مینا رحیمی – تورنتو | مجله تیتر: کانادا هنوز یکی از مهمترین کشورهای مهاجرپذیر جهان است. کشوری که برای دههها میلیونها نفر آن را مقصد زندگی بهتر، امنیت اقتصادی و آیندهای مطمئنتر دیدهاند و مهاجرت همچنان یکی از پایههای اصلی رشد جمعیت و بازار کار آن است. اما در همان زمانی که کانادا برای جذب نیروی انسانی از سراسر جهان رقابت میکند، روند دیگری نیز در حال شکل گرفتن است: بخشی از جمعیت جوان کشور و حتی مهاجرانی که پیشتر کانادا را برای ساختن آینده خود انتخاب کردهاند، تصمیم میگیرند زندگیشان را جای دیگری ادامه دهند.
بر اساس دادههای Statistics Canada، در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۲۰٬۶۴۰ شهروند و مقیم دائم کانادا را برای زندگی در کشور دیگری ترک کردند. این رقم در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱۸٬۴۰۹ نفر، در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۱۷٬۳۶۷ نفر و در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۱۰٬۱۷۲ نفر بود. در مجموع، تنها طی چهار سال از ابتدای ۲۰۲۲ تا پایان ۲۰۲۵، ۴۶۶٬۵۸۸ نفر، یعنی نزدیک به ۴۶۷ هزار نفر، از کانادا مهاجرت کردهاند. آمار سه ماه نخست ۲۰۲۶ نیز ادامه این مسیر را نشان میدهد و در این مدت حدود ۳۰٬۰۹۲ شهروند و مقیم دائم دیگر کشور را ترک کردهاند.
این اعداد البته به این معنا نیست که نزدیک به نیم میلیون نفر برای همیشه از کانادا رفتهاند. Statistics Canada مهاجر خروجی را شهروند کانادایی یا مهاجر دارای اقامت دائم تعریف میکند که محل معمول زندگی خود را به کشور دیگری منتقل کرده است و بخشی از این افراد ممکن است در سالهای بعد بازگردند. در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۴٬۹۳۴ مهاجر سابق به کانادا برگشتند و در نتیجه مهاجرت خالص خروجی آن سال حدود ۶۵٬۷۰۶ نفر بود. با این حال، جهت حرکت آمار قابل توجه است. تعداد مهاجران خروجی از حدود ۹۰٬۴۶۰ نفر در سال ۲۰۱۹ به بیش از ۱۲۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
چه کسانی میروند
شاید مهمتر از تعداد کسانی که کانادا را ترک میکنند، مشخصات آنها باشد. Statistics Canada در گزارشی که در مارس ۲۰۲۶ منتشر کرد، تصویر نسبتاً روشنی از این جمعیت ارائه داد. بر اساس دادههای سال ۲۰۲۱، ۶۷ درصد مهاجران خروجی بین ۲۰ تا ۴۴ سال داشتند، در حالی که همین گروه سنی تنها ۳۱.۸ درصد کل جمعیت کانادا را تشکیل میداد.
سطح تحصیلات این افراد نیز قابل توجه است. نزدیک به ۷۰ درصد مهاجران خروجی حداقل مدرک دانشگاهی داشتند. سهم افرادی که در علوم طبیعی و کاربردی و مشاغل مرتبط فعالیت میکردند نیز تقریباً سه برابر سهم این گروه در کل جمعیت کانادا بود. این ارقام مسئله خروج را از یک جابهجایی ساده جمعیتی فراتر میبرد، زیرا بخشی از کسانی که میروند در سن کار هستند و تحصیلات و مهارتهایی دارند که اقتصاد کانادا برای جذب و نگه داشتن آنها رقابت میکند.
یک آمار دیگر شاید از همه قابل تأملتر باشد. مهاجران نسل اول در سال ۲۰۲۱ تنها ۲۳.۶ درصد جمعیت کانادا را تشکیل میدادند، اما ۶۱.۲ درصد کسانی که از کانادا مهاجرت کردند خودشان مهاجر بودند. به بیان دیگر، بخشی از کسانی که زمانی کانادا را به عنوان مقصد زندگی جدید خود انتخاب کرده بودند، در مرحلهای دیگر تصمیم گرفتهاند دوباره چمدان ببندند. برای کشوری که بخش مهمی از سیاست اقتصادی و جمعیتی خود را بر جذب مهاجران ماهر بنا کرده، این مسئله اهمیت ویژهای دارد. موفقیت در جذب صدها هزار مهاجر زمانی ارزش بلندمدت پیدا میکند که کشور بتواند بخش بزرگی از آنها را نیز نگه دارد.

فشار زندگی در کانادا
هیچ آمار رسمی نمیگوید تمام ۱۲۰٬۶۴۰ نفری که در سال ۲۰۲۵ کانادا را ترک کردند به دلیل گرانی رفتهاند. چنین ادعایی دقیق نیست. تصمیم به مهاجرت میتواند دلایل متفاوتی داشته باشد، از فرصت شغلی و خانواده گرفته تا تحصیل، بازنشستگی، آبوهوا یا بازگشت به کشور محل تولد.
اما شرایط اقتصادی سالهای اخیر را هم نمیتوان از این داستان حذف کرد. هزینه مسکن، مواد غذایی، نرخهای بالاتر وام، بدهی خانوار و دشواری پیدا کردن شغلی با درآمد متناسب با هزینه زندگی، معادله ماندن در کانادا را برای بخشی از جمعیت تغییر داده است. خود Statistics Canada نیز در بررسی مهاجرت خروجی تأکید میکند که عواملی مانند دسترسی به مسکن قابل پرداخت، مشاغل باکیفیت، درآمد، اشتغال، بهرهوری و شرایط مالیاتی میتوانند بر توانایی کشور برای نگه داشتن جمعیت اثر بگذارند.
مسکن شاید ملموسترین بخش این فشار باشد. بازار اجاره در برخی شهرهای بزرگ در ماههای اخیر اندکی آرامتر شده و بنابراین نمیتوان گفت همه شاخصها همچنان در حال بدتر شدناند. با این حال، کاهش نسبی اجارهها به معنای ارزان شدن زندگی نیست. در سه ماه نخست ۲۰۲۶، متوسط اجاره درخواستی یک واحد دوخوابه حدود ۲۶۶۰ دلار در تورنتو و ۳۱۰۰ دلار در ونکوور بود. برای بسیاری از جوانان و خانوادههایی که درآمدشان با سرعت هزینه مسکن افزایش پیدا نکرده، چنین اعدادی هنوز بخش بزرگی از درآمد ماهانه را میبلعد.
بازار کار نیز هنوز کاملاً به شرایط پیش از همهگیری بازنگشته و رشد اقتصادی کانادا در سالهای اخیر ضعیف بوده است. برای بسیاری از خانوارها مسئله دیگر صرفاً افزایش قیمت یک کالا نیست، بلکه فاصلهای است که میان درآمد و هزینه یک زندگی معمولی ایجاد شده است. داشتن شغل الزاماً به معنای توانایی خرید خانه نیست و برای کسی که امکان کار در آمریکا، اروپا، استرالیا یا کشور دیگری را دارد، رفتن میتواند از یک فکر دور به یک گزینه واقعی تبدیل شود.

کشوری که باید مهاجرانش را نگه دارد
کانادا همچنان مقصد صدها هزار مهاجر است و مهاجرت برای آینده اقتصادی و جمعیتی کشور حیاتی باقی خواهد ماند. حتی در سه ماه نخست ۲۰۲۶ که جمعیت کشور کاهش پیدا کرد، ۸۳٬۱۴۹ مهاجر دارای اقامت دائم جدید وارد کانادا شدند. بخش عمده کاهش اخیر جمعیت نیز نتیجه خروج ساکنان موقت و تغییر سیاست دولت درباره دانشجویان و کارگران موقت بوده است، نه مهاجرت شهروندان و مقیمان دائم. اما این واقعیت نباید روند دیگری را پنهان کند. نزدیک به ۴۶۷ هزار شهروند و مقیم دائم تنها طی چهار سال کانادا را ترک کردهاند و دادههای Statistics Canada نشان میدهد مهاجران خروجی به شکل نامتناسبی جوانتر و تحصیلکردهتر از جمعیت عمومی هستند و مهاجران نسل اول سهم بسیار بالایی در میان آنها دارند.
تناقض اصلی شاید همینجاست. کانادا هنوز یکی از مهمترین کشورهای مهاجرپذیر جهان است، اما در همان زمانی که برای جذب نیروی انسانی رقابت میکند، بخشی از جمعیت جوان و مهاجرانی را که پیشتر جذب کرده دوباره از دست میدهد. کشوری که برای جذب مهاجر هزینه و برنامهریزی میکند، اگر نتواند زندگی قابل پرداخت و فرصت اقتصادی کافی فراهم کند، ممکن است بخشی از همان سرمایه انسانی را دوباره از دست بدهد.
در چنین شرایطی، موفقیت سیاست مهاجرتی را دیگر نمیتوان فقط با تعداد افرادی که وارد کانادا میشوند سنجید. سؤال مهمتر این است که پس از آنکه این افراد به کانادا آمدند، کار کردند، مالیات پرداخت کردند و زندگی ساختند، چه چیزی آنها را متقاعد میکند که بمانند؟
افزایش مهاجرت خروجی هنوز به معنای کوچ دستهجمعی از کانادا نیست و نباید آن را چنین توصیف کرد. اما اعداد آنقدر بزرگ و روند چند سال اخیر آنقدر قابل توجه شده که دیگر نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. وقتی هزینه زندگی بالا میماند، مسکن برای بخش بزرگی از نسل جوان دور از دسترس است و فرصت اقتصادی در کشورهای دیگر جذابتر به نظر میرسد، انتخاب رفتن برای بعضیها جدیتر میشود. کانادا هنوز در جذب مهاجر موفق است. چالش بزرگتر این است که بتواند کسانی را که جذب کرده و بخشی از نسل جوان خودش را نیز متقاعد کند که آیندهشان را در همین کشور بسازند.
نوشته مینا رحیمی روزنامه نگار LJI








