اجتماعیاخباراخبار اقتصادیجنگزندگیسفرصفحه اولکانادایادداشت کانادایی

وقتی راه خانه دور می‌شود

سفر زیر سایه جنگ

بهناز رهبر – نیومارکت | مجله تیتر : صبح زود در لابی Holdy Hotel در وان، چمدان‌ها کنار دیوار ردیف شده‌اند و مسافران ایرانی مدام صفحه تلفن‌هایشان را بالا و پایین می‌کنند. کسی خبر پروازها را دنبال می‌کند، دیگری وضعیت مرز را می‌پرسد و چند نفر درباره آخرین تحولات جنگ حرف می‌زنند. پرسش‌ها تقریباً برای همه یکی است: پرواز هست یا نیست؟ مرز باز می‌ماند؟ شرایط آرام‌تر شده یا ممکن است دوباره همه‌چیز تغییر کند؟ وان، شهری در شرق ترکیه که برای بسیاری از ایرانیان سال‌ها با خرید و سفرهای کوتاه شناخته می‌شده، حالا برای گروهی از مسافران به بخشی از مسیر میان ایران و جهان تبدیل شده است. بعضی از اینجا به سمت ایران می‌روند و بعضی تازه از ایران بیرون آمده‌اند و می‌خواهند خود را به اروپا یا آمریکای شمالی برسانند. بحران ماه‌های گذشته فقط برنامه پروازها را به هم نریخته، بلکه برای ایرانیانی که زندگی‌شان میان دو کشور تقسیم شده، شکل رسیدن به خانه را هم تغییر داده است.

آقای طباطبایی یکی از کسانی است که در ماه‌های گذشته دو بار میان کانادا و ایران رفت و آمد کرده است. در سوی دیگر این ماجرا، آقای نوری قرار دارد که برای یک فعالیت فرهنگی و اجرای یک کار تئاتری در مونترال به کانادا آمده و سفری که قرار بوده کوتاه باشد، به اقامتی نزدیک بیست روز تبدیل شده است. یکی برای رسیدن از کانادا به ایران با پیچیدگی مسیر در ترکیه روبه‌رو شده و دیگری هنگام بازگشت از کانادا به ایران. دو سفر در دو جهت متفاوت که در نهایت یک واقعیت مشترک را نشان می‌دهند: وقتی مسیرهای معمول از کار می‌افتند، بخش بزرگی از ریسک سفر از شبکه حمل و نقل به خود مسافر منتقل می‌شود.

وقتی یک سفر به چند سفر تبدیل می‌شود

طباطبایی در ماه آوریل از تورنتو راهی ایران شده است. ابتدا با بلیتی که به گفته خودش به شکل محسوسی گران‌تر از سفرهای گذشته بوده، به استانبول رسیده، اما استانبول این بار فقط یک توقف معمول میان دو پرواز نبوده است. از آنجا مجبور شده با بلیتی جداگانه به وان برود، یک شب در هتل بماند و صبح روز بعد بخش زمینی سفر را آغاز کند. او می‌گوید هتل پر از مسافرانی بوده که بسیاری از آنها مانند خودش در حال عبور بوده‌اند. صبح زود با تاکسی حدود یک ساعت تا مرز رفته و به دلیل خلوت بودن گذرگاه، مراحل عبور خودش حدود یک ساعت طول کشیده است، هرچند به گفته او در زمان‌های شلوغ‌تر این انتظار می‌تواند بسیار طولانی‌تر شود. پس از ورود به ایران وسیله دیگری گرفته، خود را به خوی رسانده و از آنجا با خودرو دربست راهی تهران شده است. فقط همین بخش آخر نزدیک دوازده ساعت در جاده طول کشیده است.

آنچه پیش از بحران می‌توانسته یک سفر هوایی با یک یا دو توقف باشد، حالا به مجموعه‌ای از مراحل مستقل تبدیل شده است: تورنتو، استانبول، وان، هتل، تاکسی، مرز، خوی و بعد تهران. اهمیت این تغییر فقط در طولانی‌تر شدن راه نیست. وقتی هر بخش جداگانه خریداری و برنامه‌ریزی می‌شود، مسئولیت اتصال قطعات سفر دیگر مانند یک رزرو یکپارچه بر عهده یک شرکت هواپیمایی نیست. مسافر باید خودش زمان‌ها را محاسبه کند، برای تأخیر احتمالی فاصله بگذارد، قوانین متفاوت بار را در نظر بگیرد و برای روزی که یکی از حلقه‌ها از کار می‌افتد، هم راه جایگزین داشته باشد و هم پول کافی.

طباطبایی اثر همین وضعیت را در آخرین بازگشت خود به کانادا نیز تجربه کرده است. برای خروج از ایران ابتدا بلیت یک شرکت هواپیمایی ایرانی تا استانبول را داشته و از آنجا با بلیتی مستقل باید از مسیر فرانکفورت به تورنتو می‌آمده است. پرواز نخست او لغو شده و در همان لحظه، بلیت مرحله بعد نیز در معرض از دست رفتن قرار گرفته است، زیرا شرکت هواپیمایی دوم مسئولیتی در برابر لغو پروازی که روی رزرو دیگری بوده، نداشته است. در چنین شرایطی سفر دیگر فقط انتخاب مبدأ و مقصد نیست. مسافر عملاً مدیریت مجموعه‌ای از پروازها، توقف‌ها، مرزها و گزینه‌های جایگزین را بر عهده می‌گیرد که اختلال در هر کدام می‌تواند باقی برنامه را هم به هم بریزد.

تجربه آقای نوری همین نااطمینانی را از سوی دیگری نشان می‌دهد. او برای یک فعالیت فرهنگی و اجرای یک کار تئاتری در مونترال وارد کانادا شده و قرار بوده حدود یک هفته بماند، اما با تغییر شرایط، برنامه فرهنگی به نتیجه نرسیده و بازگشت او نیز طبق برنامه انجام نشده است. اقامت کوتاهش در نهایت نزدیک بیست روز طول کشیده و برای مسافری که با بودجه یک هفته وارد کانادا شده، نزدیک دو هفته ماندن اضافه فقط تغییر تاریخ بازگشت نبوده است. هر روز بیشتر به معنای اقامت، غذا، حمل و نقل و مخارج روزمره با دلار کانادا بوده و برای کسی که بخش اصلی منابع مالی‌اش از ایران می‌آید، اختلاف ارزش پول ایران و دلار کانادا فشار این اقامت ناخواسته را بسیار بیشتر کرده است. آقای نوری سرانجام مجبور شده مسیر دیگری برای بازگشت پیدا کند. راه او نیز به ترکیه و وان رسیده و از آنجا زمینی وارد ایران شده است.

این دو سفر از دو سوی جهان آغاز شده‌اند، اما هر دو به شهری در شرق ترکیه رسیده‌اند که حالا نقشی بسیار متفاوت در رفت و آمد ایرانیان پیدا کرده است. وان در این روایت فقط یک نقطه روی نقشه نیست. نشانه‌ای است از اینکه یک مسیر نسبتاً یکپارچه چگونه می‌تواند به چند سفر کوچک‌تر تبدیل شود و مسافر را وادار کند میان هواپیما، هتل، جاده و مرز، راه رسیدن به مقصد را خودش بسازد.

هزینه‌ای که روی هیچ بلیتی نیست

افزایش قیمت پرواز تنها بخشی از صورت‌حساب این تغییر است. بخش دیگری از هزینه، هنگام جست‌وجوی بلیت اصلاً دیده نمی‌شود. در سفر آقای طباطبایی، هتل در وان، تاکسی تا مرز، حمل و نقل آن سوی مرز، خودرو از خوی تا تهران و مخارج بین راه همگی به قیمت اولیه سفر اضافه شده‌اند. اگر یکی از مراحل از برنامه خارج شود، یک شب اقامت بیشتر، خرید بلیت تازه یا تغییر مسیر می‌تواند چند صد دلار دیگر به هزینه‌ای اضافه کند که هنگام آغاز سفر قابل پیش‌بینی نبوده است.

چمدان هم بخشی از همین محاسبه تازه است. وقتی بلیت‌ها مستقل هستند، میزان بار مجاز یک پرواز الزاماً در مرحله بعد اعتبار ندارد. آقای طباطبایی می‌گوید در بعضی گزینه‌هایی که برای سفر خودش بررسی کرده، هزینه یک چمدان اضافه حدود ۲۵۰ دلار بوده است و اگر هزینه بار در چند مرحله تکرار شود، اختلاف می‌تواند به ۴۰۰ یا ۵۰۰ دلار و حتی بیشتر برسد. او در آخرین بازگشتش تصمیم گرفته تا حد ممکن سبک سفر کند و تنها یک چمدان کوچک همراه داشته باشد. چیزی به سادگی مقدار لباس و وسایلی که یک مهاجر با خود به خانه می‌برد، حالا بخشی از محاسبه مالی سفر شده است.

اما هزینه پنهان فقط پولی نیست که پرداخت می‌شود، بلکه پولی است که مسافر باید برای اتفاقی که هنوز نیفتاده کنار بگذارد. لغو یک پرواز می‌تواند به خرید بلیت تازه منجر شود، یک اتصال از دست رفته ممکن است اقامت دیگری در ترکیه ایجاد کند و چند روز تأخیر می‌تواند هزینه غذا، هتل و رفت و آمد را بالا ببرد. تجربه آقای نوری نشان داده که حتی زمان نیز می‌تواند ناگهان به هزینه تبدیل شود. کسی که شاغل است ممکن است روزهای بیشتری از کار دور بماند، خانواده‌ای که چند نفره سفر می‌کند باید مخارج اضافه را برای همه اعضا بپردازد و مسافری که منابع مالی محدودی دارد، ناچار است بخشی از بودجه خود را نه برای سفر برنامه‌ریزی شده، بلکه برای احتمال شکست آن کنار بگذارد.

پیامدهای پیرامونی یک جنگ از همین‌جا وارد زندگی روزمره کسانی می‌شود که هزاران کیلومتر دورتر از منطقه درگیری زندگی می‌کنند. اثر آن برای مهاجری در کانادا می‌تواند در قیمت بلیت، روزهای مرخصی، موجودی حساب بانکی یا تصمیمی دیده شود که درباره زمان دیدن خانواده می‌گیرد. جغرافیای بحران دور است، اما هزینه‌های آن می‌تواند تا خانه‌ای در تورنتو یا مونترال امتداد پیدا کند.

فاصله میان خواستن تا توانستن

برای خانواده امیری، یک زوج ایرانی-کانادایی که هر دو بیش از هفتاد سال دارند و فرزندانشان در کانادا زندگی می‌کنند، این فشار شکل دیگری پیدا کرده است. آنها هنگام آمدن از ایران به کانادا مجبور شده‌اند بخش طولانی مسیر را زمینی طی کنند و با ون به سمت مرز ایران و ترکیه رفته‌اند. به گفته خودشان، عبور شخصی‌شان از مراحل مرزی کمی بیش از یک ساعت طول کشیده، اما خودرو بیش از دو ساعت برای بررسی و عبور معطل مانده است. زمانی که سرانجام به وان رسیده‌اند، نزدیک پانزده ساعت از سفر زمینی‌شان گذشته بوده و از آنجا هنوز باید بخش هوایی مسیر به کانادا را آغاز می‌کرده‌اند.

برای دو مسافر بالای هفتاد سال، پانزده ساعت نشستن در خودرو، انتظار در مرز و سپس آغاز یک سفر هوایی فقط مسئله زمان نیست، بلکه به توان جسمی مربوط می‌شود. حالا خانواده امیری دوباره باید درباره بازگشت به ایران فکر کنند. یکی از بستگان نزدیکشان در تهران با مشکل پزشکی روبه‌رو شده و به جراحی نیاز دارد. آنها می‌خواهند برگردند، اما تجربه مسیر قبلی هنوز تازه است و در کنار نگرانی برای خانواده باید درباره سلامت و توان خودشان برای تکرار چنین سفری هم تصمیم بگیرند.

همین‌جا دشواری رفت و آمد از مسئله حمل و نقل فراتر می‌رود. سفر مهاجر به کشور مبدأ همیشه تعطیلات یا دیدار دوستان نیست. گاهی پدر یا مادری بیمار شده، جراحی در پیش است، کسی فوت کرده، عروسی است، کودکی به دنیا آمده یا مسئله‌ای خانوادگی وجود دارد که حضور از راه دور جای آن را نمی‌گیرد. در چنین لحظاتی تصمیم اصلی لزوماً این نیست که آیا کسی می‌خواهد برگردد. نیاز به بازگشت از قبل وجود دارد. پرسش تازه این است که آیا از نظر مالی، جسمی و زمانی امکان آن را دارد یا نه.

این مسئله برای سالمندان آشکارتر است، اما به آنها محدود نمی‌شود. خانواده‌ای که با کودک سفر می‌کند باید توان تحمل مسیر چندمرحله‌ای را در نظر بگیرد، کسی که تنها چند روز مرخصی دارد نمی‌تواند با اطمینان بداند چه زمانی بازخواهد گشت و مسافری که توان پرداخت چند بلیت مستقل، هتل و هزینه‌های ناگهانی را ندارد ممکن است حتی در زمانی که خانواده به حضورش نیاز دارد، سفر را عقب بیندازد. اختلال در راه‌های ارتباطی به این ترتیب فقط حرکت میان دو کشور را دشوار نمی‌کند، بلکه می‌تواند روی تصمیم‌های عاطفی و خانوادگی جامعه‌ای اثر بگذارد که زندگی‌اش سال‌هاست میان ایران و کانادا تقسیم شده است.

اضطرابی که با خرید بلیت شروع می‌شود

فشار روانی چنین سفری خیلی پیش از رسیدن به فرودگاه آغاز می‌شود. از همان لحظه‌ای که کسی تصمیم می‌گیرد به ایران برود یا از آن خارج شود، مجموعه‌ای از احتمالات وارد برنامه‌ریزی روزمره‌اش می‌شود: آیا پرواز تا روز حرکت برقرار خواهد ماند، آیا شرایط امنیتی دوباره تغییر می‌کند، آیا مرز زمینی باز خواهد بود، اگر پرواز نخست لغو شود بلیت بعدی چه می‌شود، اگر یک شب در ترکیه بماند آیا هتل پیدا می‌کند و اگر مجبور شود مسیر دیگری بخرد آیا پول کافی برای آن دارد؟

در تجربه آقای طباطبایی این نااطمینانی به بیمه سفر هم رسیده است. او می‌گوید در دو مورد جداگانه برای هزینه‌هایی که در ارتباط با اختلال سفر ایران داشته، از پوشش بیمه مرتبط با کارت اعتباری BMO خود درخواست خسارت کرده و هر دو درخواست رد شده‌اند. محدودیت‌های مربوط به جنگ و هشدارهای رسمی سفر می‌توانند باعث شوند پوششی که مسافر در یک لغو عادی انتظار دارد، در شرایط جنگی قابل استفاده نباشد. در نتیجه بخشی از برنامه‌ریزی سفر امروز به آمادگی برای اتفاقی اختصاص پیدا می‌کند که مسافر امیدوار است هرگز رخ ندهد.

این فشار برای جامعه مهاجر معنای عمیق‌تری دارد. مهاجرت همیشه با نوعی فاصله همراه بوده است. خانواده در تهران مانده، فرزند در تورنتو زندگی کرده و خواهر یا برادر در شهری دیگر بوده است. تماس تصویری، شبکه‌های اجتماعی و حمل و نقل هوایی طی سال‌ها بخشی از این فاصله را قابل تحمل کرده‌اند، اما پشت همه آنها یک اطمینان ساده وجود داشته است: خانه دور است، ولی اگر لازم باشد می‌توان به آن رسید.

آنچه اکنون آسیب دیده، همین اطمینان است. فاصله جغرافیایی ایران و کانادا تغییری نکرده، اما قابلیت عبور از آن دیگر به اندازه گذشته قابل پیش‌بینی نیست. برای کسی که فقط یک سفر تفریحی را عقب می‌اندازد شاید این تفاوت چندان عمیق نباشد، اما برای مهاجری که سال‌ها با این تصور زندگی کرده که در شرایط اضطراری می‌تواند در زمانی قابل محاسبه کنار خانواده باشد، تغییر بزرگی است. خبر بیماری یک نفر در ایران حالا می‌تواند بلافاصله مجموعه دیگری از نگرانی‌ها را فعال کند: از کدام مسیر باید رفت، چند روز زمان لازم است، هزینه نهایی چقدر خواهد بود و اگر یکی از مراحل از کار افتاد چه گزینه‌ای باقی می‌ماند؟

این یکی از چهره‌های کمتر دیده‌شده زندگی زیر سایه یک درگیری طولانی است. جنگ به این ترتیب وارد زندگی روزمره مهاجر شده است، حتی وقتی او هزاران کیلومتر دورتر از محل درگیری زندگی می‌کند. نه با صدای انفجار، بلکه با صفحه خرید بلیت. نه با آژیر خطر، بلکه با پیام لغو پرواز. نه با بسته شدن خیابان، بلکه با مسیری که ناگهان به چند کشور، چند بلیت و چند روز سفر تبدیل می‌شود.

طباطبایی این تغییر را در مسیری تجربه کرده که از استانبول و وان گذشته و پس از عبور از مرز به خوی و دوازده ساعت جاده تا تهران رسیده است. آقای نوری سفر کوتاه فرهنگی خود را دیده که به اقامتی نزدیک بیست روز تبدیل شده و سرانجام او را نیز از مسیر وان و مرز زمینی به ایران رسانده است. خانواده امیری نیز پانزده ساعت سفر زمینی را پشت سر گذاشته‌اند و حالا همان تجربه بخشی از تصمیم تازه آنها درباره بازگشت شده است. سه تجربه متفاوت‌اند، اما مسئله مشترک است: جنگ فاصله را فقط با کیلومتر اندازه نمی‌گیرد. آن را با زمان، پول، اضطراب و توان جسمی هم بزرگ‌تر می‌کند.

امروز خانواده امیری هنوز با تصمیم بازگشت روبه‌رو هستند. یکی از نزدیکانشان در تهران به جراحی نیاز دارد و آنها می‌خواهند کنارش باشند، اما پیش از اینکه به این فکر کنند چه روزی بلیت بگیرند، باید ببینند آیا توان تکرار آن مسیر را دارند. در سوی دیگر، آینده جنگ و شبکه رفت و آمد نیز همچنان روشن نیست و هیچ مسافری نمی‌تواند با اطمینان بداند چند هفته یا چند ماه دیگر کدام پرواز برقرار خواهد بود، کدام مسیر عملی باقی می‌ماند یا هزینه رسیدن از یک سوی این فاصله به سوی دیگر چقدر خواهد شد.

فاصله تورنتو و تهران روی نقشه بیشتر نشده است. چیزی که تغییر کرده، معنای این فاصله برای مهاجری است که سال‌ها با یک اطمینان ساده زندگی کرده است: خانه دور است، اما دست‌نیافتنی نیست. امروز حتی همین اطمینان نیز به بخشی از نااطمینانی جنگ تبدیل شده است.

نوشته بهناز رهبر روزنامه نگار LJI

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا