خرید خانه به هر قیمت
رؤیایی که گرانتر شد
بهناز رهبر – نیومارکت | مجله تیتر :آدمها مهاجرت میکنند چون امیدوارند جایی دیگر زندگی بهتری بسازند. شاید برای کار باشد، برای آینده بچهها، برای امنیت یا فقط برای فرصتی که بتوانند دوباره از نو شروع کنند. اما هیچ مهاجری گذشتهاش را پشت مرز جا نمیگذارد. هر کسی با خودش عادتها، نگرانیها و تصویری را که از یک زندگی موفق دارد به کشور تازه میآورد. برای بسیاری از ایرانیانی که به کانادا مهاجرت میکنند، داشتن خانهای که مال خودشان باشد، بخشی مهم از همین تصویر است.
خانه در این نگاه فقط چهار دیوار و یک سقف نیست. میتواند نشانه ماندن باشد، اینکه دیگر قرار نیست هر سال منتظر تمدید اجاره باشی، نگران افزایش آن بمانی یا دوباره اسبابها را جمع کنی. برای کسی که یک بار بخش بزرگی از زندگیاش را جمع کرده و از کشوری به کشور دیگر آورده، داشتن یک آدرس ثابت معنایی بیشتر از یک معامله ملکی پیدا میکند. به همین دلیل در بخشی از جامعه ایرانی، خرید خانه خیلی زود به یکی از هدفهای اصلی زندگی در کانادا تبدیل میشود.
این نگاه همیشه با واقعیت زندگی در کانادا همخوان نیست. اجارهنشینی اینجا بخشی عادی از بازار مسکن است و برای بسیاری از مردم میتواند یک انتخاب چند ساله یا حتی بلندمدت باشد. اما برای بعضی خانوادههای ایرانی، خانه اجارهای هنوز با نوعی احساس موقت بودن همراه است. خرید خانه قرار است همان نقطهای باشد که زندگی مهاجرتی بالاخره به ثبات میرسد. پژوهشگران دانشگاه متروپولیتن تورنتو نیز در مطالعات خود درباره مهاجران ایرانی به رابطه میان خانه، سرمایه، احساس تعلق و تجربه مهاجرت پرداختهاند. در این مطالعات، خانه هم جایی برای زندگی است و هم بخشی از مسیری که مهاجر برای ساختن جایگاه تازه خود طی میکند.

مشکل از جایی شروع میشود که این رؤیای امنیت با بازاری روبهرو میشود که طی چند سال تقریباً تمام قواعدش تغییر کرده است. ده سال گذشته برای صاحبخانههای کانادایی شبیه حرکت میان دو دنیای متفاوت بوده است. در سال ۲۰۱۶ نرخ سیاستی بانک مرکزی ۰.۵ درصد بود. تا اکتبر ۲۰۱۸ به ۱.۷۵ درصد رسید. بعد کرونا آمد و بانک مرکزی برای مقابله با شوک اقتصادی، نرخ را در مارس ۲۰۲۰ به ۰.۲۵ درصد کاهش داد. وام گرفتن ارزان شد و همزمان بازار مسکن، به ویژه در تورنتو و شهرهای اطراف، یکی از داغترین دورههای خود را تجربه کرد. برای خانوادهای که پول پیش خانه را آماده کرده بود، پیام بازار ساده به نظر میرسید: اگر امروز نخری، شاید فردا گرانتر باشد.
خانوادهها بر اساس همان شرایط تصمیم گرفتند. پساندازشان را وارد بازار کردند، وامهای بزرگ گرفتند و قسط ماهانه را با درآمد و نرخهای آن روز سنجیدند. برای یک خانواده مهاجر این تصمیم میتوانست معنای دیگری هم داشته باشد. خانه فقط سرمایهگذاری نبود. نشانهای بود از اینکه بالاخره در کشور جدید ریشه دواندهاند.
اما آن شرایط دوام نیاورد. با جهش تورم، بانک مرکزی از سال ۲۰۲۲ نرخها را با سرعت بالا برد. نرخ سیاستی که در دوران کرونا ۰.۲۵ درصد بود، در تابستان ۲۰۲۳ به پنج درصد رسید. از ژوئن ۲۰۲۴ مسیر کاهش آغاز شد و دیروز، ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، بانک مرکزی تصمیم گرفت نرخ را روی ۲.۲۵ درصد نگه دارد.

اما ۲.۲۵ درصد دقیقاً یعنی چه؟
این عدد نرخ وام مسکن مردم نیست. نرخ سیاستی بانک مرکزی است، ابزاری که بانک مرکزی با آن بر هزینه پول و نرخهای کوتاهمدت در اقتصاد اثر میگذارد. تغییر آن به مرور بر نرخ انواع وام و اعتبار اثر میگذارد، اما یک صاحبخانه نمیتواند به بانک مراجعه کند و وام مسکن خود را با نرخ ۲.۲۵ درصد تمدید کند. نرخ واقعی وام او به نوع وام، ثابت یا متغیر بودن آن، مدت قرارداد، شرایط بازار و وضعیت مالی وامگیرنده بستگی دارد. به همین دلیل پایین آمدن نرخ سیاستی از پنج درصد به ۲.۲۵ درصد خبر مهمی است، اما به معنای بازگشت قسط خانه به دوران پول ارزان کرونا نیست. خانوادهها در نهایت با نرخ سیاستی زندگی نمیکنند. با مبلغی زندگی میکنند که هر ماه از حسابشان خارج میشود.
تازهترین نظرسنجی شرکت وام و مسکن کانادا همین فاصله را نشان میدهد. در سال ۲۰۲۶ هنوز ۳۹ درصد دارندگان وام مسکن گفتهاند درباره توانایی پرداخت اقساط خود نگراناند. البته این رقم نسبت به ۵۳ درصد سال گذشته بهتر شده است. با این حال، در میان کسانی که وامشان را تمدید کردهاند، ۳۵ درصد گفتهاند تغییر نرخ بهره فشار مالی بیشتری به آنها وارد کرده و پرداخت ماهانه وامشان به طور متوسط ۳۷۵ دلار افزایش یافته است. سیصد و هفتاد و پنج دلار در گزارش اقتصادی فقط یک عدد است. در زندگی یک خانواده اما میتواند پول خرید مواد غذایی، بخشی از هزینه مهدکودک، کلاس بچه، پسانداز ماهانه یا پولی باشد که برای سفر و دیدن خانواده کنار گذاشته میشد. وقتی این مبلغ هر ماه به قسط خانه اضافه شود، خانواده معمولاً اول خانه را نمیفروشد. اول از جاهای دیگر زندگی کم میکند.
برای خانوادهای که خانه را مهمترین نشانه امنیت مالی خود میداند، فروش معمولاً آخرین انتخاب است. تفریح کمتر میشود، خریدی عقب میافتد، سفر حذف میشود یا پسانداز متوقف میشود تا خانه حفظ شود. درباره تعداد خانوادههای ایرانی که طی سالهای اخیر به دلیل فشار وام مجبور به فروش خانه شدهاند آمار رسمی جداگانهای وجود ندارد. بنابراین نمیتوان گفت این اتفاق برای چه تعداد از ایرانیان افتاده است. آنچه میدانیم این است که فشار ناشی از تمدید وام برای بخشی از صاحبخانههای کانادایی واقعی است و کسانی که تصمیمهای مالی خود را در دوره نرخهای بسیار پایین گرفتهاند، امروز در شرایط کاملاً متفاوتی زندگی میکنند.

در همین حال، خود اقتصاد کانادا هم تصویر یکدستی ندارد. تولید ناخالص داخلی در سه ماه نخست امسال ۰.۱ درصد کاهش یافت. فعالیت بخش مسکن پایین آمد و سرمایهگذاری کسبوکارها همچنان ضعیف ماند. در ماه مه بازار کار بهتر شد و نرخ بیکاری به ۶.۶ درصد رسید، اما بانک مرکزی میگوید اگر نوسانهای ماهانه را کنار بگذاریم، میزان اشتغال از ابتدای سال تغییر چندانی نکرده است. تورم نیز در آوریل به ۲.۸ درصد رسید و بانک انتظار دارد در کوتاهمدت نزدیک سه درصد باقی بماند. برای همین شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که نرخ بهره چه زمانی دوباره پایین میآید. برای بسیاری از خانوادهها سؤال بسیار شخصیتر شده است: آیا هنوز میتوانیم همان زندگیای را که برای ساختنش به کانادا آمدیم حفظ کنیم؟
برای مهاجری که خانه را بخشی از امنیت خود میبیند، این سؤال وزن بیشتری دارد. او هزاران کیلومتر آمده، کار کرده، پسانداز کرده، شاید بخشی از سرمایهاش را از ایران آورده و بالاخره خانهای خریده است. قرار بود آن خانه پایان بخشی از نگرانیهای مهاجرت باشد. قرار بود جایی باشد که بعد از تمام جابهجاییها بتواند بگوید اینجا دیگر خانه من است. حالا ممکن است نگرانی درست از همان جا شروع شود.
اقتصاد میتواند دوباره رشد کند و نرخ بهره هم میتواند پایینتر بیاید، اما برای یک خانواده، بهبود اقتصادی زمانی واقعی است که در پایان ماه چیزی از درآمدش باقی بماند، مجبور نباشد برای پرداخت وام هر بار بخش دیگری از زندگی را حذف کند و خانهای که قرار بود احساس امنیت بدهد، خودش به دلیل اضطراب تبدیل نشود. شاید به همین دلیل قصه امروز بازار مسکن فقط قصه قیمت خانه یا نرخ بهره نیست. قصه آدمهایی است که برای ساختن یک زندگی امنتر مهاجرت کردند و حالا برای حفظ یکی از مهمترین نشانههای آن امنیت، باید بیشتر از چیزی که تصور میکردند هزینه بدهند.
نوشته بهناز رهبر روزنامه نگار LJI







