بهناز رهبر – نیومارکت | مجله تیتر:برای بسیاری از ما، سرخک نام بیماریای است که بیشتر به گذشته تعلق دارد. شاید آن را از دفترچه واکسیناسیون کودکی به یاد بیاوریم، از حرفهای پدر و مادرها شنیده باشیم، یا تصویر کودکانی با تب و لکههای قرمز روی پوست را در کتابها دیده باشیم. برای نسلی که با برنامههای منظم واکسیناسیون بزرگ شده است، سرخک مدتهاست از یک خطر روزمره به خاطرهای دور تبدیل شده. وقتی هم در کشوری مانند کانادا زندگی میکنیم، با بیمارستانهای مجهز و نظام گسترده بهداشت عمومی، تصور بازگشت چنین بیماریای کمی عجیب به نظر میرسد.
اما سرخک در ماههای گذشته نشان داده که این اطمینان تا چه اندازه میتواند شکننده باشد. تا ۲۰ مه امسال، ۱۷۹۵ مورد مرتبط با شیوع کنونی در انتاریو ثبت شده بود و تنها در یک هفته ۱۷۳ مورد تازه به این تعداد اضافه شد. ۱۲۹ نفر به بستری در بیمارستان نیاز پیدا کردند و ۱۰ نفر به بخش مراقبتهای ویژه رفتند. بیش از سه چهارم مبتلایان نوزادان، کودکان و نوجوانان بودند. بیماریای که بسیاری تصور میکردند به گذشته تعلق دارد، دوباره به مسئلهای واقعی برای نظام بهداشت عمومی استان تبدیل شده است.
اهمیت این اتفاق زمانی روشنتر میشود که کمی به عقب برگردیم. پیش از واکسیناسیون، سالانه حدود ۱۰ هزار تا ۹۰ هزار مورد سرخک در کانادا گزارش میشد. واکسن سرخک در سال ۱۹۶۳ وارد برنامه بهداشتی کشور شد و تا اوایل دهه ۱۹۷۰ واکسیناسیون معمول در تمام استانها و قلمروها برقرار بود. در سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ نیز برنامه دو دوز واکسن در سراسر کشور اجرا شد. نتیجه چشمگیر بود. میزان ابتلا بیش از ۹۹ درصد کاهش یافت و کانادا در سال ۱۹۹۸ توانست به وضعیت حذف سرخک برسد.
حذف البته به معنای ناپدید شدن کامل ویروس نبود. در جهانی که مردم دائماً میان کشورها سفر میکنند، همیشه امکان ورود یک فرد مبتلا وجود دارد. تفاوت در این بود که وقتی بخش بزرگی از جامعه ایمنی داشت، ویروس پس از ورود معمولاً راه زیادی برای ادامه پیدا نمیکرد. یک مسافر میتوانست بیماری را وارد کانادا کند، اما زنجیره انتقال اغلب پس از چند حلقه متوقف میشد.

همین موفقیت اما تناقض عجیبی ایجاد کرده است. وقتی یک واکسن خوب کار میکند، بیماری آرامآرام از برابر چشم مردم ناپدید میشود. وقتی بیماری برای سالها دیده نمیشود، خاطره خطر آن هم کمرنگ میشود. بسیاری از والدین امروز هرگز کودک مبتلا به سرخک ندیدهاند و طبیعتاً ترسی را که نسلهای قبل از این بیماری داشتند تجربه نکردهاند. واکسن باقی مانده، اما بیماریای که واکسن برای مقابله با آن ساخته شده بود از حافظه روزمره ما کنار رفته است.
سرخک اما بیماری سادهای نیست. یکی از مسریترین عفونتهای انسانی است و در میان افرادی که ایمنی ندارند میتواند با سرعت زیادی منتقل شود. بیماری معمولاً با تب، سرفه، آبریزش بینی و قرمزی چشم آغاز میشود و بعد لکههای پوستی ظاهر میشوند. بیشتر بیماران بهبود پیدا میکنند، اما در برخی موارد عوارضی مانند عفونت گوش، ذاتالریه و التهاب مغز ممکن است رخ دهد. کودکان خردسال، زنان باردار و افرادی که دستگاه ایمنی ضعیفتری دارند نیز در برابر عوارض آن آسیبپذیرترند.
آمار انتاریو بخش مهم دیگری از داستان را روشن میکند. از ۱۷۹۵ مورد ثبتشده تا ۲۰ مه، ۱۵۹۵ نفر واکسینه نشده بودند و درباره ۱۱۰ نفر نیز سابقه قابل اثباتی از واکسیناسیون وجود نداشت. در مجموع، حدود ۹۵ درصد مبتلایان یا واکسینه نشده بودند یا وضعیت واکسیناسیون آنها مشخص نبود. در مقابل، تنها ۶۹ نفر دو دوز یا بیشتر واکسن دریافت کرده بودند. این تفاوت نشان میدهد چرا متخصصان بهداشت عمومی همچنان بر پوشش گسترده واکسیناسیون تأکید دارند.
هدف کانادا رسیدن به پوشش ۹۵ درصدی واکسیناسیون کودکان است، اما کشور در برخی شاخصها هنوز به این سطح نرسیده است. بررسی ملی سال ۲۰۲۱ نشان داد ۹۱.۶ درصد کودکان تا دو سالگی دستکم یک دوز واکسن سرخک دریافت کرده بودند، در حالی که میزان دریافت دو دوز تا هفت سالگی ۷۹.۲ درصد بود. این اعداد میانگین کشوری هستند و میتوانند تفاوتهای بزرگ میان مناطق و جوامع مختلف را پنهان کنند. برای بیماریای به شدت مسری مانند سرخک، همین شکافهای محلی میتوانند اهمیت زیادی داشته باشند.

شیوع فعلی نیز نشان میدهد که داستان را نباید به سفر یا مهاجرت تقلیل داد. زنجیره این شیوع با یک مورد مرتبط با سفر آغاز شد، اما ورود ویروس از خارج اتفاق تازهای برای کانادا نیست. مسئله اصلی این است که ویروس پس از ورود با چه میزان ایمنی در جامعه روبهرو میشود. اگر بیشتر افراد ایمن باشند، مسیر انتقال خیلی زود بسته میشود. اگر گروههایی با پوشش پایین واکسیناسیون وجود داشته باشند، همان یک مورد میتواند آغاز یک زنجیره طولانی باشد.
شاید به همین دلیل ماجرای سرخک فقط داستان یک بیماری عفونی نباشد. این داستان درباره حافظه جمعی ما هم هست. پزشکی مدرن گاهی آنقدر موفق میشود که نتیجه کارش از برابر چشم ما ناپدید میشود. دیگر بیماری را نمیبینیم و کمکم فراموش میکنیم چرا نسلهای پیش از ما برای مهار آن تلاش کردند.
ماجرای ۱۷۹۵ بیمار انتاریو یک یادآوری ساده دارد. بعضی بیماریها به این دلیل از زندگی روزمره ما ناپدید شدند که برای ناپدید کردنشان کاری انجام دادیم، نه به این دلیل که خودشان برای همیشه از میان رفتند. شاید خطر درست از جایی آغاز شود که همراه با بیماری، دلیل فراموش شدن آن را هم از یاد ببریم.
نوشته بهناز رهبر روزنامه نگار LJI







