TIFF 2026اخباراخبار هنرپرده نقره ایدر شهرسینماصفحه اول

هفت روایت از یک ایران

نگاهی به فیلم‌های ایرانی جشنواره فیلم تورنتو

پویان طباطبایی – تورنتو | مجله تیتر: روزهای جشنواره که می‌رسد، قدم زدن در King Street West حال و هوای دیگری دارد. برای چند روز، این بخش از مرکز تورنتو با ریتم سینما نفس می‌کشد. صف‌ها جلوی سالن‌ها شکل می‌گیرند، خبرنگارها از یک نمایش به نمایش بعدی می‌روند، فیلمسازها و بازیگرها در رفت و آمدند و تماشاگرانی که تازه از سالن بیرون آمده‌اند، همان کنار خیابان بحث درباره فیلم را شروع می‌کنند. TIFF در این چند روز حال تورنتو را عوض می‌کند و من همیشه این شور و شلوغی را دوست داشته‌ام.

برای من اما جشنواره معنای دیگری هم دارد. این جشنواره در شهر خودم برگزار می‌شود و در بسیاری از سال‌های گذشته آن را به عنوان خبرنگار از نزدیک دنبال کرده‌ام. فیلم دیده‌ام، گزارش نوشته‌ام و با فیلمسازان، بازیگران و روزنامه‌نگاران گفتگو کرده‌ام. امسال هم دوباره همان فرصت آشناست، چند روز زندگی میان فیلم‌ها و آدم‌هایی که از گوشه و کنار جهان برای سینما به تورنتو آمده‌اند.

برای تماشاگر ایرانی، TIFF امسال جذابیت دیگری هم دارد. در بخش‌های مختلف جشنواره، هفت اثر از فیلمسازان ایرانی یا مرتبط با ایران دیده می‌شود که نه از یک نسل می‌آیند، نه زبان سینمایی مشترکی دارند و نه حتی همه در ایران ساخته شده‌اند. از فیلم بلند داستانی و مستند تا فیلم کوتاه و سینمای تجربی، هر کدام از مسیری متفاوت به ایران نزدیک می‌شوند. در میان آنها، من بیش از همه کنجکاوم نخستین فیلم بلند قصیده گلمکانی را ببینم.

قصیده گلمکانی

قصیده و نخستین فیلم بلند

اولین بار قصیده را سال‌ها پیش در جشنواره بین‌المللی فیلم داکا در بنگلادش دیدم. من آنجا عضو هیئت داوران بودم و او مهمان جشنواره. فرصت کوتاهی برای گپ زدن داشتیم و چیزی که از آن دیدار در ذهنم ماند، فیلمسازی کنجکاو و خلاق بود که نگاه خودش را داشت و از تجربه کردن نمی‌ترسید. حالا بعد از آن همه سال، دیدن نام او در برنامه TIFF با نخستین فیلم بلند داستانی‌اش برایم جذابیت دیگری دارد. نام گلمکانی برای چند نسل از سینمادوستان ایرانی نام غریبی نیست. قصیده دختر هوشنگ گلمکانی، منتقد و روزنامه‌نگار باسابقه و از بنیانگذاران ماهنامه «فیلم» است، نشریه‌ای که به خصوص در سال‌های پیش از اینترنت، برای نسلی از علاقه‌مندان جدی سینما یکی از مهم‌ترین پنجره‌ها به سینمای ایران و جهان بود.

قصیده اما مسیر مستقل خودش را ساخته است. پس از تحصیل در پاریس و بازگشت به ایران، به مستند و فیلم کوتاه روی آورد و مسئله زنان، خشونت روزمره و مناسبات قدرت بارها در آثارش ظاهر شد. در «برزخ» (Limbo)، لون هفتوان، بازیگر ایرانی کانادایی، نقش تک تیرانداز سابق عراقی را بازی می‌کند که نام کسانی را که در جنگ کشته روی بدنش خالکوبی کرده است. فیلم‌های کوتاه «بوق» (Horn) و «خرید آنلاین» (Online Shopping) نیز از زاویه‌هایی دیگر به موقعیت زنان و فشارهای اجتماعی نزدیک شده‌اند. حالا بعد از سال‌ها تجربه در سینمای کوتاه، نوبت نخستین فیلم بلند او رسیده است.

Image courtesy of the Toronto International Film Festival (TIFF).

«سر به سر» و عوض شدن جای آدم‌ها

«سر به سر» (Head to Head) نخستین فیلم بلند داستانی قصیده گلمکانی، محصول مشترک ایران و آلمان است که نخستین نمایش جهانی خود را در جشنواره تورنتو تجربه می‌کند. داستان درباره «بهار»، نویسنده و کارگردانی است که برای فیلم تازه‌اش تصمیمی غیرمعمول می‌گیرد: مردان فیلم باید دامن بپوشند و روسری سر کنند. اعتراض بالا می‌گیرد و چیزی که ابتدا تصمیمی درباره لباس به نظر می‌رسد، به مسئله اصلی فیلم تبدیل می‌شود.

گلمکانی برای حرف زدن درباره اجبار، جای آدم‌ها را عوض می‌کند. مردانی که محدودیت پوشش را روی بدن خود تجربه نکرده‌اند، این بار باید با آن زندگی کنند و همین جابه‌جایی، هسته طنز تلخ فیلم را می‌سازد. اینکه چنین ایده‌ای در یک فیلم بلند تا چه اندازه جواب داده، باید بعد از دیدن «سر به سر» درباره‌اش حرف زد. برای من اما کنجکاوی شخصی دیگری هم وجود دارد. سال‌ها پیش قصیده را در داکا در نقطه دیگری از مسیرش دیدم و حالا در تورنتو می‌خواهم ببینم آن مسیر به کجا رسیده است.

Image courtesy of the Toronto International Film Festival (TIFF).

بهمن قبادی و بازگشت به تورنتو

در سوی دیگر این مجموعه بهمن قبادی ایستاده است. اگر گلمکانی با نخستین فیلم بلندش به تورنتو می‌آید، قبادی بیش از دو دهه است که یکی از چهره‌های شناخته‌شده سینمای کردی و ایرانی در جشنواره‌های جهان است. نخستین فیلم بلندش، «زمانی برای مستی اسب‌ها» (A Time for Drunken Horses)، در سال ۲۰۰۰ سینمای او را به مخاطبان بین‌المللی معرفی کرد و دوربینش را به زندگی دشوار کودکان کرد در مرز ایران و عراق برد. چند سال بعد، «نیمه‌ماه» (Half Moon) نیز در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد. بنابراین TIFF برای قبادی جشنواره‌ای کاملاً ناآشنا نیست و حضور امسال او را می‌توان نوعی بازگشت به یکی از ایستگاه‌های قدیمی مسیر بین‌المللی سینمایش دانست.

سینمای قبادی در این سال‌ها پیوند نزدیکی با کردستان، مرز، جنگ، مهاجرت و آدم‌هایی داشته که زندگی‌شان زیر فشار سیاست و جغرافیا شکل گرفته است. از «زمانی برای مستی اسب‌ها» و «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» (Turtles Can Fly) تا «کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» (No One Knows About Persian Cats)، واقعیت اجتماعی معمولاً نقطه آغاز سینمای او بوده، حتی وقتی قصه به سمت طنز، موسیقی یا استعاره رفته است.

فیلم تازه او «درخت‌ها تماشا می‌کنند» (Trees Are Watching) با بازی اوا گرین، از همین جهت کنجکاوی‌برانگیز است. فیلم داستان نویسنده‌ای است که همراه دختر ناشنوایش به زادگاه خود بازمی‌گردد و آرام‌آرام با خاطرات گذشته روبه‌رو می‌شود. برای فیلمسازی که بیشتر با رئالیسم اجتماعی، جنگ و جهان کردستان شناخته شده، حرکت به سمت تریلر روان‌شناختی و فضایی نزدیک به سینمای وحشت، تغییر قابل توجهی است. فیلم نخستین نمایش جهانی خود را در تورنتو خواهد داشت و تولید ترکیه است. بنابراین اینجا با اثر تازه یک فیلمساز ایرانی کرد روبه‌رو هستیم، نه یک تولید ایرانی. شاید یکی از جذاب‌ترین پرسش‌ها هنگام تماشای فیلم همین باشد که آیا قبادی با تغییر ژانر از جهان آشنای سینمایش فاصله گرفته یا فقط زبان تازه‌ای برای روایت همان دغدغه‌های قدیمی پیدا کرده است.

Image courtesy of the Toronto International Film Festival (TIFF).

پگاه آهنگرانی از کن تا تورنتو

پگاه آهنگرانی با «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» (Rehearsals for a Revolution) به تورنتو می‌آید، فیلمی که پیش از رسیدن به TIFF در بخش نمایش‌های ویژه جشنواره کن ۲۰۲۶ روی پرده رفت و توجه زیادی به خود جلب کرد. این نخستین فیلم بلند آهنگرانی در مقام کارگردان است و مسیری را که او سال‌ها در کنار بازیگری با ساخت فیلم‌های مستند دنبال کرده، به مرحله تازه‌ای می‌رساند.

زندگی خود آهنگرانی هم با بخشی از تاریخی که روایت می‌کند گره خورده است. او که سال‌ها یکی از چهره‌های شناخته‌شده بازیگری در ایران بود، در سال ۲۰۱۳ به ۱۸ ماه زندان محکوم شد و از سال ۲۰۲۲ به عنوان پناهنده در بریتانیا زندگی می‌کند. فاصله جغرافیایی او از ایران در این فیلم فقط یک واقعیت زندگی شخصی نیست. انگار بخشی از زاویه دید فیلمسازی است که حالا از بیرون به کشوری نگاه می‌کند که بخش بزرگی از حافظه و زندگی‌اش همچنان در آن باقی مانده است.

آهنگرانی برای روایت بیش از چهار دهه از تاریخ معاصر ایران از زندگی خودش و آدم‌های نزدیکش شروع می‌کند. فیلم از خلال پنج چهره نزدیک به او پیش می‌رود و تصاویر خانوادگی سوپر هشت، فیلم‌های اعتراضات خیابانی، روزنامه‌ها، ویدئوهای اینترنتی، انیمیشن و صداهای ضبط‌شده را کنار هم می‌گذارد. نتیجه چیزی میان آلبوم خانوادگی و آرشیو سیاسی است، جایی که حافظه شخصی و تاریخ جمعی مدام وارد قلمروی یکدیگر می‌شوند.

شاید همین انتخاب، مهم‌ترین ویژگی فیلم باشد. تاریخ اینجا فقط مجموعه‌ای از تاریخ‌ها و تیترهای خبری نیست. وارد خانه می‌شود، در حافظه خانواده می‌ماند و نسل بعد آن را با خودش حمل می‌کند. «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» در نهایت همان‌قدر که درباره تاریخ معاصر ایران است، درباره حافظه کسانی هم هست که از ایران دور شده‌اند اما نتوانسته‌اند گذشته آن را پشت سر بگذارند.

Image courtesy of the Toronto International Film Festival (TIFF).

تهران در آینه زیبایی

افسانه سالاری در مستند «تهران: زیر پوست» (Tehran, Under the Skin) دوربینش را به کلینیک‌های جراحی زیبایی تهران می‌برد. جراحی اما بیشتر نقطه ورود فیلم است تا مقصد آن. پشت تصمیم آدم‌ها برای تغییر صورت و بدنشان، پرسش‌های بزرگ‌تری درباره زیبایی، فشار اجتماعی، نگاه دیگران و حق تصمیم گرفتن درباره بدن قرار دارد. انتخاب کلینیک زیبایی به عنوان پنجره‌ای برای نگاه کردن به تهران، فیلم را از تصاویر آشنایی که معمولاً برای توضیح جامعه ایران به کار می‌روند دور می‌کند. این بار نه سیاستمداری مقابل دوربین است و نه خیابان و تظاهرات مرکز روایت‌اند. آدم‌ها مقابل آینه و زیر نور کلینیک درباره بدن خود تصمیم می‌گیرند و همین فضای ظاهراً خصوصی، آرام‌آرام به فضایی اجتماعی تبدیل می‌شود.

برای فهمیدن یک جامعه همیشه لازم نیست دوربین را مقابل تظاهرات یا سیاستمداران گذاشت. گاهی یک اتاق انتظار، یک آینه و کسی که تصمیم گرفته چهره‌اش را تغییر دهد، چیزهایی می‌گویند که در تصاویر پر سر و صدای خبری دیده نمی‌شوند. در این معنا، «زیر پوست» فقط عنوانی درباره جراحی نیست. فیلم می‌خواهد از ظاهر شهر عبور کند و به بخشی از اضطراب‌ها، خواسته‌ها و تناقض‌هایی برسد که زیر آن ظاهر جریان دارند.

«یک روز شیرین» و خاطره زندان

امید عبداللهی ایده فیلم کوتاه «یک روز شیرین» (A Sweet Day) را از خاطرات کودکی خودش گرفته است، از روزهایی که همراه مادرش برای ملاقات پدر زندانی‌اش می‌رفت. سال‌ها بعد، آن اتاق‌های انتظار و خانواده‌هایی که با غیبت یکی از اعضای خود زندگی می‌کردند، به فیلمی ۱۸ دقیقه‌ای تبدیل شده‌اند. داستان درباره زن جوانی است که پس از مدت‌ها فرصت ملاقات خصوصی با همسر زندانی‌اش را پیدا می‌کند و تلاش می‌کند در فضای سرد زندان، برای مدتی کوتاه چیزی از زندگی مشترکشان را دوباره بسازد.

فیلم پیش از تورنتو در جشنواره لوکارنو نمایش داده شده است. «یک روز شیرین» زندان را فقط از نگاه کسی که پشت میله‌هاست نمی‌بیند، بلکه به آدم‌هایی نگاه می‌کند که بیرون مانده‌اند و با این حال بخشی از مجازات را با خود حمل می‌کنند.

دو نگاه تجربی

دو فیلم دیگر در بخش Wavelengths تصویر حضور فیلمسازان ایرانی در جشنواره امسال را کامل‌تر می‌کنند. مریم تفکری در «غزل سرخ» (Ghazal-e Sorkh) به تاریخ فرهنگی و سیاسی ایران و جشن هنر شیراز بازمی‌گردد. آرشیو، تصویر و حافظه در هم می‌آمیزند و خود شکل فیلم به بخشی از روایت تبدیل می‌شود.

پرستو انوشه‌پور، فیلمساز ایرانی کانادایی، نیز با «طاووس‌ها با ابرها می‌آیند» (Peacocks Come with the Clouds) از مسیر دیگری به حافظه و جغرافیا نزدیک می‌شود. فیلم حاصل سال‌ها کار در روستاهای کردنشین است و از گلدوزی‌های عروسی و کار با کودکان محلی برای نزدیک شدن به زندگی و حافظه آدم‌های آن منطقه استفاده می‌کند. این دو اثر، حضور ایرانی TIFF امسال را به قلمرویی فراتر از سینمای داستانی و مستند متعارف می‌برند، به مرزی میان سینما، هنر تصویری، آرشیو و حافظه.

هفت روایت از یک ایران

وقتی این هفت فیلم را کنار هم می‌گذاریم، مهم‌تر از تعدادشان، تفاوت آنهاست. هیچ کدام قرار نیست «ایران» را به تنهایی توضیح دهند و شاید همین مهم باشد. کشوری با این همه تناقض و تجربه متفاوت را نمی‌شود در یک فیلم یا یک تصویر خلاصه کرد. هر فیلمساز بخشی از چیزی را که دیده، زیسته یا درباره‌اش پرسش داشته مقابل دوربین گذاشته است.

برای من، TIFF امسال دوباره از King Street West شروع می‌شود. از همان خیابان شلوغ، صف‌های جلوی سینما، گفتگوهای بعد از نمایش و رفتن از یک سالن به سالن دیگر. اما امسال میان صدها فیلم جشنواره، هفت روایت هم هست که هر کدام از مسیری متفاوت به ایران می‌رسند. چند روز دیگر چراغ‌های سالن‌ها خاموش می‌شوند، جادوی پرده نقره‌ای آغاز می‌شود و ایران هفت فرصت دارد تا هفت روایت متفاوت از خود را به جهانیان نشان دهد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا