کانادا روی قدرت آب شرط میبندد
پایان یک قرارداد پنجاه و هفتساله
مینا رحیمی, تورنتو | مجله تیتر: وقتی مارک کارنی روز ۱۷ آگوست در سنت جانز کنار نخستوزیران کبک و نیوفاندلند و لابرادور ایستاد و از سرمایهگذاری نزدیک به ۷۰ میلیارد دلاری در مجموعه نیروگاه چرچیل فالز (Churchill Falls) سخن گفت، عددها آنقدر بزرگ بودند که میشد اصل داستان را میان آنها گم کرد. ۱۴ هزار مگاوات برق پاک، ۲۳ هزار شغل در مرحله ساخت، ۳۱ میلیارد دلار تاثیر بر تولید ناخالص داخلی تا اوایل دهه ۲۰۴۰ و تا ۱۰ میلیارد دلار تامین مالی از سوی دولت فدرال.
پشت این اعداد اما داستانی بسیار قدیمیتر قرار دارد. کانادا میخواهد یکی از مناقشهبرانگیزترین قراردادهای انرژی تاریخ خود را کنار بگذارد و همان منطقه را به مرکز یکی از بزرگترین طرحهای انرژی و توسعه صنعتی کشور تبدیل کند. توافق تازه مجموعهای از پروژهها را در بر میگیرد، از نوسازی و گسترش نیروگاه چرچیل فالز (Churchill Falls) و ساخت نیروگاه جدید گال آیلند (Gull Island) گرفته تا خطوط انتقال برق و یک پروژه بزرگ انرژی بادی در لابرادور. اگر همه اجزای برنامه اجرا شوند، ظرفیت تولید مجموعه به حدود ۱۴ هزار مگاوات خواهد رسید، نزدیک به سه برابر ظرفیت کنونی چرچیل فالز.

قراردادی که ۵۷ سال دوام آورد
قرارداد اصلی چرچیل فالز در سال ۱۹۶۹ میان شرکت چرچیل فالز لابرادور (Churchill Falls Labrador Corporation) و اداره برق کبک (Hydro Québec) امضا شد. ساخت پروژه بدون سرمایه و دسترسی به شبکه انتقال کبک بسیار دشوار بود. اداره برق کبک پذیرفت بخش بزرگی از برق تولیدی را برای مدتی طولانی خریداری کند و بخشی از ریسک مالی پروژه را نیز بر عهده گرفت.
آنچه در زمان امضای قرارداد شاید معاملهای قابل دفاع به نظر میرسید، با گذشت زمان معنای دیگری پیدا کرد. قیمت انرژی بالا رفت و ارزش برق تولیدشده از نیروی آب افزایش یافت، اما قرارداد چرچیل فالز قیمت فروش برق را در سطحی بسیار پایین نگه داشت. در دوره تمدید قرارداد، قیمت به حدود ۰.۲ سنت برای هر کیلووات ساعت رسید و قرارداد تا سال ۲۰۴۱ اعتبار داشت. برای کبک، چرچیل فالز به منبعی از برق ارزان و قابل اتکا تبدیل شد. در نیوفاندلند و لابرادور اما همان قرارداد به نماد فرصتی از دست رفته بدل شد و اختلاف میان دو استان بارها به دادگاه کشیده شد.
در دسامبر ۲۰۲۴ نخستین گام جدی برای تغییر این رابطه برداشته شد. تفاهمی میان دو استان شکل گرفت که براساس آن قیمت موثر برق از حدود ۰.۲ سنت به متوسط حدود ۵.۹ سنت برای هر کیلووات ساعت، به قیمتهای سال ۲۰۲۴، افزایش مییافت و برخلاف قرارداد قدیمی برای دههها ثابت نمیماند. توافق ۲۰۲۶ این مسیر را یک مرحله جلوتر برده است. شرکت برق نیوفاندلند و لابرادور (Newfoundland and Labrador Hydro) و اداره برق کبک (Hydro Québec) اکنون چارچوب تازهای برای توسعه مشترک چرچیل فالز و گال آیلند و جایگزینی قرارداد تاریخی دارند. برای نیوفاندلند و لابرادور، مسئله این بار تنها قیمت برق نیست، بلکه کنترل بیشتر بر منبعی است که در خاک خود استان تولید میشود.

چرچیل فالز بزرگتر میشود
براساس برنامه جدید، ۱۱ واحد موجود نیروگاه چرچیل فالز (Churchill Falls) نوسازی میشوند و توسعه مجموعه ظرفیت تازهای به آن اضافه خواهد کرد. پایینتر از آن نیز گال آیلند (Gull Island) قرار دارد، پروژهای که دههها درباره ساخت آن صحبت شده و اکنون قرار است به نیروگاهی با ظرفیت حدود ۲۷۰۰ مگاوات تبدیل شود.
برای انتقال این انرژی، صدها کیلومتر زیرساخت و خطوط انتقال جدید میان پروژههای رودخانه چرچیل، غرب لابرادور و کبک پیشبینی شده است. یک پروژه بادی با ظرفیت پیشنهادی ۲۰۰۰ مگاوات نیز در لابرادور در دست بررسی است که دولت فدرال از امکان مشارکت ملت اینو (Innu Nation) در آن سخن گفته است. در صورت اجرای کامل طرحها، مجموع ظرفیت به حدود ۱۴ هزار مگاوات میرسد. دولت فدرال میگوید چنین ظرفیتی برای تامین برق خانگی تورنتو، مونترال و ونکوور روی هم کافی است.
این بار نیوفاندلند چه میگیرد؟
مهمترین بخش توافق برای نیوفاندلند و لابرادور شاید نه اندازه نیروگاهها، بلکه میزان کنترل استان بر برق آنها باشد. براساس اطلاعات دولت استانی، نیوفاندلند و لابرادور میتواند تا ۲۳۵۰ مگاوات از برق چرچیل فالز و گال آیلند را برای خود نگه دارد. پروژه بادی نیز در صورت اجرا ۴۰۰ مگاوات دیگر در اختیار استان قرار خواهد داد.
این برق میتواند برای توسعه صنایع داخل استان مصرف شود یا به بازارهای دیگر فروخته شود. توافق تازه همچنین دسترسی بیشتری به شبکه انتقال فراهم میکند، موضوعی که با توجه به وابستگی تاریخی لابرادور به شبکه کبک اهمیت زیادی دارد. دولت نیوفاندلند و لابرادور ارزش فعلی منافع توافق جدید برای استان را حدود ۴۹ میلیارد دلار برآورد کرده است. این رقم درآمد نقدی فوری نیست، بلکه ارزش اقتصادی مجموعهای از درآمدها، برق و حقوقی است که طی چند دهه آینده ایجاد خواهند شد.

برق برای معدن
داستان چرچیل فالز به تولید برق ختم نمیشود. دولت کارنی آن را به برنامه بزرگتری برای توسعه منابع معدنی کانادا متصل کرده است. در غرب لابرادور و شرق کبک، منطقه معدنی کمربند لابرادور (Labrador Trough) قرار دارد، منطقهای غنی از سنگآهن با خلوص بالا که توسعه بیشتر آن به برق و زیرساخت تازه نیاز دارد. اتاوا «کریدور برق پاک، مواد معدنی حیاتی و زیرساخت کمربند لابرادور» (Labrador Trough Clean Power, Critical Minerals and Infrastructure Corridor) را به دفتر پروژههای بزرگ (Major Projects Office) ارجاع داده است تا توسعه برق، معدن، حملونقل و زیرساخت صادراتی به عنوان بخشهای یک برنامه واحد دیده شوند.
پروژه سنگآهن کامی (Kami)، توسعه شبکه برق غرب لابرادور و اتصال پروژه گرافیت لک نایف (Lac Knife) به شبکه برق از جمله طرحهایی هستند که میتوانند از این زیرساختها استفاده کنند. منطق اقتصادی برنامه روشن است. برق بیشتر امکان توسعه معدن را فراهم میکند، معدن سرمایهگذاری در حملونقل و شبکه انتقال را توجیه میکند و این زیرساختها راه صادرات مواد معدنی را بازتر میکنند. در چنین تصویری، چرچیل فالز دیگر فقط یک نیروگاه نیست، بلکه بخشی از یک کریدور صنعتی تازه در شرق کاناداست.

چه کسی این پروژه را خواهد ساخت؟
دولت فدرال پیشبینی میکند مجموعه پروژهها در مرحله ساخت بیش از ۲۳ هزار شغل ایجاد کند. در توافق گال آیلند نیز مقرر شده ۸۵ درصد مجموع ساعات کار ساخت به نیروی کار نیوفاندلند و لابرادور اختصاص پیدا کند و در اوج عملیات ساختمانی شمار کارکنان پروژه میتواند به حدود پنج هزار نفر برسد.
پروژهها همچنین در سرزمینهایی توسعه پیدا میکنند که مشارکت ملت اینو (Innu Nation) در آنها مسئلهای اساسی است. دولتها از گفتوگو درباره مشارکت اقتصادی اینوهای لابرادور، به ویژه در پروژه بادی، خبر دادهاند. شکل نهایی این مشارکت، سهم اقتصادی جوامع بومی و آثار محیط زیستی پروژههای جدید هنوز باید در مراحل بعدی روشن شود. ساخت چنین مجموعهای دیگر فقط معامله میان شرکتهای برق و دولتهای استانی نیست. حقوق بومیان، ارزیابیهای محیط زیستی، تامین مالی و ظرفیت شبکه همگی بخشی از معادلهاند.

فاصله میان اعلام و ساخت
در میان اعداد بزرگ و لحن تاریخی دولتها، یک واقعیت نباید گم شود. ۷۰ میلیارد دلار هنوز پروژهای ساختهشده نیست. چرچیل فالز و گال آیلند باید سالها مراحل مهندسی، تامین مالی، مجوزهای محیط زیستی و ساخت را پشت سر بگذارند. بعضی اجزای برنامه، از جمله پروژه بادی ۲۰۰۰ مگاواتی و بخشی از زیرساختهای معدنی، هنوز در مراحل اولیه مطالعه هستند. افزایش هزینه ساخت، نرخ بهره، کمبود نیروی متخصص، مذاکرات با جوامع بومی و تغییر بازار برق نیز میتوانند محاسبات امروز را تغییر دهند.
با این همه، آنچه ۱۷ آگوست اعلام شد فراتر از یک برنامه توسعه نیروگاهی است. برای نیوفاندلند و لابرادور، تلاشی است برای عبور از قراردادی که نزدیک به شش دهه بر سیاست و اقتصاد استان سایه انداخته است. برای کبک، دسترسی بلندمدت به حجم عظیمی از برق پاک اهمیت دارد. برای دولت کارنی نیز چرچیل فالز بخشی از یک نگاه اقتصادی بزرگتر است که انرژی، معدن، زیرساخت و استقلال اقتصادی کانادا را به یکدیگر متصل میکند.
پرسش اصلی حالا دیگر این نیست که در قرارداد ۱۹۶۹ چه کسی برنده شد و چه کسی باخت. پرسش این است که آیا دولتها میتوانند پروژهای با این ابعاد را از مرحله توافق و کنفرانس خبری عبور دهند و واقعا بسازند. اگر پاسخ مثبت باشد، رودخانهای که بیش از نیم قرن نماد اختلاف کبک و نیوفاندلند و لابرادور بود، میتواند این بار به یکی از ستونهای اقتصاد انرژی کانادا تبدیل شود.
نوشته مینا رحیمی روزنامه نگار LJI








