اخباراخبار ورزشیجامعهصفحه اول

سه بازی، سه تساوی، یک روایت

بخش چهارم | تنها چند سانتی‌متر تا تاریخ‌سازی

بهناز رهبر – تورنتو | میان مرزها – بخش چهارم:  ایران مرحله گروهی را بدون شکست پشت سر گذاشت، شاهد برخی از بهترین نمایش‌های فردی بازیکنانش در سال‌های اخیر بود و مانند دوره های قبل تنها چند سانتی‌متر با تاریخ‌سازی فاصله داشت. اما سه امتیاز، روایت تلخ‌تری داشت: تیمی که بارها تا آستانه رسید، اما هر بار چیزی کم آورد تا از خط عبور کند.

وقتی ایران برای نخستین بازی خود در جام جهانی ۲۰۲۶ وارد زمین شد، تقریباً همه‌چیز در اطراف تیم ملی از شکل معمول خارج شده بود. هفته‌ها جنگ، سیاست، جابه‌جایی و محدودیت، فوتبال را بارها به حاشیه رانده بود. بعد سوت آغاز به صدا درآمد و قرار بود دست‌کم برای نود دقیقه، هیچ‌کدام از آن‌ها اهمیتی نداشته باشند. تاریخ معمولاً به خاطر نمی‌سپارد که مسیر رسیدن به یک جام جهانی چقدر دشوار بوده است. آنچه می‌ماند، جدول است. سه بازی. سه تساوی. سه امتیاز. بدون شکست. بدون پیروزی و حذف.

در سرنوشت ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ تناقض عجیبی وجود داشت. این تیم زیر فشار حریفان قدرتمندتر خرد نشد. تحقیر نشد. فرو نریخت. هیچ مسابقه‌ای نبود که ایران در آن کاملاً ناتوان یا خارج از سطح رقابت به نظر برسد. اتفاقاً در مقاطع طولانی، تیم ملی نشان داد که توان رقابت با هر سه تیم گروهش را دارد و شاید همین بود که پایان کار را تا این اندازه تلخ می‌کرد. ایران جام جهانی را با این باور ترک نکرد که حریفانش از او بهتر بودند. تلخی ماجرا این بود که می‌دانست چقدر به عبور از این مرحله نزدیک شده بود.

تیمی که نباخت، اما هرگز هم نبرد

گروه G چیزی را پیش روی ایران گذاشته بود که در جام‌های جهانی کمتر نصیبش شده بود: فرصت.

بلژیک از ابتدا مدعی اصلی گروه بود، اما نیوزیلند و مصر حریفانی بودند که ایران می‌توانست واقع‌بینانه مقابلشان به امتیاز فکر کند. برای کشوری که هرگز از مرحله گروهی جام جهانی عبور نکرده بود، این‌بار مسیر صعود بیش از همیشه دست‌یافتنی به نظر می‌رسید. به همین دلیل، نخستین مسابقه مقابل نیوزیلند اهمیتی فراتر از یک بازی افتتاحیه داشت. این همان مسابقه‌ای بود که ایران باید می‌برد.

نیوزیلند با رتبه‌ای پایین‌تر وارد مسابقات شده بود و سه امتیاز این بازی می‌توانست از همان ابتدا معادلات گروه را به سود ایران تغییر دهد. اما بازی آن‌طور که ایران می‌خواست پیش نرفت. تیم ملی دو بار از نیوزیلند عقب افتاد و هر دو بار توانست به بازی برگردد. رامین رضاییان یکی از چهره‌های اصلی این بازگشت بود. گل نخست ایران را زد و بعد در شکل‌گیری گل تساوی محمد محبی نیز نقش داشت. مقاومت تیم قابل تحسین بود. ایران اجازه نداد بازی از دست برود. اما آن روز، مقاومت چیزی نبود که ایران به آن نیاز داشت. پیروزی لازم بود. تساوی ۲ بر ۲ یعنی ایران از مسابقه‌ای که قرار بود پایه صعودش را بسازد، تنها با یک امتیاز بیرون آمد. در جام جهانی، دو امتیازی که از دست می‌روند خیلی زود سنگینی خودشان را نشان می‌دهند.

بلژیک حال‌وهوای تیم را تغییر داد

بعد نوبت بلژیک بود. کمتر کسی انتظار پیروزی ایران را داشت. بلژیک قدرتمندترین تیم گروه بود، با بازیکنانی که سال‌ها در بالاترین سطح فوتبال اروپا بازی کرده بودند. برای ایران، حتی نباختن هم می‌توانست نتیجه‌ای ارزشمند باشد و در بخش بزرگی از مسابقه، به نظر می‌رسید هدف دقیقاً همین است.

ایران منظم دفاع کرد. فاصله خطوط را حفظ کرد. بلژیک در مقاطعی توپ و میدان را در اختیار داشت، اما نمی‌توانست این برتری را به گلی تبدیل کند که بسیاری انتظارش را داشتند و پشت خط دفاع ایران، علیرضا بیرانوند ایستاده بود. اما هرچه بازی جلوتر رفت، چیزی تغییر کرد. ایران کم‌کم فهمید بلژیک آن‌قدرها هم دست‌نیافتنی نیست. بازی بازتر شد. فضاها بیشتر شدند. کلافگی در بازی بلژیک بالا رفت و وقتی مهدی طارمی هوشمندانه مدافع بلژیک را وادار به خطایی کرد که با اخراج او همراه شد، ناگهان ایران در موقعیتی قرار گرفت که کمتر کسی پیش‌بینی کرده بود. برتری عددی.

در حدود یک‌سوم پایانی مسابقه، دیگر مسئله فقط جان سالم به در بردن مقابل بلژیک نبود. حالا می‌شد بلژیک را برد و دقیقاً از همین‌جا بود که بحث درباره تصمیم‌های امیر قلعه‌نویی جدی‌تر شد. ایران جریان بازی را به سود خود تغییر داده بود. بلژیک آسیب‌پذیر شده بود و تاریخ دری را مقابل تیم ملی باز کرده بود. اما ایران هیچ‌وقت با تمام توان برای عبور از آن در قدم نگذاشت. بازی بدون گل تمام شد.

در شرایط عادی، تساوی مقابل بلژیک در جام جهانی نتیجه‌ای قابل جشن گرفتن بود. اما در معادلات این گروه، ماجرا پیچیده‌تر بود. ایران یک امتیاز ارزشمند گرفته بود و همزمان، فرصت دیگری را هم از دست داده بود.

مصر و نود دقیقه تا تاریخ

تا زمان رسیدن به آخرین مسابقه گروهی مقابل مصر، معادله روشن‌تر شده بود. ایران به پیروزی نیاز داشت. سه امتیاز می‌توانست بخش بزرگی از اما و اگرها را کنار بزند و تیم ملی را در آستانه یک اتفاق تاریخی قرار دهد و مقابل مصر، ایران شاید کامل‌ترین و پرشورترین نمایش خود در این جام را ارائه کرد.

این‌بار عجله و اضطرار در بازی تیم دیده می‌شد. میل به حمله بیشتر بود. همه می‌دانستند یک تساوی آبرومندانه دیگر کافی نیست. اما بازی خیلی زود برای ایران سخت شد. در دقیقه پنجم، محمود صابر روی توپی که بیرانوند نتوانست مهار کند، مصر را یک بر صفر پیش انداخت. تنها چند دقیقه بعد، حرکت هوشمندانه مهدی طارمی ایران را صاحب پنالتی کرد و فرصت جبران خیلی زود از راه رسید، اما مصطفی شوبیر ضربه طارمی را مهار کرد. ایران با این حال عقب نکشید و در دقیقه چهاردهم، رامین رضاییان روی توپ برگشتی و از زاویه‌ای دشوار دروازه مصر را باز کرد تا بازی یک بر یک شود.

از آن لحظه، بازی مدام میان دو تیم دست‌به‌دست می‌شد، اما ایران می‌دانست که تساوی دیگر کافی نیست. یک بر یک، ایران را در برزخ نگه می‌داشت و هرچه زمان می‌گذشت، نیاز به گل دوم بیشتر احساس می‌شد. تا اینکه در واپسین لحظات وقت‌های تلف‌شده، شجاع خلیل‌زاده توپ را به تور چسباند. برای چند ثانیه باورنکردنی، انگار همان لحظه‌ای که فوتبال ایران سال‌ها انتظارش را کشیده بود از راه رسیده است. نیمکت ایران منفجر شد، بازیکنان به سمت هم دویدند و هواداران به هوا پریدند.

بعد از سال‌ها انتظار برای عبور ایران از سد مرحله گروهی جام جهانی، انگار بالاخره همان لحظه تاریخی از راه رسیده بود. اما بعد VAR وارد شد. آفساید. گل مردود شد. جشن در چند لحظه جای خود را به ناباوری داد. بازی ۱ بر ۱ تمام شد. و ایران بار دیگر با یک امتیاز از زمین بیرون آمد، درست در شبی که بیش از هر زمان دیگری به سه امتیاز نیاز داشت.

گل‌هایی که هرگز گل نشدند

گاهی سرنوشت یک مسابقه فوتبال در فاصله‌ای رقم می‌خورد که با چشم به‌سختی دیده می‌شود. یک شانه. یک پا و کسری از ثانیه. برای ایران، همین فاصله‌های ناچیز به یکی از روایت‌های اصلی جام جهانی تبدیل شدند. امیر قلعه‌نویی پس از بازی مصر یادآوری کرد که این «سومین بار در این جام جهانی بود که گل ایران مردود اعلام می‌شد» و به اتفاقی اشاره داشت که در هر سه مسابقه مرحله گروهی تکرار شده بود.

یک گل مردود، بخشی از فوتبال است. دو گل، بی‌رحمانه به نظر می‌رسد. اما سه گل، یکی در هر مسابقه، دیگر به بخشی از خاطره یک جام جهانی تبدیل می‌شود. مقابل نیوزیلند، یک گل ایران پذیرفته نشد. مقابل بلژیک، گل دیگری پس از بازبینی از بین رفت و مقابل مصر، دردناک‌ترینشان در وقت‌های تلف‌شده اتفاق افتاد، زمانی که گل ظاهراً برتری‌بخش خلیل‌زاده پس از بازبینی مردود اعلام شد.

وسوسه‌انگیز است که داستان حذف ایران را حول همین تصمیم‌ها بسازیم. اما این هم بیش از حد ساده است. VAR ایران را حذف نکرد. ایران فرصت‌های دیگری هم داشت. نود دقیقه مقابل نیوزیلند فرصت‌ داشت. مقابل بلژیک با یک بازیکن بیشتر بازی کرد. مقابل مصر هم فرصت گلزنی داشت. گل‌های مردود نشان دادند فاصله ایران با موفقیت چقدر کم بود. ایران فرصت داشت کار را خودش تمام کند.

تیم‌های بزرگ از تصمیم‌های بد جان سالم به در می‌برند، چون آن‌قدر موقعیت می‌سازند که یک تصمیم نتواند سرنوشت کل تورنمنتشان را تعیین کند. ایران تقریباً به این نیاز داشت که همه لحظات حساس دقیقاً به سودش رقم بخورند و بیش از حد لازم، این اتفاق نیفتاد.

جام رامین رضاییان

اگر قرار باشد از این جام جهانی یک داستان فردی بدون اما و اگر باقی بماند، آن داستان رامین رضاییان است. در ۳۶ سالگی، قرار نبود او بازیکنی باشد که ایران را به سوی آینده می‌برد. اما بارها همان بازیکنی شد که امید ایران را در زمان حال زنده نگه داشت. مقابل نیوزیلند گل زد و در شکل‌گیری گل دیگر نیز نقش داشت. در تمام مسابقات، ارسال‌های او از جناحین یکی از مطمئن‌ترین ابزارهای هجومی ایران بود.

دوید، دفاع کرد، موقعیت ساخت، توپ خواست و هر وقت تیم به انرژی و انگیزه نیاز داشت، اغلب این رضاییان بود که آن را به زمین تزریق می‌کرد. فیفا نمایش او را با انتخابش به‌عنوان بهترین بازیکن زمین در دو مسابقه مقابل نیوزیلند و مصر به رسمیت شناخت و در این انتخاب نکته‌ای قابل تأمل وجود داشت. یکی از مسن‌ترین بازیکنان ایران، همزمان یکی از پویاترین بازیکنان تیم بود.

در سنی که بسیاری از بازیکنان ملی مدت‌هاست از فوتبال ملی خداحافظی کرده‌اند، رضاییان یکی از به‌یادماندنی‌ترین تورنمنت‌های دوران حرفه‌ای خود را پشت سر گذاشت. نمایش او شایسته تحسین بود. اما در عین حال پرسشی ناخوشایند را پیش روی فوتبال ایران گذاشت: چرا ایران هنوز تا این اندازه به بازیکنانی وابسته است که به سال‌های پایانی دوران ملی خود نزدیک می‌شوند؟

دیواری به نام بیرانوند

اگر رضاییان موتور عاطفی تیم بود، علیرضا بیرانوند آخرین سد مقاومت ایران شد. مقابل بلژیک، فوق‌العاده بود. بلژیک فشار آورد. بیرانوند ایستاد. مهار پشت مهار، ایران را در مسابقه نگه داشت، در حالی که یکی از خطرناک‌ترین تیم‌های اروپا به دنبال راهی برای شکستن مقاومت ایران بود.

جای‌گیری‌هایش حساب‌شده بود. تسلطش بر محوطه جریمه به مدافعان مقابلش اطمینان می‌داد و هر بار بلژیک از ساختار دفاعی ایران عبور می‌کرد، بیرانوند آخرین پاسخ تیم ملی بود. نمایش او جایزه بهترین بازیکن مسابقه را برایش به همراه داشت. بدون بیرانوند، تصور آن یک امتیاز مقابل بلژیک دشوار است و باز هم نمی‌شد از معنای پشت این ماجرا چشم پوشید.

دو نفر از برجسته‌ترین بازیکنان ایران در این جام، از باتجربه‌ترین اعضای تیم بودند. رضاییان و بیرانوند. بازیکنانی از نسلی که فوتبال ایران به‌زودی ناچار خواهد بود برایشان جانشین پیدا کند. رامین بعدی کجاست؟ بیرانوند بعدی کجاست؟ تا جام جهانی بعدی، پاسخ به این پرسش‌ها هر روز ضروری‌تر خواهد شد.

تیمی که کمتر بازی را در دست گرفت

می‌توان حذف ایران را از زاویه دیگری هم دید. به جای اینکه بپرسیم چگونه تیمی بدون شکست نتوانست صعود کند، شاید بهتر باشد بپرسیم چرا ایران این‌قدر کم توانست اراده خودش را به بازی تحمیل کند. ایران در مقاطع طولانی خوب دفاع کرد. ساختار تیم منظم بود. ضدحملات می‌توانستند خطرناک باشند. کمبود تلاش هم به‌ندرت مشکل اصلی بود. اما مالکیت توپ اغلب هدف مشخصی نداشت. حملات قابل پیش‌بینی می‌شدند.

ارسال‌ها به محوطه جریمه می‌رسیدند، بدون اینکه تعداد کافی بازیکن برای تمام کردنشان حضور داشته باشد. در میانه میدان هم اغلب خلاقیت لازم برای ساختن موقعیت دیده نمی‌شد. خط میانی نیز اغلب نمی‌توانست توپ‌هایی را که در دفاع پس گرفته می‌شد، به فشار هجومی مداوم تبدیل کند. ایران بلد بود واکنش نشان دهد. اما کمتر می‌توانست خودش جریان بازی را تعیین کند. این تفاوت مقابل نیوزیلند و مصر تعیین‌کننده شد، دو مسابقه‌ای که تیم ملی باید مثل تیم برتر میدان رفتار می‌کرد، نه تیمی که هدف نخستش جان سالم به در بردن است.

نبود سردار آزمون نیز محدودیت‌های هجومی ایران را بیشتر آشکار کرد. مهاجمی که سابقه بازی در روبین کازان، روستوف، زنیت سن‌پترزبورگ، بایر لورکوزن و آ.اس. رم را در کارنامه داشت. آزمون پس از اظهارنظرهایی که در جریان ناآرامی‌های سیاسی ایران مطرح کرده بود، از تیم ملی کنار گذاشته شد و ایران یکی از دو ضلع زوج هجومی‌ای را از دست داد که سال‌ها بخش مهمی از فوتبالش را شکل داده بود.

آزمون و مهدی طارمی سال‌ها تقریباً غریزی یکدیگر را کامل می‌کردند. یکی حرکت می‌کرد. دیگری فضا را می‌دید. یکی مدافعان را با خود می‌برد. دیگری از فضای ایجادشده استفاده می‌کرد. در آمریکای شمالی، طارمی اغلب مجبور بود بخش بزرگی از این مسئولیت را به تنهایی به دوش بکشد. با این حال، باز هم در لحظات مهم تأثیرگذار بود. مقابل مصر حرکتش به گرفتن پنالتی کمک کرد. مقابل بلژیک نیز هوشمندی‌اش باعث خطایی شد که کارت قرمز را به دنبال داشت و بلژیک را ده‌نفره کرد.

اما مقابل خط دفاع تیم‌های جام جهانی، حتی یک مهاجم طراز اول هم فقط تا جایی می‌تواند بار خط حمله را به تنهایی حمل کند. شکست دادن ایران سخت بود. اما در همان حال، تصور اینکه این تیم در مسابقه‌ای که به دو یا سه گل نیاز دارد بتواند آنها را به ثمر برساند نیز دشوار بود.

بحثی که به نیمکت رسید

هیچ جام جهانی‌ای بدون نقد سرمربی به پایان نمی‌رسد. اما در ایران، بحث درباره امیر قلعه‌نویی فقط به آرایش تیم و تعویض‌ها محدود نبود. بسیاری از تحلیلگران و هواداران ایرانی از ابتدا این پرسش را مطرح کرده بودند که آیا انتخاب او صرفاً بر اساس شایستگی‌های فنی صورت گرفته است یا نزدیکی‌اش به ساختار مدیریتی فوتبال ایران در تبدیل شدنش به گزینه مورد اعتماد فدراسیون نقش داشته، آن هم در زمانی که بسیاری معتقد بودند تیم ملی بیش از هر چیز به ایده‌های تاکتیکی تازه و مسیری جدید نیاز دارد.

جام جهانی این پرسش‌ها را جدی‌تر کرد. ایران منظم بود. این را باید به حساب تیم گذاشت. مقاوم بود و این را هم نمی‌توان نادیده گرفت. اما از نگاه بسیاری از منتقدان، تیم به‌ندرت از تمام ظرفیت هجومی خود استفاده کرد. محافظه‌کاری تاکتیکی بارها مورد انتقاد قرار گرفت. تعویض‌های دیرهنگام هم همین‌طور. اما مهم‌تر از همه، تردید در استفاده از لحظاتی بود که جریان مسابقه به سود ایران تغییر می‌کرد. بازی بلژیک روشن‌ترین نمونه بود. وقتی ایران صاحب برتری عددی شد، دیگر پرسش این نبود که آیا تیم ملی می‌تواند مقابل بلژیک دوام بیاورد. پرسش این بود که آیا جسارت و انعطاف تاکتیکی لازم برای حمله کردن را دارد؟

بسیاری معتقد بودند پاسخ تیم بیش از حد محتاطانه بود. سه تساوی از مقاومت ایران می‌گفت. اما همزمان این تصور را تقویت کرد که تیم ملی بیش از آنکه برای بردن وارد زمین شود، ابتدا به نباختن فکر می‌کند. در جام جهانی‌ای که ایران بالاخره مسیری واقعی برای عبور از مرحله گروهی داشت، همین تفاوت کوچک، اهمیت بزرگی پیدا کرد.

سه امتیاز و سرنوشتی که دیگر دست ایران نبود

سوت پایان مقابل مصر، ایران را همان لحظه از جام جهانی حذف نکرد و شاید بی‌رحمانه‌ترین بخش داستان همین بود. سه تساوی، سه امتیاز و تفاضل گل صفر برای ایران باقی گذاشته بود. با فرمت گسترش‌یافته جام جهانی، هنوز این امکان وجود داشت که ایران به‌عنوان یکی از بهترین تیم‌های سوم گروه‌ها راهی مرحله بعد شود.

ناگهان ادامه جام جهانی ایران در زمین‌های دیگری رقم می‌خورد. بازیکنان دیگر کاری از دستشان برنمی‌آمد. مربیان هم چیزی برای تغییر دادن نداشتند. هواداران در تهران، تورنتو، لس‌آنجلس، سیدنی و ده‌ها شهر دیگر ناگهان به کارشناسان مسابقاتی تبدیل شدند که شاید در شرایط عادی حتی تماشایشان هم نمی‌کردند.

هر گل اهمیت داشت. هر گل مساوی جدول را تغییر می‌داد. هر سوت پایان، معادلات را از نو می‌نوشت. ایران نیاز داشت نتایج دیگر به سودش رقم بخورند. برای چند ساعت، همین‌طور هم شد. امید هنوز زنده بود. اما بعد ورق برگشت. یک نتیجه برخلاف خواسته ایران رقم خورد. بعد یکی دیگر. بازی‌هایی که باید به شکلی خاص تمام می‌شدند، مسیر دیگری رفتند. گل‌هایی به ثمر رسیدند که ایران امیدوار بود هرگز وارد دروازه نشوند.

راه‌های صعود یکی‌یکی بسته شدند. با این همه، هنوز امیدی باقی مانده بود. تا اینکه دیگر نماند. با قطعی شدن آخرین نتایج تعیین‌کننده، سه امتیاز ایران دیگر کافی نبود و جام جهانی بدون ایران ادامه پیدا کرد.

حذف بدون شکست

حذف شدن از جام جهانی بدون آنکه حتی یک بار شکست خورده باشی، تلخی خاص خودش را دارد. معمولاً حذف یک زخم مشخص به جا می‌گذارد. یک نمایش بد. یک گل تعیین‌کننده. یک اشتباه و کسی که بتوان تقصیر را به گردنش انداخت. اما جام جهانی ایران چنین پاسخ ساده‌ای نداشت.

تیم ملی رقابت کرده بود. بلژیک را به دردسر انداخته بود. مقابل نیوزیلند دو بار به بازی برگشته بود. تنها چند سانتی‌متر با شکست دادن مصر فاصله داشت. رضاییان یکی از بهترین تورنمنت‌های دوران ملی خود را پشت سر گذاشته بود. بیرانوند درست زمانی که ایران بیش از همه به او نیاز داشت، ایستاده بود. طارمی هم در خط حمله‌ای که شریک قدیمی‌اش را نداشت، همچنان تلاش کرده بود چیزی بسازد و با همه این‌ها، ایران باید به خانه برمی‌گشت.

شاید به همین دلیل باشد که جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران از بعضی تورنمنت‌هایی که در آنها به‌سادگی شکست خورد، تلخ‌تر در حافظه بماند. فرصت درست مقابل چشم بود. تاریخ آن‌قدر نزدیک شده بود که می‌شد لمسش کرد. اما ایران هیچ‌وقت نتوانست آن را محکم در دست بگیرد. هفته‌ها عوامل بیرون از فوتبال بر مسیر تیم ملی سایه انداخته بودند. اما وقتی مسابقات آغاز شد، سرنوشت بالاخره به دست خود ایران افتاد.

سه بار، نود دقیقه فرصت داشت تا آن را تغییر دهد. سه بار، تنها با یک امتیاز از زمین بیرون آمد و وقتی آن فرصت‌ها تمام شدند، اختیار سرنوشت هم از دست ایران خارج شد. حالا تیم ملی فقط می‌توانست بنشیند و تماشا کند که نتایج زمین‌های دیگر تعیین کنند سه تساوی برای ادامه راه کافی است یا نه. کافی نبود و در پایان، سرنوشت ایران بار دیگر جایی خارج از اختیار خودش رقم خورد.

پایان بخش چهارم
نوشته بهناز رهبر روزنامه نگار LJI

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا