را نادیده نمیگیرد. اما وابستگی بیش از اندازه به یک بازار، حتی اگر آن بازار بزرگترین اقتصاد جهان باشد، امروز یک خطر است. تعرفهها، دعواهای تجاری، بحرانهای زنجیرهٔ تأمین و تغییرهای ناگهانی در سیاست واشنگتن، به کانادا یادآوری کردهاند که باید گزینههای بیشتری روی میز داشته باشد.
فرانسه در این میان یک شریک معمولی نیست. پیوند دو کشور فقط به تجارت و جلسههای رسمی محدود نمیشود. زبان فرانسه، تاریخ مشترک، جوامع فرانسویزبان کانادا و پیوندهای قدیمی میان آتلانتیک کانادا و سنپیر و میکلون، به این رابطه عمقی میدهند که بسیاری از مشارکتهای سیاسی ندارند. در این جزایر، سالهاست ماهیگیران، خانوادهها، دانشجویان و بازرگانان دو سوی آب با هم ارتباط دارند. مکرون هم بر همین نکته دست گذاشت. او گفت رابطهٔ کانادا و فرانسه نباید فقط از اتاوا و پاریس ساخته شود، بلکه باید در همین قلمروهای نزدیک و در زندگی واقعی مردم هم دیده شود.
اما این دیدار فقط یک بازگشت احساسی به تاریخ نبود. کارنی و مکرون دربارهٔ دفاع، انرژی، مواد معدنی حیاتی، فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی، ماهوارهها و همکاری فضایی گفتوگو کردند. این فهرست ممکن است بلند به نظر برسد، اما پشت هر کدام یک نیاز واقعی خوابیده است. کانادا میخواهد منابعش را به بازارهای تازه برساند، اروپا میخواهد در انرژی و مواد معدنی مطمئنتر باشد و هر دو طرف میدانند که فناوری و امنیت امروز از هم جدا نیستند.

فرانسه بهویژه به انرژی کانادا چشم دارد. اروپا در سالهای اخیر فهمیده است که امنیت انرژی یک بحث فنی یا اقتصادی ساده نیست، بلکه مستقیماً به استقلال سیاسی کشورها وصل است. کانادا، با ظرفیتهای رو به رشد در گاز طبیعی مایع، انرژی پاک و مواد معدنی حیاتی، میتواند برای اروپا شریک مهمتری شود. اگر این گفتوگوها به قرارداد، سرمایهگذاری و زیرساخت تبدیل شوند، سودش فقط در اتاقهای مذاکره باقی نمیماند. میتواند به شغل، پروژههای منطقهای و فرصت تازه برای اقتصاد کانادا برسد.
سنپیر و میکلون برای این همکاری فقط یک پسزمینهٔ زیبا نیست. این منطقه محل تلاقی چند مسئلهٔ حساس است، از ماهیگیری و تغییرات اقلیمی گرفته تا کابلهای زیردریایی، امنیت مرزی و مسیرهای تازهٔ ارتباطی. دو کشور تصمیم گرفتهاند همکاری منطقهای میان این جزایر و استانهای آتلانتیک کانادا را گستردهتر کنند. آموزش، رفتوآمد، اقتصاد دریایی، هشدارهای زودهنگام اقلیمی و امنیت، بخشی از این برنامه است.
این البته رابطهای بدون زخم تاریخی نیست. تصمیم کانادا در سال ۱۹۹۲ برای توقف ماهیگیری کاد، ضربهٔ سختی به زندگی اقتصادی سنپیر و میکلون زد و خاطرهاش هنوز در جزایر زنده است. مکرون در دیدار با کارنی صریحاً به آن گذشته اشاره کرد و گفت زمان آن رسیده که صفحهای تازه نوشته شود. همین جمله ارزش دارد، چون همکاری واقعی تنها وقتی شکل میگیرد که گذشته را پنهان نکنیم، اما در آن هم متوقف نمانیم.

در پس این ملاقات، یک پیام سیاسی هم جریان داشت، بیآنکه نامی از کسی برده شود. در هفتههای اخیر، نقشهای از سوی دونالد ترامپ منتشر شد که کانادا، گرینلند و سنپیر و میکلون را زیر پرچم آمریکا نشان میداد. مکرون در پاسخ گفت حاکمیت فرانسه بر این جزایر جای بحث ندارد. سپس، در کنار کارنی، بر حاکمیت کانادا و فرانسه، دموکراسی، قانون و استقلال تصمیمگیری تأکید کرد. حضور نخستوزیر کانادا در این نقطهٔ کوچک از نقشه، یک جواب آرام اما روشن بود.
کارنی در ماههای گذشته تلاش کرده کانادا را به اروپا نزدیکتر کند. از همکاری با اتحادیهٔ اروپا تا گفتوگو دربارهٔ جایگاه تازهٔ کانادا در ساختارهای سیاسی و امنیتی قاره، ایده روشن است. کانادا نباید فقط تماشاگر تغییرات جهان باشد. باید با کشورهایی کار کند که در کنار منافع اقتصادی، به نهادهای دموکراتیک، قانون بینالمللی و همکاری چندجانبه هم باور دارند.
هیچکدام از این وعدهها نباید فقط در حد عکس یادگاری و جملههای خوشآهنگ بماند. آزمون کارنی این است که این رابطه را به فرصت واقعی برای کاناداییها تبدیل کند. به تجارت متنوعتر، سرمایهگذاری بیشتر، همکاری علمی، دسترسی بهتر به فناوری و شغلهایی که فقط روی کاغذ وجود ندارند. اما دیدار سنپیر و میکلون، دستکم یک نقطهٔ شروع جدی است.
گاهی سیاست خارجی از یک سالن باشکوه شروع نمیشود. گاهی از یک جزیرهٔ کوچک، ۲۵ کیلومتر آنسوی ساحل کانادا، آغاز میشود. جایی که فرانسه به کانادا نزدیکتر از مونترال است و شاید آیندهٔ کانادا هم کمی نزدیکتر به اروپا.
نوشته مینا رحیمی روزنامه نگار LJI







