اخباراخبار ورزشیدر شهرزندگیصفحه اول

کانادا وارد دوران تازه‌ای می‌شود

بخش نخست | استاندارد تازه‌ای برای فوتبال کانادا

مینا رحیمی – تورنتو | تولد یک ملت فوتبالی– بخش نخست: نخستین امتیاز، نخستین پیروزی و نخستین حضور در مراحل حذفی، جام جهانی ۲۰۲۶ را به موفق‌ترین دوره در تاریخ تیم ملی مردان کانادا تبدیل کرد. اما مهم‌تر از همه، این مسابقات سطح انتظارات از آینده این تیم را برای همیشه تغییر داد.

کانادا در شرایطی متفاوت وارد جام جهانی ۲۰۲۶ شد. از یک سو یکی از میزبانان بزرگ‌ترین رویداد فوتبال جهان بود و از سوی دیگر، هنوز نمی‌شد آن را کشوری باسابقه در این رقابت‌ها دانست. تیم ملی فوتبال مردان کانادا پیش از این تنها دو بار در جام جهانی حضور داشت، بدون آنکه حتی یک امتیاز بگیرد یا طعم پیروزی را بچشد. با این حال، این دیگر همان تیمی نبود که صرف حضور در جام جهانی بتواند برایش موفقیت به حساب بیاید.

چهار سال پیش در قطر، کانادا پس از ۳۶ سال دوری به جام جهانی بازگشته بود. نتیجه سه شکست در سه مسابقه بود، اما همان حضور نیز گامی رو به جلو محسوب می‌شد. آلفونسو دیویس نخستین گل تاریخ کانادا در جام جهانی مردان را به ثمر رساند و نسلی جوان، برای نخستین بار فوتبال در بالاترین سطح جهانی را تجربه کرد.

تا سال ۲۰۲۶ شرایط تغییر کرده بود. کانادا حالا بازیکنانی داشت که در فوتبال اروپا جایگاه خود را پیدا کرده بودند، تجربه بین‌المللی تیم بیشتر شده بود و مهم‌تر از همه، این باور شکل گرفته بود که رسیدن به جام جهانی دیگر نباید سقف آرزوهای فوتبال این کشور باشد. میزبانی نیز انتظارات را بالاتر برده بود. تورنتو و ونکوور فقط میزبان مسابقات نبودند. برای نخستین بار، بازیکنان کانادا در جام جهانی وارد زمینی می‌شدند که ده‌ها هزار هوادار خودی از سکوها آنها را همراهی می‌کردند.

آنچه در ادامه اتفاق افتاد، به موفق‌ترین حضور کانادا در تاریخ جام جهانی مردان تبدیل شد. کانادا نخستین امتیاز خود را گرفت، برای نخستین بار پیروز شد، برای اولین بار از مرحله گروهی عبور کرد و سپس نخستین مسابقه حذفی خود را نیز با برد پشت سر گذاشت. این مسیر سرانجام در مرحله یک هشتم نهایی و برابر مراکش به پایان رسید، اما تا آن زمان جام جهانی ۲۰۲۶ معیار تازه‌ای برای سنجش فوتبال کانادا ساخته بود.


عبور از مرز حضور

تحول تیم ملی مردان کانادا از سال ۲۰۲۶ آغاز نشد. بلکه در طول دهه گذشته، به تدریج نسلی شکل گرفته بود که تعداد بیشتری از بازیکنانش توانایی رقابت در سطح بین‌المللی را داشتند. آلفونسو دیویس با درخشش در بایرن مونیخ به شناخته‌شده‌ترین فوتبالیست کانادایی نسل خود تبدیل شد. جاناتان دیوید در فوتبال اروپا جایگاهش را به عنوان یک گلزن تثبیت کرد. استفن اوستاکیو تجربه و کنترل بیشتری به خط میانی بخشید و بازیکنانی مانند تاجون بوکانان، اسماعیل کُنه و دیگران، توان فیزیکی و عمق بیشتری به ترکیب کانادا دادند.

با حضور جسی مارش روی نیمکت، شیوه بازی تیم نیز تغییر کرد. کانادا بیش از گذشته به دنبال تحمیل بازی خود بود. پرس کردن حریف و حرکت سریع به سمت جلو، جای رویکردی را گرفته بود که بیشتر بر مهار حریف و محافظت از دروازه استوار بود. البته این سبک بدون خطر نبود. هر زمان پرس تیم به نتیجه نمی‌رسید، فضاهایی در پشت خطوط ایجاد می‌شد که مقابل حریفان تکنیکی‌تر می‌توانست گران تمام شود. با این حال، تغییر مهم دیگری نیز دیده می‌شد. کانادا دیگر حاضر نبود تمام مسابقه را صرف واکنش به بازی حریف کند. حالا این تیم تلاش می‌کرد حریف را وادار کند خود را با فوتبال کانادا تطبیق دهد. جام جهانی بزرگ‌ترین آزمون برای مشخص شدن این بود که آیا این پیشرفت می‌تواند زیر فشار یک تورنمنت بزرگ نیز دوام بیاورد یا نه.

نخستین امتیاز در تورنتو

کانادا نخستین مسابقه خود در گروه B را ۱۲ ژوئن در تورنتو مقابل بوسنی و هرزگوین برگزار کرد. اهمیت این مسابقه حتی پیش از شروع بازی محسوس بود. برای نخستین بار در تاریخ، تیم ملی مردان کانادا یک مسابقه جام جهانی را در خاک خود برگزار می‌کرد. بوسنی در دقیقه ۲۱ با گل یووو لوکیچ پیش افتاد و بخش بزرگی از مسابقه توانست برتری خود را حفظ کند. کانادا موقعیت‌هایی ساخت، اما در زدن ضربه نهایی موفق نبود تا اینکه مارش تصمیم گرفت از نیمکت کمک بگیرد. کایل لارین در دقیقه ۷۶ وارد زمین شد. دو دقیقه بعد، گل زد.

تساوی یک بر یک نتیجه‌ای نبود که کانادا برای نخستین مسابقه خود در نظر داشت، اما ارزشی تاریخی پیدا کرد. پس از شش شکست پیاپی در جام‌های جهانی ۱۹۸۶ و ۲۰۲۲، کانادا سرانجام نخستین امتیاز خود را در جام جهانی مردان به دست آورد. این مسابقه نکته دیگری را نیز آشکار کرد که در ادامه تورنمنت اهمیت بیشتری پیدا کرد. عمق ترکیب کانادا داشت به یک عامل تعیین کننده تبدیل می‌شد. لارین در ترکیب اصلی نبود، اما ورودش روند مسابقه را تغییر داد. در تورنمنتی که فاصله میان بازی‌ها کوتاه است و یک مصدومیت می‌تواند ظرف چند ساعت معادلات یک تیم را عوض کند، بازیکنانی که بیرون از ترکیب اصلی قرار دارند گاهی سرنوشت یک مسابقه را رقم می‌زنند. شش روز بعد، کانادا این واقعیت را به شکلی بسیار دردناک‌تر تجربه کرد.

شبی تاریخی در ونکوور

مقابل قطر در ورزشگاه BC Place، کانادا به نتیجه‌ای رسید که هوادارانش دهه‌ها در انتظار آن بودند. لارین گل نخست را زد و پس از او جاناتان دیوید سه بار دروازه قطر را باز کرد. ناتان سالیبا نیز گلزنی کرد تا کانادا مقابل بیش از ۵۲ هزار تماشاگر، قطر را با نتیجه ۶ بر صفر شکست دهد.

این نخستین پیروزی کانادا در تاریخ جام جهانی مردان بود و با اقتداری به دست آمد که شاید کمتر کسی انتظارش را داشت. کانادا در بخش‌های طولانی مسابقه کنترل بازی را در اختیار داشت، با اعتماد به نفس حمله می‌کرد و از شرایط حریفی که در ادامه ۹ نفره شد، به خوبی بهره برد. برای تیمی که بخش بزرگی از تاریخش در جام جهانی با انتظار برای رسیدن به همین «نخستین‌ها» گذشته بود، این شب می‌توانست جشنی بی‌حاشیه باشد. اما در دقایق ابتدایی نیمه دوم، حال و هوای ورزشگاه BC Place ناگهان تغییر کرد.

لحظه‌ای که نتیجه دیگر مهم نبود

در دقیقه ۵۱، اسماعیل کُنه در حال دور کردن توپ بود که عاصم مادیبو، هافبک قطر، از پشت روی او تکل زد. کُنه بلافاصله روی زمین افتاد. خیلی زود مشخص شد که مصدومیت جدی است. استخوان درشت نی و نازک نی پای چپ او هر دو شکسته بودند. واکنش بازیکنان نشان می‌داد چه اتفاقی افتاده است. کادر پزشکی کانادا با عجله وارد زمین شد و کُنه سرانجام با برانکارد از زمین بیرون رفت. هنگام خروج، او به تشویق ایستاده تماشاگران پاسخ داد. کُنه در ونکوور تحت عمل جراحی موفقیت‌آمیزی قرار گرفت، اما ادامه جام جهانی را از دست داد. کارت زرد اولیه مادیبو پس از بازبینی ویدیویی به کارت قرمز تغییر کرد و فیفا نیز بعدتر او را برای پنج مسابقه محروم کرد.

در لحظات پس از تکل، خشم زیادی وجود داشت، اما ماجرا در همان نقطه باقی نماند. مادیبو از پیامد برخورد به شدت متاثر بود و در روزهای بعد، فضای ایجاد شده به تدریج از تقابل و عصبانیت فاصله گرفت و جای خود را به نگرانی برای بازیکن مصدوم داد. و این تغییر اهمیت داشت.

فوتبال، به ویژه در جام جهانی، احساسات و تعلقات ملی را به اوج می‌رساند. برای نود دقیقه، بازیکنان حریف یکدیگرند و هواداران نیز بازی را تقریباً به طور کامل از پشت رنگ پیراهن کشورشان می‌بینند. اما یک مصدومیت جدی می‌تواند در چند ثانیه همه این مرزها را کنار بزند. پیراهن همچنان همان پیراهن است، اما ناگهان انسانی که آن را پوشیده مهم‌تر می‌شود.

واکنش بازیکنان کانادا نیز فوری بود. وقتی سالیبا در ادامه مسابقه گل زد، پیراهن شماره ۸ کُنه را بالا گرفت و گلش را به او تقدیم کرد. تصویری که شادی آن شب را پیچیده‌تر کرد. کانادا بزرگ‌ترین پیروزی تاریخ خود در جام جهانی مردان را به دست آورده بود، اما یکی از مهم‌ترین هافبک‌های تیم، همزمان در ابتدای مسیری طولانی برای بازگشت به فوتبال قرار داشت. کانادا باید بدون او ادامه می‌داد.

جسی مارش سرمربی تیم ملی کانادا

صعود، با وجود شکست

کانادا با چهار امتیاز به آخرین مسابقه مرحله گروهی مقابل سوئیس رسید و شانس بالایی برای صعود داشت. برای تیمی که پیش از آغاز این جام جهانی حتی یک امتیاز هم در تاریخ این رقابت‌ها نداشت، همین موقعیت نشان می‌داد انتظارات با چه سرعتی تغییر کرده‌اند. دیگر بحث بر سر این نبود که آیا کانادا می‌تواند در جام جهانی پیروز شود یا نه. حالا صحبت از رتبه تیم در گروه و حریفی بود که در مرحله حذفی انتظارش را می‌کشید.

سوئیس در ونکوور ۲ بر یک پیروز شد. روبن وارگاس کمی پس از آغاز نیمه دوم گل نخست را زد و یوهان مانزامبی گل دوم را به ثمر رساند. پرامیس دیوید در دقیقه ۷۶ یکی از گل‌ها را برای کانادا جبران کرد. کانادا برای رسیدن به گل تساوی فشار آورد، اما موفق نشد. این شکست صدرنشینی گروه B و فرصت ماندن در ونکوور برای نخستین مسابقه حذفی را از کانادا گرفت. اما صعود را نه. چهار امتیاز برای قرار گرفتن در رتبه دوم گروه کافی بود. کانادا برای نخستین بار به مرحله حذفی جام جهانی مردان راه یافته بود. حالا مسیر این تیم به سمت جنوب ادامه پیدا می‌کرد.

یک ضربه در لس‌آنجلس

کانادا ۲۸ ژوئن در مرحله یک سی و دوم نهایی در ورزشگاه لس‌آنجلس مقابل آفریقای جنوبی قرار گرفت. هر دو کشور برای نخستین بار حضور در یک مسابقه حذفی جام جهانی را تجربه می‌کردند. این مسابقه هیچ شباهتی به پیروزی پرگل برابر قطر نداشت. آفریقای جنوبی منظم دفاع کرد و رونون ویلیامز، دروازه‌بان این تیم، بارها حملات کانادا را ناکام گذاشت. کانادا بخش بزرگی از مالکیت توپ را در اختیار داشت و موقعیت‌هایی نیز ایجاد کرد، اما هرچه مسابقه به دقایق پایانی نزدیک‌تر می‌شد، احتمال کشیده شدن بازی به وقت اضافه بیشتر به نظر می‌رسید.

تا اینکه در وقت‌های تلف شده، توپ پشت محوطه جریمه به استفن اوستاکیو رسید. توپ را مهار کرد و ضربه زد. توپ در گوشه پایین دروازه نشست و کانادا یک بر صفر پیروز شد. این هم یک «نخستین» دیگر بود. اما در این مرحله از جام، تعداد این نخستین‌ها دیگر فقط به معنای شکستن رکوردهای قدیمی نبود. داستان بزرگ‌تری در حال شکل گرفتن بود. کانادا داشت یاد می‌گرفت چگونه از پس شکل‌های متفاوت یک مسابقه در جام جهانی برآید.

مقابل بوسنی، عقب افتاد و برگشت. مقابل قطر، کاملاً مسلط بود. مقابل سوئیس، فهمید از دست دادن کنترل بازی حتی برای مدتی کوتاه تا چه اندازه می‌تواند مجازات داشته باشد و مقابل آفریقای جنوبی، صبر کرد تا سرانجام فرصت از راه برسد. در لس‌آنجلس اتفاق مهم دیگری هم افتاد. دیویس که به دلیل مصدومیت تمام مرحله گروهی را از دست داده بود، در نیمه دوم به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شد. شناخته‌شده‌ترین ستاره فوتبال کانادا سرانجام توانست در جام جهانی‌ای به میدان برود که هم‌تیمی‌هایش پیش از بازگشت او، آن را به موفق‌ترین دوره تاریخ فوتبال کشورشان تبدیل کرده بودند.

مراکش و فاصله‌ای که هنوز باقی است

حضور در مرحله یک هشتم نهایی، کانادا را در هیوستون مقابل مراکش قرار داد. این بار سطح چالش به شکل محسوسی بالاتر بود. مراکش در جام جهانی ۲۰۲۲ به نیمه نهایی رسیده بود و به عنوان یکی از قدرتمندترین تیم‌های ملی جهان وارد این مسابقه می‌شد. با این حال، کانادا بازی را خوب آغاز کرد و در نیمه نخست بدون گل، موقعیت‌هایی نیز به دست آورد. اما پس از استراحت، تفاوت دو تیم آشکارتر شد.

عزالدین اوناحی در دقیقه ۵۰ گل نخست را به ثمر رساند. او در دقیقه ۸۲ بار دیگر گل زد و سپس سفیان رحیمی در وقت‌های تلف شده نتیجه را ۳ بر صفر کرد. جام جهانی برای کانادا به پایان رسیده بود. نتیجه نهایی قاطع بود، اما این مسابقه از زاویه‌ای دیگر نیز اهمیت داشت. معیاری بود برای سنجیدن جایگاهی که کانادا واقعاً در آن قرار داشت.

تیم ملی آن‌قدر پیشرفت کرده بود که خود را به جمع شانزده تیم پایانی برساند، اما مراکش نشان داد برای برداشتن قدم بعدی چه میزان تجربه و کارآمدی لازم است. در فوتبال حذفی، چند مقطع خوب همیشه کافی نیست. اشتباهات هزینه بیشتری دارند و فرصت‌هایی که از دست می‌روند، به سادگی دوباره به دست نمی‌آیند. کم کردن همین فاصله، چالش بعدی کاناداست.

فراتر از دو ستاره

یکی از امیدوارکننده‌ترین نشانه‌های این جام جهانی آن بود که پیشرفت کانادا تنها به دیویس و جاناتان دیوید وابسته نماند. هت تریک دیوید مقابل قطر یکی از درخشان‌ترین نمایش‌های فردی کانادا در این رقابت‌ها بود، اما موفقیت تیم به نقش‌آفرینی بازیکنان دیگری نیز وابسته بود. لارین از روی نیمکت آمد و کانادا را در مسابقه نخست نجات داد. سالیبا هرچه مسابقات جلوتر رفت نقش مهم‌تری پیدا کرد.

پرامیس دیوید مدت کوتاهی پس از ورود به زمین مقابل سوئیس گل زد. اوستاکیو گلی را به ثمر رساند که کانادا را به مرحله یک هشتم نهایی رساند. ماکسیم کرپو چندین مهار مهم داشت و مصدومیت کُنه نیز نشان داد حضور او تا چه اندازه برای خط میانی کانادا اهمیت پیدا کرده است. در همین حال، دیویس تمام مرحله گروهی را از دست داد و تا آغاز مسابقات حذفی به ترکیب بازنگشت.

طبیعی است که کانادا ترجیح می‌داد بهترین بازیکنش را از همان ابتدای جام جهانی در اختیار داشته باشد. اما اینکه تیم بدون او نیز توانست صعود کند، نشانه‌ای از شکل گرفتن مجموعه‌ای کامل‌تر در تیم ملی بود. فوتبال در بالاترین سطح بین‌المللی چیزی فراتر از داشتن یازده بازیکن خوب است. مصدومیت، محرومیت، افت و اوج بازیکنان و فاصله کوتاه میان مسابقات، داشتن نیمکتی قدرتمند را ضروری می‌کند. کانادا هنوز از نظر عمق ترکیب با قدرت‌های بزرگ فوتبال جهان فاصله دارد، اما تفاوت با نسل‌های گذشته دیگر به وضوح قابل مشاهده است.

هویتی روشن‌تر برای فوتبال کانادا

شیوه بازی کانادا نیز در این جام جهانی تعریف روشن‌تری پیدا کرد. تیم مارش در بیشتر مواقع پرس و حرکت رو به جلو را به دفاع منفعل ترجیح می‌داد. کانادا در بهترین لحظاتش می‌توانست با سرعت، انتقال سریع توپ و فشار تهاجمی بدون توپ، بازی را برای حریف دشوار کند. اما این رویکرد ضعف‌هایی هم داشت. سوئیس در دقایق ابتدایی نیمه دوم از همین نقاط آسیب‌پذیر استفاده کرد و مراکش نشان داد یک حریف در سطح بالا با چه سرعتی می‌تواند فضای ایجاد شده را مجازات کند. در مقاطعی نیز کانادا مالک توپ بود، اما خلاقیت کافی برای شکستن یک خط دفاعی منظم را نداشت. مشکلی که آفریقای جنوبی تقریباً در تمام مسابقه از آن استفاده کرد.

اگر کانادا می‌خواهد حضور در مراحل پایانی تورنمنت‌های بزرگ را به اتفاقی تکرارشونده تبدیل کند، اینها مسائل کوچکی نیستند. اما همین پرسش‌ها نشان می‌دهند فوتبال مردان کانادا تا چه اندازه جلو آمده است. یک دهه پیش، مسائل پیش روی این تیم بسیار ابتدایی‌تر بودند. دیگر بحث اصلی این نیست که آیا کانادا می‌تواند بازیکنانی در سطح بین‌المللی پرورش دهد یا نه. حالا پرسش این است که چگونه باید از این بازیکنان استفاده کرد، آیا تیم عمق کافی دارد، تا چه اندازه می‌تواند جریان مسابقه را در اختیار بگیرد و آیا قادر است نمایش‌های رقابتی خود را به طور مستمر به پیروزی تبدیل کند. این نیز شکل دیگری از پیشرفت است.


استانداردی تازه

کانادا جام جهانی ۲۰۲۶ را با دو پیروزی، یک تساوی و دو شکست به پایان رساند. به مرحله یک هشتم نهایی رسید و بهترین نتیجه تاریخ تیم ملی مردان این کشور در جام جهانی را ثبت کرد. ثبت این دستاوردها روی کاغذ ساده است. اما پیامدهای مهم‌تر این جام جهانی را باید در سال‌های آینده سنجید.

میزبانی جام جهانی توجهی ایجاد می‌کند که کمتر رویداد ورزشی دیگری قادر به تکرار آن است. چالش اصلی فوتبال کانادا زمانی آغاز می‌شود که این توجه فروکش کند و نگاه‌ها به جای دیگری برود. در بلندمدت، پرورش بازیکنان جوان، سرمایه‌گذاری در مربیگری، قدرت فوتبال حرفه‌ای داخلی و ایجاد مسیری روشن از فوتبال پایه و محلی تا سطح ملی، بسیار مهم‌تر از هر موج موقتی هیجان خواهند بود.

با این حال، تیم ملی یک چیز را همین حالا تغییر داده است: معیاری که از این پس با آن سنجیده خواهد شد. کانادا دهه‌ها برای بازگشت به جام جهانی تلاش کرد. در سال ۲۰۲۲، خودِ بازگشت یک دستاورد بود. چهار سال بعد، دیگر کافی نبود. کانادا امتیاز می‌خواست، پیروزی می‌خواست و انتظار داشت به مرحله حذفی برسد. برای نخستین بار، هر سه را به دست آورد.

نسل بعدی فوتبال کانادا همین انتظارات را به ارث خواهد برد و شاید مهم‌ترین دستاورد کانادا در سال ۲۰۲۶ همین باشد. این کشور دیگر نیازی ندارد از خود بپرسد آیا تیم ملی مردانش جایی در جام جهانی دارد یا نه. پاسخ این پرسش را گرفته است. پرسش دشوارتر از اینجا آغاز می‌شود: اینکه جام جهانی ۲۰۲۶ نه به عنوان یک تابستان استثنایی در تاریخ فوتبال کانادا، بلکه به عنوان آغاز استانداردی به یاد آورده شود که فوتبال این کشور بتواند آن را در سال‌های آینده حفظ کند.

پایان بخش اول
نوشته مینا رحیمی روزنامه نگار LJI

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا