بهناز رهبر – نیومارکت | مجله تیتر: پنج پزشک در پنج ماه در کبک خودکشی کردهاند. حالا بیش از ۱۵۰۰ پزشک پای نامهای را امضا کردهاند و یک درخواست مشخص دارند: این پنج مرگ را بررسی کنید. نه فقط برای اینکه بدانیم چه اتفاقی برای این پزشکان افتاده، بلکه برای پاسخ به پرسشی بزرگتر که مدتهاست در نظام درمان کانادا مطرح است: چه بر سر کسانی میآید که وظیفهشان مراقبت از دیگران است، وقتی خودشان دیگر توان ادامه دادن ندارند؟
هنوز هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد میان این پنج مرگ ارتباطی بوده یا میزان خودکشی در میان پزشکان کبک افزایش پیدا کرده است. امضاکنندگان نامه هم چنین ادعایی ندارند. آنها از پزشکی قانونی کبک خواستهاند بررسی کند آیا عوامل حرفهای، سازمانی یا ساختاری در این مرگها نقشی داشتهاند یا نه. پنج مرگ به تنهایی یک روند را ثابت نمیکند، اما وقتی آنها را کنار آنچه از وضعیت پزشکان کبک و کانادا میدانیم میگذاریم، نگرانی ۱۵۰۰ پزشک دیگر چندان دور از ذهن به نظر نمیرسد.
Collège des médecins du Québec، نهاد ناظر بر حرفه پزشکی در استان، تأیید کرده است که از مارس ۲۰۲۶ پنج پزشک در کبک به زندگی خود پایان دادهاند. رئیس این نهاد گفته است عوامل مختلفی میتوانند در پریشانی پزشکان نقش داشته باشند و در این میان به حجم سنگین کار، مواجهه روزانه پزشکان با رنج انسانی و تغییرات نظام سلامت اشاره کرده است. این نهاد همچنین اعلام کرده در صورت انجام تحقیق پزشکی قانونی با آن همکاری خواهد کرد. اما برای دیدن ابعاد مسئله لازم نیست منتظر نتیجه آن تحقیق بمانیم. بخشی از تصویر همین حالا در اعداد دیده میشود.

تازهترین پیمایش ملی سلامت پزشکان انجمن پزشکی کانادا که حدود ۳۳۰۰ پزشک، رزیدنت و فلو در آن شرکت کردهاند، نشان میدهد ۴۶ درصد پاسخدهندگان سطح بالایی از فرسودگی شغلی را تجربه میکنند. ۴۲ درصد در غربالگری علائم افسردگی داشتهاند و ۲۱ درصد اضطراب متوسط تا شدید گزارش کردهاند. فرسودگی نسبت به اوج دوران همهگیری کاهش پیدا کرده، اما هنوز به میزان پیش از همهگیری بازنگشته است.
پشت این درصدها اما زندگی روزمرهای قرار دارد که کمتر دیده میشود. آخرین بیمار روز مطب را ترک میکند، اما کار پزشک لزوماً تمام نشده است. پروندهها باید تکمیل شوند، نتایج آزمایشها بررسی شوند، ارجاعها نوشته شوند و پیامها پاسخ داده شوند. ۶۴ درصد پزشکان شرکتکننده در همان پیمایش گفتهاند زمان قابل توجهی را خارج از ساعات معمول کار صرف پروندههای الکترونیکی بیماران میکنند. متوسط زمانی که پزشکان صرف امور اداری میکنند به ۱۰.۴ ساعت در هفته رسیده است.
در کبک، تصویر ملموستر میشود. پژوهشی درباره ۱۲۵۲ پزشک خانواده استان نشان داده است که آنها به طور متوسط ۴۹.۲ ساعت در هفته کار میکنند و بیش از ۱۱ ساعت از این زمان صرف امور اداری میشود. نزدیک به ۶۹ درصد از منابع انسانی موجود در محیط کارشان ناراضیاند و مهمتر از همه، ۶۲.۵ درصد در معرض خطر پریشانی روانی قرار داشتهاند. پژوهش همچنین نشان میدهد تعادل میان کار و زندگی، رضایت از نقش خود به عنوان پزشک خانواده، انتظارات غیرمنطقی یا رفتار آزاردهنده بیماران و وضعیت نیروی انسانی محیط کار، همگی با سلامت روانی پزشکان ارتباط دارند.

همین مسئله نیروی انسانی ما را به بخش دیگری از داستان میرساند. در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶، حدود ۲۶ هزار و ۹۰۰ موقعیت شغلی در بخش بهداشت و خدمات اجتماعی کبک خالی بوده است. بیش از یک پنجم تمام موقعیتهای شغلی خالی استان متعلق به همین بخش بودهاند. حدود ۵۳۰۰ موقعیت پرستاری و ۴۶۰۰ موقعیت دیگر در حوزه کمکپرستاری و مراقبت از بیماران همچنان خالی مانده بود. البته تعداد موقعیتهای خالی این بخش نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۴ درصد کاهش داشته است. بنابراین نمیتوان گفت کمبود نیروی انسانی بدون وقفه در حال بدتر شدن است، اما نزدیک به ۲۷ هزار موقعیت خالی همچنان از فشار قابل توجه بر بخش سلامت حکایت دارد.
در بیمارستان، اما «جای خالی» فقط عددی در گزارش بازار کار نیست. بیماری که باید دیده شود همچنان منتظر است، شیفت باید پوشش داده شود و آزمایش باید بررسی شود. کار با خالی ماندن یک موقعیت شغلی ناپدید نمیشود. معمولاً به دوش کسی میافتد که هنوز سر کار است.
اینجاست که یکی دیگر از یافتههای پیمایش انجمن پزشکی کانادا اهمیت پیدا میکند: ۳۷ درصد پزشکان گفتهاند قصد دارند طی دو سال آینده ساعات فعالیت بالینی خود را کاهش دهند. برای یک پزشک خسته، چنین تصمیمی میتواند کاملاً قابل فهم باشد، اما اگر تعداد قابل توجهی از پزشکان همزمان ساعات کاری خود را کاهش دهند، مسئله از یک تصمیم شخصی فراتر میرود. نیروی کمتر میتواند فشار بیشتری بر کسانی وارد کند که باقی ماندهاند و فشار بیشتر نیز احتمال فرسودگی را افزایش میدهد. چرخهای که در نهایت دوباره به همان نقطه اول برمیگردد.

در سوی دیگر این چرخه، بیمار قرار دارد. کسی که برای پیدا کردن پزشک خانواده تلاش میکند، ساعتها در اورژانس منتظر میماند یا برای دریافت خدمات تخصصی ماهها در صف است، شاید هیچوقت پزشک خستهای را که بعد از پایان شیفت هنوز مشغول تکمیل پروندههاست نبیند. اما فشار بر پزشکان و دیگر کارکنان درمان، دیر یا زود از اتاق کارکنان بیمارستان بیرون میآید و به بیمار میرسد.
با این حال، شاید دشوارترین بخش ماجرا نه تعداد ساعتهای کار باشد و نه تعداد موقعیتهای خالی. پزشکی حرفهای است که در آن کمک خواستن برای دیگران امری عادی است، اما کمک خواستن برای خود پزشک همیشه به همان اندازه ساده نیست. پزشکی که هر روز از بیمار میخواهد علائمش را جدی بگیرد و برای کمک گرفتن دیر نکند، ممکن است خودش برای کمک خواستن تردید کند: نگرانی درباره محرمانگی، نگاه همکاران، آینده حرفهای یا حتی پذیرفتن این واقعیت که خودش هم به کمک احتیاج دارد.
همین موضوع بخشی از نگرانی پزشکانی است که خواستار تحقیق شدهاند. آنها میخواهند موانعی که ممکن است پزشکان را از دریافت خدمات سلامت روان بازدارد نیز بررسی شود. این نگرانی هم تازه نیست. Programme d’aide aux médecins du Québec، برنامه حمایت از پزشکان کبک، پیشتر درباره شدت پریشانی روانی در میان پزشکان هشدار داده و اعلام کرده بود در دهههای فعالیت خود با چنین سطحی از فشار مواجه نشده است.

هیچیک از این دادهها به تنهایی توضیحی برای پنج مرگ اخیر نیست. اما کنار هم گذاشتن آنها نشان میدهد پرسشی که ۱۵۰۰ پزشک مطرح کردهاند در خلأ شکل نگرفته است. وقتی نزدیک به نیمی از پزشکان شرکتکننده در یک پیمایش ملی از فرسودگی شدید میگویند و در یک پژوهش کبکی بیش از شش پزشک خانواده از هر ده نفر در معرض پریشانی روانی قرار دارند، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً به تابآوری فردی چند پزشک تقلیل داد.
ما معمولاً پزشک را زمانی میبینیم که خودمان به او احتیاج داریم. پشت در اتاق معاینه منتظر میمانیم، وارد میشویم، از درد یا نگرانیمان میگوییم و انتظار داریم کسی که آن سوی میز نشسته پاسخ داشته باشد. کمتر پیش میآید فکر کنیم پیش از ما چند نفر روی همان صندلی نشستهاند، بعد از ما چند نفر دیگر منتظرند و وقتی آخرین بیمار رفت، چه مقدار از کار هنوز باقی مانده است.
تحقیق مورد درخواست ۱۵۰۰ پزشک شاید در نهایت نشان دهد میان این پنج مرگ هیچ عامل مشترکی وجود نداشته است. شاید هم پرسشهای دشوارتری را پیش روی نظام درمان کبک بگذارد. پاسخ هرچه باشد، نامه آنها همین حالا یک سؤال را از پشت درهای بیمارستان بیرون آورده است: اگر قرار است همیشه کسی آن سوی میز باشد که از ما مراقبت کند، چه کسی مراقب اوست؟
نوشته بهناز رهبر روزنامه نگار LJI







