بهناز رهبر – نیومارکت | مجله تیتر: در عمق استخری از آب زلال، جایی در محوطه دانشگاه مکمستر در همیلتون، نور آبی عجیبی دیده میشود. این نور حاصل تابش چرنکوف (Cherenkov Radiation) است، یکی از آن تصاویر کمیاب که انرژی هستهای را نه با دودکش نیروگاه یا تصویرهای ترسناک، بلکه با درخششی آرام و آبی نشان میدهد. در زیر همین نور، نوترونها فرایندی را آغاز میکنند که محصول نهایی آن میتواند چند مرحله بعد به بیمارستانی در نقطهای دیگر از جهان برسد و وارد درمان بیماری شود که تقریباً همه ما، مستقیم یا غیرمستقیم، نامش را در زندگی شنیدهایم: سرطان.
شاید عجیب باشد که بخشی از داستان مبارزه جهانی با سرطان در رآکتوری در همیلتون نوشته میشود که از سال ۱۹۵۹ کار میکند. رآکتور هستهای مکمستر (McMaster Nuclear Reactor) نه نیروگاه تولید برق است و نه تأسیسات نظامی. یک رآکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی و یکی از مهمترین مراکز تولید ایزوتوپ پزشکی در جهان است. دولت انتاریو روز ۲۹ جولای اعلام کرد ۴.۶ میلیون دلار دیگر برای افزایش تولید ایزوتوپهای پزشکی در این مرکز سرمایهگذاری میکند. با احتساب سرمایهگذاریهای قبلی، مجموع حمایت استان از رآکتور به ۲۶.۹ میلیون دلار رسیده است.
پشت این عددها برنامهای بزرگتر قرار دارد. دولت پیشتر ۱۸ میلیون دلار برای گسترش فعالیت رآکتور اختصاص داده بود تا این مرکز بتواند به سمت کار شبانهروزی در هفت روز هفته حرکت کند. براساس برنامه اعلامشده، ظرفیت تحقیقاتی آن تا ۳۰۰ درصد افزایش پیدا میکند و تولید ایزوتوپ میتواند مواد مورد نیاز برای حدود ۸۴ هزار درمان سرطان در سال را فراهم کند. مکمستر میگوید ایزوتوپهای تولیدشده در این مجموعه همین حالا نیز سالانه در درمان بیش از ۷۰ هزار بیمار سرطانی در نقاط مختلف جهان نقش دارند.
اما عددی که اهمیت واقعی این ساختمان دانشگاهی را نشان میدهد جای دیگری است. مکمستر میگوید حدود ۶۰ درصد ید ۱۲۵ (Iodine-125) جهان را تأمین میکند. این ماده رادیواکتیو کوچک و نامرئی سالهاست در درمان بعضی سرطانها، بهویژه سرطان پروستات، استفاده میشود. همین یک عدد کافی است تا رآکتور دانشگاهی مکمستر از یک پروژه محلی خارج شود و وارد داستانی جهانی شود که در انتهای آن، بیماری در بیمارستانی دور از همیلتون منتظر درمان است.

وقتی پرتو وارد بدن میشود
برای بسیاری از ما پرتودرمانی تصویری آشنا دارد. بیماری روی تخت قرار میگیرد و دستگاهی بزرگ از بیرون بدن، پرتو را به سمت محل سرطان میفرستد. این روش همچنان یکی از ابزارهای اصلی درمان سرطان است، اما پزشکی هستهای راه دیگری نیز در اختیار پزشکان گذاشته است. به جای اینکه همیشه پرتو از بیرون به تومور برسد، در بعضی درمانها میتوان ماده رادیواکتیو را به داخل بدن یا نزدیکی تومور رساند.
ید ۱۲۵ یکی از نمونههای قدیمیتر همین روش است. در براکیتراپی (Brachytherapy)، دانههای بسیار کوچک حاوی ماده رادیواکتیو در داخل یا نزدیک تومور قرار میگیرند. این دانهها در محل باقی میمانند و با کاهش تدریجی فعالیت رادیواکتیو، تابش را در همان محدوده آزاد میکنند. هدف این است که دوز درمانی به سرطان برسد و آسیب به بافتهای سالم اطراف تا حد ممکن محدود شود.
اما نسل تازه رادیوداروها (Radiopharmaceuticals) داستان را یک مرحله جلوتر برده است. بیماری را تصور کنید که سرطان پروستات او دیگر فقط در یک نقطه نیست و به بخشهای دیگری از بدن رسیده است. پزشکان ابتدا با تصویربرداری بررسی میکنند آیا سلولهای بیماری نشانه مولکولی مشخصی دارند یا نه. اگر آن نشانه وجود داشته باشد، دارویی میتواند به همان هدف متصل شود، وارد جریان خون شود و ماده رادیواکتیو را به سمت سلولهای مورد نظر ببرد. در اینجا دیگر پرتو فقط از بیرون بدن به یک نقطه تابانده نمیشود. دارو در بدن حرکت میکند و تلاش میکند هدف را پیدا کند. به زبان ساده، پزشکی ابتدا آدرس سرطان را پیدا میکند و بعد درمان را به همان آدرس میفرستد.

این رویکرد در پزشکی با مفهوم تشخیص و درمان همزمان یا ترانوستیک (Theranostics) شناخته میشود. همین حالا هم در بعضی سرطانها از چنین روشی استفاده میشود. یکی از ایزوتوپهای مهم آن لوتتیوم ۱۷۷ (Lutetium-177) است که در درمان برخی بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته پروستات و برخی تومورهای عصبی و غدد درونریز کاربرد دارد. مکمستر نیز در سالهای اخیر تولید و فرآوری لوتتیوم ۱۷۷ را به بخشی از فعالیتهای خود تبدیل کرده است و تأسیسات این دانشگاه در فرآوری مواد مورد استفاده در بیش از ۱۰۰ هزار درمان بیمار در سال نقش داشته است.
اهمیت این مسیر درست همزمان با سرمایهگذاری جدید انتاریو روشنتر شد. روز ۳۱ جولای، تنها دو روز پس از اعلام بودجه مکمستر، سازمان غذا و داروی آمریکا (U.S. Food and Drug Administration) استفاده از داروی پلوییکتو (Pluvicto)، درمانی مبتنی بر لوتتیوم ۱۷۷، را برای گروه دیگری از بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته پروستات گسترش داد. در این درمان، پزشکان ابتدا بررسی میکنند آیا سلولهای سرطان نشانگر مشخصی به نام آنتیژن غشایی اختصاصی پروستات (PSMA) دارند یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، داروی حامل لوتتیوم میتواند از همان نشانگر برای رسیدن به سلولهای سرطان استفاده کند.
اینها به معنای پیدا شدن «درمان سرطان» نیست. سرطان یک بیماری واحد نیست و انواع مختلف آن رفتارهای متفاوتی دارند. همه تومورها هدف مولکولی مناسبی ندارند و همه بیماران هم به درمان یکسان پاسخ نمیدهند. اما تغییر مهمی در حال رخ دادن است. پزشکی در بعضی سرطانها از درمانهای گستردهتر به سمت روشهایی حرکت میکند که ویژگیهای خود تومور را برای پیدا کردن و هدف گرفتن آن به کار میگیرند.

از رآکتور تا بیمار
تمام این فناوری زمانی معنا پیدا میکند که زنجیره میان رآکتور و بیمار بدون اختلال کار کند. ایزوتوپ باید تولید شود، فرآوری شود، به داروی قابل استفاده تبدیل شود، کیفیت آن بررسی شود و در زمانی محدود به مرکز درمانی برسد. بعضی ایزوتوپها عمر کوتاهی دارند و نمیتوان آنها را ماهها در انبار نگه داشت. در این صنعت، زمان خودش بخشی از درمان است.
همین نکته اهمیت سرمایهگذاری در مکمستر را فراتر از تولید ماده رادیواکتیو میبرد. داشتن رآکتور به تنهایی کافی نیست. بیمارستان، نیروی متخصص، شرکت دارویی، تجهیزات، مجوزهای پزشکی و شبکه حمل و نقل باید در کنار هم کار کنند. اگر یکی از این حلقهها وجود نداشته باشد، پیشرفتهترین درمان ممکن است روی کاغذ باقی بماند.
این همان نقطهای است که سیاست صنعتی انتاریو وارد داستان میشود. استان هدف گذاشته تولید ایزوتوپهای پزشکی را تا سال ۲۰۳۰ دو برابر کند. در سوی دیگری از انتاریو، بروس پاور (Bruce Power) نیز تولید ایزوتوپهای پزشکی و ظرفیت لوتتیوم ۱۷۷ را توسعه داده است. دانشگاهها، بیمارستانها و شرکتهای رادیودارویی بخشهای دیگر این شبکه را تشکیل میدهند.
سؤال مهم این نیست که انتاریو چند واحد ایزوتوپ بیشتر تولید خواهد کرد. سؤال این است که آیا استان میتواند بخش بزرگتری از تمام این زنجیره را در داخل خود نگه دارد. آیا مادهای که در یک رآکتور انتاریویی تولید میشود میتواند در همین استان فرآوری شود، به دارو تبدیل شود، وارد پژوهش بالینی شود و در نهایت به بیمار برسد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، موضوع دیگر فقط تولید یک ماده اولیه نیست. صحبت از شکلگیری یک صنعت پزشکی کامل است.

رآکتوری که هنوز آینده دارد
سن رآکتور مکمستر خودش بخشی از جذابیت داستان است. این مرکز در سال ۱۹۵۹، زمانی که پزشکی هستهای هنوز در مراحل ابتدایی خود بود، فعالیتش را آغاز کرد. امروز، نزدیک به هفت دهه بعد، همان زیرساخت برای نسل تازهای از درمانها مورد استفاده قرار میگیرد. کمیسیون ایمنی هستهای کانادا (Canadian Nuclear Safety Commission) نیز در سال ۲۰۲۴ مجوز فعالیت آن را تا ۳۰ ژوئن ۲۰۴۴ تمدید کرد.
تولید ید ۱۲۵ در مکمستر در دهه ۱۹۹۰ گسترش پیدا کرد و به مرور این دانشگاه را به تأمینکننده اصلی این ایزوتوپ در جهان تبدیل کرد. فرایند تولید پیچیده است، اما اصل آن سادهتر از چیزی است که به نظر میرسد. زنون ۱۲۴ (Xenon-124) در قلب رآکتور در معرض نوترون قرار میگیرد و در ادامه فرایندی رخ میدهد که در نهایت ید ۱۲۵ تولید میکند. ماده حاصل سپس جدا، بررسی و برای استفاده پزشکی آماده میشود.
نکته مهم این نیست که رآکتور چقدر قدیمی است. مهم این است که کاربرد آن ثابت نمانده است. زیرساختی که در میانه قرن بیستم ساخته شده، حالا به صنعتی متصل شده که بخش مهمی از آیندهاش هنوز نوشته نشده است. برای بیماری که با سرطان زندگی میکند، تمام این داستان در نهایت به یک سؤال ساده برمیگردد: آیا فناوری تازه میتواند یک گزینه دیگر به گزینههای درمانی او اضافه کند؟ آیا سرطانی که امروز کنترل آن دشوار است ممکن است چند سال دیگر هدف دقیقتری برای یک دارو داشته باشد؟
پاسخ برای همه بیماران مثبت نیست و شاید هیچوقت یک پاسخ واحد برای همه سرطانها وجود نداشته باشد. اما چیزی که چند دهه پیش بیشتر شبیه یک ایده آیندهنگرانه بود، امروز در بعضی بیمارستانها به درمان واقعی تبدیل شده است. پزشکان در موارد مشخص میتوانند هدفی را روی سلول سرطانی پیدا کنند و ماده رادیواکتیو را با کمک یک دارو به سمت همان هدف بفرستند.

آینده زیر نور آبی
شاید به همین دلیل آن نور آبی در عمق رآکتور مکمستر معنایی فراتر از یک پدیده فیزیکی پیدا میکند. نزدیک به هفت دهه از آغاز فعالیت این مرکز گذشته است، اما سرطان هنوز یکی از دشوارترین چالشهای پزشکی جهان باقی مانده و خود رآکتور نیز برای نیازهای تازه تغییر کرده است.
سرطان احتمالاً با یک داروی معجزهآسا و در یک روز از زندگی انسان حذف نخواهد شد. پیشرفت معمولاً آهستهتر اتفاق میافتد. یک سرطان بهتر شناخته میشود، هدف تازهای روی سلول پیدا میشود، داروی دقیقتری ساخته میشود و ایزوتوپی تولید میشود که شاید بتواند درمان را به جایی برساند که پیش از آن رسیدن به آن دشوار بود.
در همیلتون، بخشی از این مسیر از رآکتوری عبور میکند که از سال ۱۹۵۹ روشن است. دولت انتاریو اکنون میلیونها دلار دیگر خرج میکند تا این مرکز بیشتر کار کند و مواد بیشتری برای پژوهش و درمان تولید کند. نتیجه کامل این سرمایهگذاری شاید سالها بعد روشن شود، اما برای بیمارانی که همین امروز از ایزوتوپهای تولیدشده در این مرکز استفاده میکنند، آینده از قبل آغاز شده است. پاسخ انسان به سرطان هنوز کامل نیست. اما در زیر آن نور آبی، بخشی از پاسخ در حال ساخته شدن است.
نوشته بهناز رهبر روزنامه نگار LJI







