بهناز رهبر – نیومارکت | مجله تیتر : برای بسیاری از مردم، مشکل نظام درمانی زمانی شروع نمیشود که پزشک ندارند. گاهی درست از زمانی شروع میشود که پزشک دارند، نام او در پروندهشان ثبت شده، شماره کلینیک را هم میدانند، اما وقتی واقعاً بیمار میشوند تازه متوجه میشوند دیدن او به این سادگی نیست. تلفن میکنند و اولین وقت آزاد چند روز بعد است. گاهی چند هفته بعد. بیماری البته منتظر تقویم مطب نمیماند. در چنین فاصلهای انتخابها کم کم محدود میشود به کلینیک بدون وقت قبلی، مراکز مراقبت فوری یا در نهایت اورژانس بیمارستان.
این تجربه شخصی حالا در اعداد ملی هم دیده میشود. تازهترین شاخص مؤسسه اطلاعات سلامت کانادا نشان میدهد تنها ۲۶.۸ درصد بزرگسالان کانادایی گزارش کردهاند که برای یک نیاز غیراضطراری توانستهاند همان روز یا روز بعد یک ارائه دهنده خدمات درمانی را ببینند. به زبان ساده، برای حدود سه نفر از هر چهار بزرگسال چنین دسترسی سریعی وجود نداشته است. انجمن پزشکی کانادا نیز میگوید میلیونها کانادایی هنوز پزشک خانواده ندارند و حتی داشتن پزشک هم لزوماً به معنای گرفتن وقت در زمانی نیست که بیمار به آن نیاز دارد.
انتاریو در نگاه اول تصویر امیدوارکنندهتری دارد. بر اساس گزارش رسمی وزارت بهداشت استان، تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۸۸.۱ درصد افراد بیمه شده انتاریو به یک پزشک یا تیم مراقبت اولیه متصل بودهاند. در همان سال ۳۴۵ هزار نفر دیگر نیز به مراقبت اولیه متصل شدند. دولت برای برنامه گسترش مراقبت اولیه در فاصله سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۹ در مجموع ۳.۴ میلیارد دلار اختصاص داده و هدف رسمی این است که تا سال ۲۰۲۹ همه ساکنان استان به پزشک خانواده یا یک تیم مراقبت اولیه متصل شوند.

در بحث کمبود پزشک، تناقض دیگری هم وجود دارد. کانادا سالهاست پزشکانی را میپذیرد که در کشورهای دیگر آموزش دیدهاند، اما مهاجرت به کانادا به معنای اجازه طبابت در کانادا نیست. بسته به محل آموزش و سابقه حرفهای، مسیر رسیدن یک پزشک آموزش دیده در خارج به مجوز طبابت میتواند از ارزیابی مدارک، شرایط تخصصی و آزمونها تا رقابت برای دورههای رزیدنتی یا ورود به مسیرهای جایگزین ادامه پیدا کند. انتاریو در سالهای اخیر بخشی از این موانع را کاهش داده و مسیرهای تازهای برای ورود پزشکان بینالمللی ایجاد کرده است، اما همین اصلاحات نشان میدهد استفاده از ظرفیت پزشکانی که پیش از ورود به کانادا آموزش دیدهاند، همچنان بخشی از معادله کمبود نیروی پزشکی است.
این اعداد و اصلاحات مهماند و پیشرفت حاصل شده را نباید نادیده گرفت. اما درست همین جا تفاوتی وجود دارد که در آمار کلی به آسانی گم میشود. در نظام سلامت، «داشتن پزشک» و «دسترسی به پزشک» دو مفهوم یکسان نیستند. ممکن است نام یک پزشک خانواده در پرونده بیمار ثبت شده باشد، اما سؤال واقعی زمانی مطرح میشود که سه شنبه صبح حالش خوب نیست و میخواهد بداند چه زمانی واقعاً میتواند او را ببیند.
این فاصله وقتی بیمار به متخصص نیاز پیدا میکند آشکارتر میشود. مطالعهای که Statistics Canada در تابستان امسال منتشر کرد نشان میدهد در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۷.۸ درصد کاناداییهای ۴۵ سال به بالا برای نخستین مشاوره با پزشک متخصص با مشکل دسترسی روبهرو بودهاند. صحبت از گروه کوچکی نیست. حدود ۴.۵ میلیون نفر. دشواری در گرفتن وقت و فاصله طولانی میان تعیین وقت و ملاقات از مشکلات مهم گزارش شدهاند. در همین گروه سنی حدود ۱۸ درصد نیز گفتهاند نیازهای درمانی برآورده نشده داشتهاند.

این آمار یک نکته مهم دیگر هم دارد. افرادی که به مراقبت اولیه دسترسی مستمر دارند، کمتر با مشکل دسترسی به متخصص روبهرو میشوند. بنابراین بحث بر سر بیاهمیت بودن پزشک خانواده نیست. برعکس، اتصال بیمار به یک پزشک یا تیم درمانی میتواند در ادامه مسیر درمان نقش تعیین کنندهای داشته باشد. مسئله این است که اتصال به مراقبت اولیه، آغاز مسیر است نه پایان آن. وقتی این مسیر به موقع کار نمیکند، بخشی از فشار به جایی منتقل میشود که تقریباً همیشه در دسترس است: اورژانس بیمارستان.
مؤسسه اطلاعات سلامت کانادا در گزارش ژوئن ۲۰۲۶ خود درباره زمان انتظار در اورژانسها تأکید کرده که وضعیت این بخشها را نمیتوان جدا از سایر قسمتهای نظام سلامت دید. دسترسی به مراقبت اولیه، تعداد تختهای بیمارستانی، مراقبت در منزل، مراقبت طولانی مدت و نیروی انسانی همه بر آنچه در اورژانس اتفاق میافتد اثر میگذارند. در نظرسنجی Ontario Medical Association از ۲۸۸ پزشک اورژانس نیز ۷۴ درصد وضعیت ازدحام بخشهای اورژانس را شدید یا بحرانی توصیف کردهاند.
با این حال، تصویر انتاریو یک خط مستقیم رو به پایین نیست. دادههای Ontario Health نشان میدهد بعضی شاخصهای اورژانس اخیراً بهتر شدهاند. میانگین زمان انتظار تا نخستین ارزیابی پزشک از ۲.۲ ساعت در ژانویه ۲۰۲۵ به حدود ۱.۷ ساعت در ژانویه ۲۰۲۶ کاهش یافته است. مدت حضور بیماران در اورژانس نیز در برخی شاخصها نسبت به سال قبل بهبود نشان میدهد. پس منصفانه نیست بگوییم همه چیز هر سال بدتر میشود. مسئله بیشتر فشار مزمنی است که گاهی در یک قسمت سیستم کاهش پیدا میکند و در قسمت دیگری دوباره ظاهر میشود.

دولت انتاریو امیدوار است گسترش تیمهای مراقبت اولیه بخشی از همین فشار را کم کند. این مدل قرار نیست همه چیز را بر دوش یک پزشک خانواده بگذارد. پرستاران، پرستاران متخصص، مددکاران اجتماعی و دیگر متخصصان میتوانند در کنار پزشک خدمات مورد نیاز بیمار را ارائه دهند. ایده ساده است: بیمار برای هر مسئلهای مجبور نباشد فقط پشت یک در منتظر بماند. اما آزمون واقعی این برنامه احتمالاً چند سال دیگر در تعداد کلینیکهای افتتاح شده یا حتی تعداد افرادی که روی کاغذ به یک پزشک متصل شدهاند خلاصه نخواهد شد. معیار ملموستری وجود دارد. وقتی یک نفر سه شنبه صبح بیمار میشود، چه زمانی میتواند کسی را ببیند که پروندهاش را میشناسد؟
کانادا از نظام عمومی درمانی برخوردار است که اصل دسترسی همگانی هنوز یکی از پایههای مهم آن محسوب میشود. اما دسترسی عمومی زمانی معنای کامل پیدا میکند که مراقبت در زمان مناسب هم در دسترس باشد. شاید مرحله بعدی بحث درباره سلامت در انتاریو دقیقاً همین باشد: نه فقط این که چه تعداد از مردم پزشک دارند، بلکه این که وقتی به او نیاز دارند، پزشک چقدر دور است.
نوشته بهناز رهبر روزنامه نگار LJI







