کانادا به صد هزار نیروی تازه نیاز دارد
کشور پیرتر، پروژهها بزرگتر
مینا رحیمی, تورنتو | مجله تیتر: کانادا میخواهد بیشتر بسازد. خانه بیشتر، جاده و خط آهن بیشتر، پروژههای انرژی و معدن بیشتر و حالا زیرساختهای دفاعی بیشتر. در سالهای اخیر بخش بزرگی از بحث درباره بحران مسکن هم به همین یک کلمه رسیده است: ساختن. اما هرچه فهرست پروژهها بلندتر میشود، یک سؤال ساده جدیتر به نظر میرسد. چه کسی قرار است همه اینها را بسازد؟
پاسخ فقط در بازار مسکن نیست. کانادا دارد پیرتر میشود. در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸.۱ میلیون نفر در کشور ۶۵ ساله یا بیشتر بودند، یعنی تقریباً یک نفر از هر پنج نفر. آخرین بخش از نسل پرجمعیت پس از جنگ، همان بیبیبومرها (Baby Boomers)، نیز در سالهای پیش رو به سن بازنشستگی میرسد. این تغییر جمعیتی سالها قابل پیشبینی بود، اما حالا اثر آن را میتوان در بازار کار دید.
وقتی یک برقکار، لولهکش، جوشکار یا اپراتور ماشینآلات سنگین بعد از سی یا چهل سال کار بازنشسته میشود، فقط یک جای خالی ایجاد نمیکند. تجربهای از بازار خارج میشود که نمیتوان آن را در چند ماه جایگزین کرد. نیروی تازه باید وارد شود، آموزش ببیند، ساعتهای کاری لازم را طی کند و تجربه به دست بیاورد. این درست در زمانی اتفاق میافتد که کانادا به جای کمتر ساختن، تصمیم گرفته بسیار بیشتر بسازد.

دولت فدرال در بهروزرسانی اقتصادی بهار، برنامه «تیم کانادای قدرتمند» (Team Canada Strong) را معرفی کرده است. هدف، جذب، آموزش و استخدام ۸۰ تا ۱۰۰ هزار نیروی جدید در مشاغل فنی دارای استاندارد رد سیل (Red Seal) تا سالهای ۲۰۳۰ و ۲۰۳۱ است. اتاوا میگوید بازنشستگی نیروی کار و رشد اقتصادی باعث خواهد شد کانادا تا سال ۲۰۳۳ به بیش از ۱.۴ میلیون نیروی اضافی در مجموعه مشاغل فنی نیاز پیدا کند.
برای این برنامه تا ۶ میلیارد دلار طی پنج سال پیشبینی شده است. بخشی از پول قرار است جوانان ۱۵ تا ۳۰ ساله را از طریق تجربه کاری با حقوق وارد این حرفهها کند. کارفرمایان کوچک و متوسط نیز میتوانند برای حقوق سال نخست یک کارآموز تا ۱۰ هزار دلار حمایت دریافت کنند. در دوره آموزش فنی، کمک هفتگی ۴۰۰ دلاری در نظر گرفته شده و دریافت گواهی رد سیل میتواند با پاداش ۵ هزار دلاری همراه باشد. این حجم از حمایت مالی یک واقعیت را نشان میدهد: مشکل کانادا فقط پیدا کردن آدم نیست، نگه داشتن او در مسیر تبدیل شدن به نیروی ماهر هم هست.
در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۰۰ هزار نفر وارد دورههای کارآموزی (Apprenticeship) شدند. اما تبدیل یک کارآموز تازهوارد به نیروی ماهر چند سال زمان میبرد و همه کسانی که این مسیر را آغاز میکنند به پایان آن نمیرسند. به همین دلیل فاصله میان ثبتنام یک کارآموز و حضور یک نیروی دارای گواهی در کارگاه، یکی از گلوگاههای برنامه بزرگ ساختوساز کاناداست.

مهاجرت هم سالها بخشی از پاسخ کانادا به مسئله نیروی کار بوده است. مهاجران معمولاً در سنین کاری وارد کشور میشوند و در جامعهای که پیرتر میشود، میتوانند بخشی از نیروی تازه مورد نیاز اقتصاد را تأمین کنند. با این حال، داشتن سالها تجربه فنی در کشور دیگری همیشه به معنای ورود فوری به همان حرفه در کانادا نیست. در برخی مشاغل، ارزیابی سابقه، دریافت گواهی یا آموزش تکمیلی لازم است. بنابراین چالش فقط آوردن نیروی ماهر نیست، استفاده سریعتر و بهتر از مهارتی است که وارد کشور شده است.
فشار این کمبود را شاید بیش از هر جای دیگری بتوان در مسکن دید. کانادا میخواهد آهنگ خانهسازی را به شکل چشمگیری افزایش دهد، اما افزایش تعداد کارگران به تنهایی کافی نیست. بهرهوری صنعت ساختمان، فناوری، سرمایهگذاری، سرعت اجرای پروژهها و استفاده بیشتر از ساخت کارخانهای و مدولار نیز بخشی از معادلهاند. کشور همزمان به آدمهای بیشتری برای ساختن و روشهای سریعتری برای ساختن نیاز دارد.
به همین دلیل برنامه ۱۰۰ هزار نیروی ماهر را نباید فقط یک برنامه اشتغال دید. این برنامه پاسخی به مسئلهای بزرگتر است که سالها آرامآرام شکل گرفته. جمعیت پیرتر میشود، بخشی از نیروی باتجربه بازنشسته میشود و همزمان کشوری که با کمبود مسکن و نیاز به زیرساختهای تازه روبهرو است، میخواهد سرعت ساخت را بالا ببرد. پول میتواند پروژه را آغاز کند، زمین را میتوان آزاد کرد و نقشه را میتوان تصویب کرد. اما در نهایت کسی باید سیم را بکشد، لوله را نصب کند، بتن را بریزد و ساختمان را بالا ببرد.کانادا حالا به دنبال نسلی است که قرار است این کار را انجام دهد.
نوشته مینا رحیمی روزنامه نگار LJI







