اتاوااخباراخبار اقتصادیاخبار اقتصادیسیاستصفحه اولکانادا

دیپلماسی از مسیر فرهنگ

وقتی کانادا به چین لبخند می‌زند

مینا رحیمی, تورنتو | مجله تیتر: گاهی تغییر در سیاست خارجی نه با یک توافق امنیتی آغاز می‌شود و نه با تصویری از رهبران پشت میز مذاکره. گاهی نشانه تغییر را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد، در موزه‌ها، سالن‌های نمایش، صنعت فیلم و حتی بازی‌های ویدئویی. این همان مسیری است که اکنون در رابطه کانادا و چین دیده می‌شود. پس از سال‌هایی که نام چین در سیاست کانادا بیشتر با بازداشت، مداخله خارجی، تعرفه و نگرانی‌های امنیتی همراه بود، دولت مارک کارنی در حال باز کردن دوباره کانال‌های ارتباطی با پکن است و فرهنگ، برخلاف آنچه ممکن است در نگاه اول به نظر برسد، بخشی جدی از این بازگشت است.

نشانه روشن این تغییر در ژانویه امسال دیده شد. کارنی از ۱۴ تا ۱۷ ژانویه به چین رفت، نخستین سفر یک نخست‌وزیر کانادا به این کشور از سال ۲۰۱۷. در دیدار او با شی جین‌پینگ، دو کشور چارچوب یک «مشارکت راهبردی جدید» [New Strategic Partnership] را مطرح کردند که پنج حوزه اصلی همکاری داشت. یکی از آنها به‌طور مشخص «فرهنگ و ارتباطات مردم با مردم» [Culture and People to People Ties] بود. کارنی در پکن از همکاری میان موزه‌ها، هنرمندان تجسمی، تولیدکنندگان محتوای دیجیتال و دیگر فعالان صنایع خلاق سخن گفت. فرهنگ در این چارچوب دیگر فقط برنامه جانبی دیپلماسی نبود، بلکه در کنار تجارت، انرژی و همکاری‌های اقتصادی، وارد ساختار رابطه تازه دو کشور شده بود.

 

این مسیر البته کاملاً تازه نیست. کانادا و چین در سال ۲۰۱۷ «کمیته مشترک فرهنگی کانادا و چین» [Canada China Joint Committee on Culture] را ایجاد کردند و نخستین نشست آن در سال ۲۰۱۸ در اتاوا برگزار شد. همان سال، ملانی ژولی با هیئتی شامل ۵۶ شرکت و سازمان فعال در صنایع خلاق کانادا به چین رفت. آن مأموریت به امضای ۲۳ قرارداد تجاری به ارزش نزدیک به ۱۲۵ میلیون دلار منجر شد. اما آن دوره همکاری دوام چندانی نداشت. روابط سیاسی دو کشور به سرعت وارد بحرانی شد که تقریباً همه چیز، از تجارت گرفته تا دیپلماسی فرهنگی، را تحت تأثیر قرار داد.

نقطه شکست در دسامبر ۲۰۱۸ و با بازداشت منگ وانژو، مدیر ارشد هواوی، در کانادا آغاز شد. مدت کوتاهی بعد، مایکل کووریگ و مایکل اسپاوور در چین بازداشت شدند و ۱٬۰۲۰ روز را در بازداشت گذراندند. دولت جاستین ترودو این اقدام را بازداشت خودسرانه می‌دانست و حاضر نشد برای بهبود رابطه سیاسی از موضع خود عقب‌نشینی کند. در سال‌های بعد نیز نگرانی درباره مداخله خارجی چین در سیاست و نهادهای کانادا، مسائل حقوق بشری و امنیت ملی به اختلافات اضافه شد. در ۲۰۲۴، دولت ترودو تعرفه ۱۰۰ درصدی بر خودروهای برقی ساخت چین و تعرفه ۲۵ درصدی بر برخی محصولات فولادی و آلومینیومی چین وضع کرد. پکن نیز در ۲۰۲۵ با تعرفه بر مجموعه‌ای از کالاهای کانادایی پاسخ داد. در نتیجه، زمانی که کارنی به قدرت رسید، رابطه اتاوا و پکن هنوز فاصله زیادی با یک رابطه عادی داشت.

اما کارنی ظاهراً تصمیم گرفته این رابطه را نه با پاک کردن اختلافات گذشته، بلکه با مدیریت آنها بازسازی کند. نخستین نشانه جدی در اکتبر ۲۰۲۵ و دیدار او با شی جین‌پینگ در حاشیه نشست همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوس آرام [APEC] دیده شد. دفتر نخست‌وزیر آن دیدار را «نقطه عطف» [Turning Point] در روابط دو کشور توصیف کرد. سفر ژانویه به پکن قدم بعدی بود و در همان سفر، تفاهم‌نامه همکاری فرهنگی دو کشور نیز تجدید شد. دامنه این همکاری قابل توجه است: موزه‌ها، میراث فرهنگی، هنرهای نمایشی و تجسمی، موسیقی، جشنواره‌ها، بازی‌های ویدئویی، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده همگی در چارچوب جدید قرار گرفته‌اند.

پشت این زبان فرهنگی، یک محاسبه اقتصادی جدی هم وجود دارد. صنایع خلاق برای کانادا فقط ابزار نمایش هویت ملی نیستند، بلکه بخشی از اقتصاد صادراتی کشورند. دولت فدرال در ۱۱ مه اعلام کرد که «راهبرد صادرات خلاق» [Creative Export Strategy] را دائمی می‌کند و برای آن ۹۵ میلیون دلار طی پنج سال، از ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۱، اختصاص می‌دهد. پس از آن نیز سالانه ۱۹ میلیون دلار برای ادامه برنامه در نظر گرفته شده است. این پول قرار است به شرکت‌ها و سازمان‌های فرهنگی کانادایی کمک کند تا وارد بازارهای خارجی شوند، شریک تجاری پیدا کنند و محصولات فرهنگی کانادا را از فیلم و تلویزیون تا موسیقی، هنر و محتوای دیجیتال به بازارهای بزرگ‌تر ببرند. چین، با اندازه بازار و زیرساخت عظیم فرهنگی و دیجیتال خود، طبیعتاً یکی از مهم‌ترین مقصدهای بالقوه چنین سیاستی است.

این تغییر فقط فرهنگی هم نیست. در ماه‌های اخیر، دو کشور همزمان در حال باز کردن بخشی از گره‌های اقتصادی رابطه بوده‌اند. در مارس، چین دسترسی برخی محصولات کشاورزی و غذایی کانادا به بازار خود را بهبود داد و اتاوا اعلام کرد هدفش افزایش ۵۰ درصدی صادرات کانادا به چین تا سال ۲۰۳۰ است. کمی بعد، فرانسوا فیلیپ شامپین برای توسعه سرمایه‌گذاری و روابط اقتصادی راهی چین شد. کنار هم گذاشتن این تحولات تصویر روشن‌تری می‌دهد: سیاست، تجارت، سرمایه‌گذاری و حالا فرهنگ، قطعات یک استراتژی بزرگ‌تر برای بازسازی رابطه‌اند.

با این حال، آنچه در حال شکل‌گیری است یک ماه عسل تازه میان اتاوا و پکن نیست. دولت کانادا همچنان چین را در موضوعاتی مانند مداخله خارجی، سرکوب فرامرزی، امنیت سایبری و امنیت ملی یک منبع جدی نگرانی می‌داند. تفاوت در این است که دولت کارنی ظاهراً می‌خواهد این اختلافات را از امکان همکاری در حوزه‌هایی که منافع مشترک وجود دارد جدا کند. این سیاست، اگر دوام بیاورد، فاصله محسوسی با فضای سال‌های پایانی دولت ترودو خواهد داشت.

 

شاید به همین دلیل فرهنگ برای آغاز این فصل تازه انتخاب مناسبی باشد. یک نمایشگاه، فیلم یا اجرای مشترک نمی‌تواند اختلافات سیاسی میان دو کشور را حل کند و نباید از آن چنین انتظاری داشت. اما می‌تواند دری را باز نگه دارد که سیاست برای سال‌ها بسته بود. کانادا هنوز به چین اعتماد کامل ندارد و اختلافات اساسی میان دو کشور از بین نرفته است. آنچه تغییر کرده، تصمیم اتاوا برای دوباره کار کردن با پکن است. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، شاید یکی از نخستین نشانه‌های بازگشت کانادا به چین نه در اتاق‌های مذاکره، بلکه روی پرده سینما، در یک موزه یا در همکاری میان هنرمندان دو سوی اقیانوس آرام دیده شود.

نوشته مینا رحیمی روزنامه نگار LJI

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا