
سینمای بیمجوز ایران روی فرش قرمز ونیز
دو فیلم بلند ساختهشده در ایران و یک انیمیشن از فیلمسازی ایرانی به ونیز ۲۰۲۶ رسیدهاند.
پویان طباطبایی – مجله تیتر | وقتی هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز در ماه سپتامبر آغاز شود، سینمای ایران با سه حضور متفاوت، از رقابت شیر طلایی تا بخش افقها، در لیدو حاضر خواهد بود. «کمی نور» ساخته علی عسگری در مسابقه اصلی برای شیر طلایی رقابت میکند، «مراقب» ساخته محسن قرایی به بخش رقابتی افقها راه یافته و «آبی دوردست»، انیمیشن کوتاه امیرهوشنگ معین، نیز در رقابت فیلمهای کوتاه افقها حضور خواهد داشت. سه فیلم، سه مسیر متفاوت و در عین حال تصویری آشنا از سینمای ایرانی که بیش از گذشته راه خود را بیرون از ساختار رسمی پیدا میکند.
مهمترین حضور امسال متعلق به علی عسگری است. «کمی نور» نخستین فیلم او در مسابقه اصلی ونیز است و همین اتفاق نام او را وارد رقابت برای شیر طلایی میکند. عسگری البته برای جشنوارههای بزرگ اروپایی چهره تازهای نیست. فیلمهایش پیش از این در کن، برلین و ونیز دیده شدهاند و «آیههای زمینی» که همراه علیرضا خاتمی ساخته بود، در بخش نوعی نگاه جشنواره کن حضور داشت. او سال گذشته نیز با «کمدی الهی» به بخش افقهای ونیز رفته بود. این بار اما یک پله بالاتر ایستاده است.

«کمی نور» داستان پزشکی ایرانی است که پس از بازداشت و بازجویی، مطبش را از دست داده و امیدش به آینده تقریباً فرو ریخته است. او تصمیم گرفته به زندگی خود پایان دهد و میخواهد آخرین روز را در کنار خانواده بگذراند. اما همین بازگشت به خانواده، تصمیمی را که ظاهراً قطعی بوده آرام آرام متزلزل میکند. فیلم از دل یکی از تاریکترین تصمیمهای انسانی به دنبال همان چیزی میگردد که نامش وعده میدهد: کمی نور.
این فیلم ۸۷ دقیقهای با بازی میثاق زارع، صدف عسگری، فروزان جمشیدنژاد، رامتین دقیق و مینا رحیمزاده ساخته شده و یک تولید مشترک میان ایران، سوئیس، ایتالیا، کانادا و ترکیه است. ساختار بینالمللی تولید فیلم نیز نشان میدهد که مسیر «کمی نور» از ابتدا محدود به بازار و نظام رسمی نمایش در ایران نبوده است.
در سوی دیگر «مراقب» قرار دارد، چهارمین فیلم بلند محسن قرایی پس از «خسته نباشید»، «سد معبر» و «بیهمهچیز». فیلمی ۱۲۴ دقیقهای با بازی فرهاد اصلانی، ریما رامینفر، لاله مرزبان، علیرضا کمالی و النا خاکباز که پس از چند سال فاصله قرایی از ساخت فیلم بلند، نخستین نمایش جهانی خود را در بخش افقهای ونیز تجربه خواهد کرد. قصه «مراقب» درباره یک زندانبان قدیمی است که پس از ارتکاب اشتباهی جدی از کار معلق میشود. درست در همان مقطع متوجه میشود دختر بزرگش قصد دارد ایران را ترک کند و در خارج از کشور وارد حرفه مدلینگ شود. پدر تصمیم میگیرد مانع رفتن او شود و از همین نقطه، یک بحران خانوادگی به تقابلی بزرگتر میان دو نسل تبدیل میشود. پدری که هنوز میخواهد کنترل کند و دختری که میخواهد خودش درباره آیندهاش تصمیم بگیرد.

نام بینالمللی فیلم، Falling House یا «خانه در حال سقوط»، شاید بیش از عنوان فارسی آن به فضای داستان اشاره داشته باشد. خانهای که در ظاهر هنوز پابرجاست، اما مناسبات درون آن دیگر مانند گذشته کار نمیکند. مهاجرت، اقتدار پدر، انتخاب فردی و فاصله نسلی، همه درون همین خانه به یکدیگر میرسند. پشت دوربین «مراقب» نیز یک نام غیرمنتظره دیده میشود. موسیقی فیلم را مکس ریشتر، آهنگساز شناختهشده آلمانی بریتانیایی ساخته است. محسن قرایی و امیرمحمد عبدی فیلمنامه را نوشتهاند، فرشاد محمدی مدیر فیلمبرداری بوده و اولین رک و عماد خدابخش تدوین فیلم را انجام دادهاند. خود قرایی نیز همراه میلاد خسروی تهیهکنندگی پروژه را برعهده داشته است.
اما داستان «مراقب» در تهران تقریباً به اندازه حضورش در ونیز خبرساز شده است. فیلم در ایران پروانه ساخت گرفته و با حضور بازیگران شناختهشده سینمای ایران جلوی دوربین رفته است. مشکل از جایی آغاز شد که نخستین تصاویر نسخه آمادهشده برای نمایش بینالمللی منتشر شد و لاله مرزبان بدون حجاب اجباری در فیلم دیده شد. خیلی زود مشخص شد که «مراقب» اگرچه با پروانه ساخت تولید شده، برای نمایش عمومی در ایران پروانه نمایش دریافت نکرده است.
همین فاصله میان «اجازه ساختن» و «اجازه نمایش دادن» بحثی جدی در سینمای ایران ایجاد کرد. پرسش منتقدان ساختار رسمی این بود که چگونه فیلمی میتواند با مجوز اولیه ساخته شود، اما نسخه نهایی آن با ضوابطی که همان نهاد صادرکننده مجوز بر سینمای ایران اعمال میکند مطابقت نداشته باشد و مستقیماً راهی یکی از مهمترین جشنوارههای جهان شود. ماجرا تنها به چند واکنش رسانهای محدود نماند. حاشیههای ایجادشده پیرامون فیلم و نحوه نظارت بر تولید آن با تغییر مدیریتی در بخش نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی همزمان شد. البته نسبت مستقیم این تغییر با پرونده «مراقب» به صورت رسمی اعلام نشده و در نتیجه نمیتوان آن را با قطعیت نتیجه همین فیلم دانست. با این حال، همزمانی دو اتفاق باعث شد ماجرای «مراقب» از یک خبر جشنوارهای فراتر برود و به بحثی درباره کارآمدی نظام مجوز در سینمای ایران تبدیل شود.

اینجاست که وضعیت «مراقب» جالبتر میشود. این فیلم را نمیتوان به معنای کلاسیک کلمه یک فیلم زیرزمینی دانست، چون تولید آن از ابتدا کاملاً پنهانی و بدون اطلاع ساختار رسمی انجام نشده است. پروانه ساخت داشته، عوامل حرفهای و شناختهشده در آن حضور داشتهاند و در تهران فیلمبرداری شده است. اما نسخهای که اکنون وارد گردش بینالمللی شده، بیرون از چرخه معمول تأیید و نمایش داخلی قرار گرفته است. به بیان دقیقتر، «مراقب» میان دو جهان ایستاده است: فیلمی که تولدش در ساختار رسمی سینمای ایران اتفاق افتاد، اما زندگی بینالمللیاش الزاماً از همان مسیر عبور نمیکند.
«کمی نور» نیز در عمل بخشی از همین سینمای مستقل از نظام رسمی نمایش ایران است. بنابراین شاید برای توصیف این جریان، «سینمای زیرزمینی» دیگر واژه کاملی نباشد. آنچه امروز شکل گرفته بیشتر شبیه یک سینمای موازی است: فیلمهایی ایرانی، ساختهشده با عوامل ایرانی و درباره جامعه ایران که برای رسیدن به مخاطب جهانی الزاماً منتظر تأیید نهایی ساختار رسمی سینمای کشور نمیمانند و ایران در ونیز امسال فقط همین دو فیلم بلند را ندارد.
امیرهوشنگ معین، انیماتور و فیلمساز ایرانی ساکن فرانسه، با انیمیشن ده دقیقهای «آبی دوردست» در بخش رقابتی فیلمهای کوتاه افقها حضور دارد. فیلم در فهرست رسمی جشنواره به عنوان محصول فرانسه ثبت شده است و بنابراین از نظر ملیت تولید، فیلم ایرانی محسوب نمیشود، اما حضور معین سومین حضور یک فیلمساز ایرانی در بخشهای رقابتی ونیز امسال را رقم میزند. معین پیش از این نیز در انیمیشن ایران چهرهای شناختهشده بوده و آثارش در جشنوارههای بینالمللی حضور داشتهاند. «آبی دوردست» این بار او را به یکی از قدیمیترین و معتبرترین جشنوارههای سینمایی جهان میبرد و در کنار دو فیلم بلند، ضلع دیگری از حضور فیلمسازان ایرانی در ونیز را شکل میدهد.

در نتیجه اگر تنها جدول جشنواره را نگاه کنیم، با سه فیلم در سه موقعیت متفاوت روبهرو هستیم: علی عسگری در مسابقه اصلی، محسن قرایی در افقها و امیرهوشنگ معین در رقابت فیلمهای کوتاه افقها. اما پشت این جدول ساده، اتفاق مهمتری در جریان است.
سینمای ایران برای دیده شدن در جهان دیگر فقط یک مسیر ندارد. بخشی از آن همچنان در ساختار رسمی کشور تولید و نمایش داده میشود، بخشی با سرمایه و همکاری بینالمللی شکل میگیرد و بخشی دیگر میان این دو جهان حرکت میکند. فیلم ممکن است در تهران ساخته شود، تهیهکننده و بازیگر ایرانی داشته باشد، اما نخستین مخاطبانش چند هزار کیلومتر آنسوتر در ونیز باشند. شاید به همین دلیل حضور امسال ایران در ونیز فقط خبر سه فیلم نباشد. داستان اصلی درباره سینمایی است که مرزهای قدیمی میان «رسمی» و «غیررسمی» دیگر به آسانی قادر به تعریف آن نیستند.
هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز از دوم تا دوازدهم سپتامبر برگزار میشود. آن زمان مشخص خواهد شد که منتقدان درباره این فیلمها چه خواهند گفت و آیا یکی از آنها با جایزهای از لیدو بازخواهد گشت یا نه. اما پیش از آن هم یک واقعیت روشن است: در سالی که بخشی از سینمای ایران برای نمایش در خانه هنوز با مسئله مجوز روبهروست، سه فیلمساز ایرانی جایی در یکی از مهمترین ویترینهای سینمای جهان پیدا کردهاند.






