مینا رحیمی, تورنتو | مجله تیتر: یک شهر فقط با بتن، شیشه و نقشه معماران ساخته نمیشود. گاهی بخشی از آن از دلتنگی ساخته میشود، از مهاجری که دنبال نانی میگردد که مزه خانه بدهد، از مادری که میخواهد برای فرزندش غذایی را بپزد که خودش با آن بزرگ شده است، از خانوادهای که جایی برای عبادت میخواهد و از تازهواردی که دنبال پزشکی میگردد که زبانش را بفهمد یا کافهای که بتواند برای چند دقیقه در آن زبان مادریاش را بشنود. این نیازها کوچک به نظر میرسند، اما وقتی هزاران بار و در طول چند نسل تکرار شوند، میتوانند چهره یک شهر را تغییر دهند.
در روزهای ۲۳ و ۲۴ مه، تورنتو بار دیگر بخشی از درهایش را به روی مردم باز میکند. بیش از ۱۶۰ ساختمان، تور و برنامه در رویداد «درهای باز تورنتو» (Doors Open Toronto) امسال حضور دارند و عنوان برنامه، درست در آستانه میزبانی تورنتو از جام جهانی فوتبال، «جهان در یک شهر» (The World in a City) انتخاب شده است. اما پیش از باز شدن این درها شاید فرصت خوبی باشد که از خودمان بپرسیم این «جهان» چگونه وارد شهر شد و چه کسانی تورنتویی را ساختهاند که امروز تنوع فرهنگی یکی از مهمترین ویژگیهای آن است.

بخش بزرگی از پاسخ را باید در داستان مهاجرت جستوجو کرد. مهاجران فقط در تورنتو ساکن نشدند، بلکه برای ادامه زندگی، بخشهایی از جهانی را که پشت سر گذاشته بودند در اینجا دوباره ساختند. این اتفاق را میتوان در تاریخ خیابان کالج (College Street) دید، جایی که مهاجران ایتالیایی به تدریج خانه گرفتند و همراه خانهها، کسبوکارها و نهادهایشان هم از راه رسیدند. خواربارفروشی، پانسیون، خدمات کاری و دیگر کسبوکارها شکل گرفت و تا سال ۱۹۲۶ بیش از ۶۰ درصد کسبوکارهای بخشی از این خیابان ایتالیایی بودند. آنچه امروز «ایتالیای کوچک» (Little Italy) مینامیم، از ابتدا قرار نبود یک جاذبه شهری باشد، بلکه حاصل زندگی روزمره آدمهایی بود که میخواستند در شهری تازه زندگی کنند، بدون آنکه همه نشانههای زندگی قبلی خود را از دست بدهند.
همین داستان با زبانها و فرهنگهای متفاوت در نقاط دیگر تورنتو تکرار شد. جوامع مختلف مهاجر فضاهای تجاری و اجتماعی خود را ساختند و کلیساها، مساجد، کنیسهها، مراکز فرهنگی، رستورانها و فروشگاههای قومی به تدریج به بخشی از نقشه شهر تبدیل شدند. در بخشهایی از نورثیورک (North York) نیز فروشگاهها، رستورانها، شیرینیفروشیها و کسبوکارهای ایرانی فضایی ساختهاند که برای یک تازهوارد ایرانی میتواند فاصله تهران تا تورنتو را کمی کوتاهتر کند. مهاجر در روزهای نخست به دنبال ساختن یک «محله قومی» نیست. مسئلهاش بسیار سادهتر و انسانیتر است، اینکه چگونه زندگی روزمرهاش را دوباره ممکن کند.

پاسخ به همین پرسش ساده به مرور شهر را تغییر میدهد. یک فروشگاه باز میشود، بعد رستورانی کنارش میآید و کمی بعد دفتر حسابدار، وکیل، آرایشگاه یا مرکز فرهنگی پیدا میشود. مردم برای خرید میآیند و یکدیگر را پیدا میکنند، آگهی یک برنامه فرهنگی روی شیشه نصب میشود، کسی درباره کار سؤال میکند و دیگری خانهای برای اجاره میشناسد. به تدریج شبکهای اجتماعی شکل میگیرد و فضایی که در ابتدا فقط یک واحد تجاری معمولی بود، به بخشی از زندگی یک جامعه تبدیل میشود. شاید یکی از بهترین نمونههای این فرایند، یکی از معمولیترین اشکال معماری تورنتو باشد، پلازاهای تجاری نواری (strip plazas).
این پلازاها معمولاً چیزی بیشتر از یک ردیف مغازه با پارکینگی در مقابلشان به نظر نمیرسند و بعید است گردشگری برای دیدن آنها به تورنتو بیاید. با این حال، شهرداری بیش از ۴۰۰ نمونه از این مراکز را در شهر شناسایی کرده است که بیش از سه هزار کسبوکار و حدود ۱۲ هزار شغل را در خود جای دادهاند. بسیاری از آنها در مناطقی با تمرکز بالای جمعیت مهاجر قرار دارند و رستورانها، فروشگاههای مواد غذایی، کافهها و خدماتی را در خود جا دادهاند که تنوع فرهنگی محله اطرافشان را بازتاب میدهد. برای یک شهرساز ممکن است اینها قطعات کوچک زمین تجاری باشند، اما برای یک مهاجر همان پلازا میتواند جایی باشد که بعد از ماهها غذایی آشنا میخورد، کسی نامش را درست تلفظ میکند یا برای چند دقیقه لازم نیست توضیح دهد از کجا آمده است. اینجا همان نقطهای است که خاطره آرامآرام وارد معماری میشود.

اما داستان انسان و معماری در تورنتو فقط در ساختمانهای کوچک نوشته نشده است. در سوی دیگر این طیف، موزه آقاخان (Aga Khan Museum) قرار دارد، بنایی معاصر در شمال تورنتو که هنر و میراث تمدنهای مسلمان را در یکی از شاخصترین نهادهای فرهنگی شهر به نمایش میگذارد و امسال نیز از مکانهای برجسته برنامه درهای باز است. فاصله میان یک فروشگاه کوچک مهاجران در یک پلازا و نهادی مانند موزه آقاخان شاید زیاد به نظر برسد، اما هر دو از یک واقعیت سخن میگویند، فرهنگهایی که زمانی از بیرون وارد این شهر شدند، امروز بخشی از چهره فیزیکی و هویت آن هستند.
چند کیلومتر آنطرفتر، ساختمان شهرداری تورنتو (Toronto City Hall) داستان دیگری از شکلگیری شهر را روایت میکند. این بنای مدرن در سال ۱۹۶۵ افتتاح شد و امروز یکی از شناختهشدهترین تصاویر تورنتو است. در برنامه امسال، مردم میتوانند از جمله وارد تالار شورای شهر (Council Chamber) و دفتر شهردار شوند و از سکوی تماشای طبقه بیستوهفتم شهر را از بالا ببینند. خود ساختمان نیز یادآوری جالبی از پیوند تورنتو با جهان است. طرح آن از میان ۵۲۰ پیشنهاد از ۴۲ کشور در یک مسابقه بینالمللی انتخاب شد و معمار برنده، ویلیو رول (Viljo Revell) از فنلاند بود.

کمی آنطرفتر، آزگود هال (Osgoode Hall) ما را به تورنتویی بسیار قدیمیتر میبرد. این مجموعه تاریخی متعلق به قرن نوزدهم هنوز با نظام حقوقی انتاریو پیوند دارد و از آن ساختمانهایی است که درهای باز تورنتو هر سال جمعیت زیادی را به سوی خود میکشاند. در اینجا معماری دیگر فقط درباره زیبایی نیست، بلکه راهی برای نزدیک شدن به بخشی از تاریخ قانون، نهادها و شکلگیری شهر است.
در شرق تورنتو و کنار دریاچه انتاریو نیز یکی از غیرمنتظرهترین مقصدها قرار دارد، تصفیهخانه آب آر.سی. هریس (R.C. Harris Water Treatment Plant). شاید در نگاه نخست عجیب باشد که یک تصفیهخانه آب در میان ساختمانهای دیدنی شهر قرار بگیرد، اما همین پرسش بخشی از جذابیت آن است. این مجموعه با معماری آرت دکو (Art Deco) هنوز بخشی از زیرساخت آب تورنتو است و سالهاست از محبوبترین مقاصد درهای باز به شمار میرود. اینجا فرصتی است برای دیدن بخشی از شهر که هر روز بیصدا کار میکند تا زندگی در ساختمانها، خانهها و محلههای دیگر ممکن باشد.

این مکانها در ظاهر ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند. موزه آقاخان از فرهنگ و میراث سخن میگوید، شهرداری از اداره شهر، آزگود هال از قانون و آر.سی. هریس از زیرساختی که زندگی روزمره بدون آن ممکن نیست. در کنار آنها، صدها پلازای کوچک، عبادتگاه، فروشگاه، رستوران و مرکز اجتماعی نیز داستانهایی شخصیتر از مهاجرت، خاطره و تلاش برای ساختن دوباره خانه در خود دارند. کنار هم گذاشتن این دو تصویر شاید معنای واقعی یک شهر را روشنتر کند. شهر فقط مجموعهای از بناهای مشهور نیست، بلکه حاصل نیازها، تصمیمها، آرزوها و زندگی آدمهایی است که در دورههای مختلف آن را ساخته و تغییر دادهاند.
تا ۲۳ و ۲۴ مه هنوز فرصت داریم کمی دقیقتر به ساختمانهایی نگاه کنیم که هر روز از کنارشان عبور میکنیم و درباره داستان پشت آنها فکر کنیم، اینکه چه کسانی آنها را ساختهاند، چرا به وجود آمدهاند و چه زندگیهایی درونشان جریان داشته است. بعد، در آن دو روز، فرصت دیگری خواهیم داشت تا وارد بعضی از همین ساختمانها شویم و این بار آنها را نه فقط به عنوان معماری، بلکه به عنوان بخشی از حافظه یک شهر ببینیم.

تورنتو امسال برای رویداد درهای باز عنوان «جهان در یک شهر» را انتخاب کرده است. شاید برای فهمیدن معنای واقعی این جمله لازم نباشد فقط به آسمانخراشها و بناهای مشهور نگاه کنیم. جهان تورنتو در موزه آقاخان و ساختمان شهرداری هست، اما در مسجد محله، کلیسای کوچک، رستوران خانوادگی و پلازای ساده کنار خیابان هم حضور دارد. این جهان طی نسلها ساخته شده است، به دست آدمهایی که از نقاط مختلف زمین آمدهاند و هرکدام چیزی از زندگی قبلی خود را با زندگی تازهشان در این شهر پیوند زدهاند.
پس این چند روز باقیمانده فقط انتظار برای باز شدن چند ساختمان نیست. فرصتی است برای اینکه پیش از ورود، کمی عمیقتر به خود شهر فکر کنیم. وقتی درهای تورنتو در ۲۳ و ۲۴ مه باز میشوند، شاید ارزشمندترین چیزی که میتوانیم با خود به داخل ببریم همین نگاه تازه باشد، نگاهی که پشت سنگ و شیشه و آجر، رد آدمها و داستانهایشان را جستوجو میکند.
چون در نهایت پاسخ پرسش «چه کسی تورنتو را ساخت؟» نام یک معمار، یک دولت یا یک نسل نیست. تورنتو را نسلهای مختلفی ساختهاند که هرکدام چیزی به آن اضافه کردهاند، ساختمانی، کسبوکاری، عبادتگاهی، غذایی، زبانی، خاطرهای یا حتی جایی کوچک که در آن یک تازهوارد برای نخستین بار احساس کرده است این شهر میتواند خانه او هم باشد.
نوشته مینا رحیمی روزنامه نگار LJI







