مینا رحیمی, تورنتو | مجله تیتر: کانادا میخواهد یک هواپیمای پیشرفته نظامی به ناوگان خود اضافه کند، اما این بار قصد ندارد فقط خریدار باشد. دولت مارک کارنی روز ۲۷ مه اعلام کرد که وارد مذاکره با شرکت سوئدی ساب [Saab] برای تأمین هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد [AEW&C] شده است. گزینه مورد نظر گلوبالآی [GlobalEye] است، هواپیمایی که میتواند از آسمان، تحرکات هوایی، دریایی و زمینی را در فاصلهای تا حدود ۶۵۰ کیلومتر شناسایی کند و اطلاعات را در لحظه به نیروهای مسلح منتقل کند. هنوز قراردادی امضا نشده و تعداد هواپیماهایی که کانادا خواهد خرید نیز نهایی نشده است، اما بخش مهمتر پیشنهاد جای دیگری است: اتاوا میخواهد بخش قابل توجهی از تولید این هواپیما به کانادا منتقل شود.
انتخاب گلوبالآی تصادفی نیست. پایه این هواپیمای نظامی، جت گلوبال ۶۵۰۰ [Global 6500] شرکت کانادایی بمباردیه [Bombardier] است که ساب با افزودن رادار، حسگرها و سامانههای فرماندهی و نظارتی آن را به یک هواپیمای پیشرفته نظامی تبدیل میکند. براساس برنامه اعلامشده، دستکم یکسوم ناوگان پیشبینیشده گلوبالآی در پانزده سال آینده باید در کانادا تولید شود. این رقم حداقل ۴۰ هواپیما را دربر میگیرد، اما همه آنها برای ارتش کانادا نیستند و سفارش کشورهای متحد و بازار صادراتی نیز در این عدد محاسبه شده است. دولت برآورد میکند این همکاری بیش از سه هزار شغل در صنایع هوافضا، مهندسی، فناوری و مشاغل تخصصی کانادا را پشتیبانی کند.
همین تفاوت میان «خریدن» و «ساختن» است که خبر یک هواپیمای نظامی را به داستانی بسیار بزرگتر درباره اقتصاد کانادا تبدیل میکند. کارنی در نمایشگاه صنایع دفاعی کانادا [CANSEC]، جایی که برای نخستین بار یک نخستوزیر کانادا در آن سخنرانی میکرد، مسیر تازه دولت را توضیح داد. اگر قرار است کانادا در سالهای آینده صدها میلیارد دلار برای امنیت و دفاع هزینه کند، دولت میخواهد بخش بیشتری از این پول در داخل کشور به خط تولید، تحقیق، فناوری، مالکیت فکری و شغل تبدیل شود.

فرمول دولت برای این سیاست سه مرحله دارد: «بساز، شریک شو، بخر» [Build, Partner, Buy]. یعنی هرجا کانادا توانایی لازم را دارد، اولویت با ساخت داخل باشد. جایی که چنین امکانی وجود ندارد، دولت به سراغ شریک خارجی برود، اما تلاش کند بخشی از تولید، فناوری و زنجیره تأمین را به کانادا بیاورد. خرید مستقیم از خارج انتخاب بعدی است. گلوبالآی نمونه روشنی از مرحله دوم است: فناوری اصلی از سوئد میآید، هواپیمای پایه در کانادا ساخته میشود و در صورت نهایی شدن توافق، ظرفیت تبدیل هواپیما برای مأموریت نظامی، همکاری مهندسی، تحقیق و توسعه و احتمالاً تولید برخی قطعات راداری نیز در کانادا ایجاد خواهد شد.
ابعاد این تغییر با ارقام روشنتر میشود. دولت فدرال برآورد میکند در ده سال آینده حدود ۱۸۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم در خریدهای دفاعی و ۲۹۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در زیرساختهای مرتبط با دفاع انجام شود. استراتژی جدید صنایع دفاعی همچنین افزایش صادرات و گسترش اشتغال در این بخش را هدف گرفته است. صنعت دفاعی کانادا هم از نقطه صفر آغاز نمیکند. این کشور از قبل شبکهای از شرکتهای هوافضا، کشتیسازی، فناوری، تجهیزات نظامی و تولید پیشرفته دارد. تفاوت اینجاست که اتاوا اکنون میخواهد بخش بیشتری از موج عظیم هزینههای دفاعی آینده از همین شبکه عبور کند.
برای کانادا، این سیاست یک مسئله دیگر را هم هدف گرفته است: وابستگی. اتاوا میخواهد در جهانی که امنیت، تجارت و سیاست صنعتی بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند، برای تجهیزات حساس فقط به یک مسیر تأمین وابسته نباشد. پیوستن کانادا به برنامه اقدام امنیتی برای اروپا [SAFE] و اکنون مذاکره با یک شرکت سوئدی، بخشی از تلاش برای گستردهتر کردن شبکه شرکای دفاعی کشور است. این به معنای فاصله گرفتن کامل از آمریکا نیست. اقتصاد، صنایع دفاعی و ساختار امنیتی دو کشور برای چنین نتیجهگیری سادهای بیش از اندازه به یکدیگر متصلاند. اما کانادا آشکارا میخواهد هنگام تصمیمگیری درباره امنیت خود، گزینههای بیشتری روی میز داشته باشد.

با این حال، فاصله میان یک استراتژی جذاب و یک صنعت قدرتمند را قراردادها، کارخانهها و زمان تحویل تعیین میکنند. سیستم خرید نظامی کانادا سالها به دلیل پیچیدگی اداری و کندی اجرای پروژهها زیر فشار بوده است. دولت اکنون با آژانس سرمایهگذاری دفاعی [Defence Investment Agency] و تغییر مقررات خرید و سرمایهگذاری میخواهد این مسیر را کوتاه کند. پیام برای شرکتهای خارجی هم روشنتر شده است: اگر قراردادهای بزرگ دفاعی کانادا را میخواهید، اتاوا انتظار دارد سهم بیشتری از تولید، سرمایهگذاری و منفعت اقتصادی آن در کانادا باقی بماند.
البته این سیاست بدون هزینه نیست. افزایش شدید بودجه دفاعی در نهایت باید از منابع عمومی تأمین شود. دفتر بودجه پارلمان [PBO] برآورد کرده است که حرکت به سوی تعهد جدید ناتو میتواند طی دهه آینده به طور متوسط حدود ۳۳.۵ میلیارد دلار در سال به هزینههای دفاعی اضافه کند. بنابراین موفقیت این سیاست فقط با تعداد هواپیماها، کشتیها یا تجهیزات خریداریشده سنجیده نخواهد شد. دولت باید نشان دهد که افزایش هزینههای نظامی واقعاً میتواند در کنار تقویت امنیت، ظرفیت صنعتی ماندگاری برای اقتصاد کانادا ایجاد کند.
گلوبالآی از همین جهت چیزی بیشتر از یک خرید نظامی است. اگر مذاکرات به قرارداد برسد و وعدههای تولید داخلی عملی شود، کانادا نه فقط یک هواپیمای جدید برای مراقبت از آسمان و شمال خود خواهد داشت، بلکه بخشی از یک زنجیره جهانی تولید هواپیماهای نظامی را نیز به داخل کشور میآورد. پرسش اصلی از اینجا به بعد دیگر فقط این نیست که کانادا چقدر برای دفاع هزینه خواهد کرد. پرسش مهمتر این است که از این حجم عظیم پول، چه مقدار در کانادا باقی میماند و آیا میتواند به صنعتی تبدیل شود که سالها بعد از پایان این قراردادها نیز همچنان برای کشور کار کند.
نوشته مینا رحیمی روزنامه نگار LJI







